.
🔴 گریه دائمی ام البنین برای امام زمان خود
🔹 امام جعفر صادق(ع) فرمودند :
🔺 وكَانَت أمُّ جَعْفرٍ الكِلابِيَّة تَنْدُبُ الُحسَين عليه السلام وتَبكِيهِ وقَد كَفَّ بَصَرُها، فَكانَ مَروانْ وهُو وَالِ المَدينَةِ يَجيءُ مُتَنَكِّراً بِاللَّيْلِ حَتّى يَقِف، فَيَسْمَع بُكاءَها ونَدبَها..
🔸 ام جعفر کلابیه(حضرت ام البنین) دائما بر حسین عليه السلام ندبه و گریه میکرد تا اینکه چشمانش را از دست داد، و مروان والی مدینه، شبانگاهان به صورت ناشناس می آمد و می ایستاد و به گریه ی ام البنین گوش فرا میداد.
📚 الأمالي الخميسية للشجري، ص ۲۵۹
.
|⇦•ای اُم عشق مادرِ ..
#روضه و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها _ استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
ای اُم عشق مادرِ سرلشکر ادب
وی سایه سارِ قد تو رویِ سر ادب
بانویِ سرسپردۀ همسنگرِ ادب
در آسمان ملقبِ بر مادرِ ادب
از لحظه ای که واردِ بیت الکرم شدی
با احترام کردن خود محترم شدی
روزِ عروسیت شد و اوجِ عزیزیت
مبهوت شد زمانه از آن اشک ریزی ات
قربان آن درایت و دشمن ستیزی ات
رفتی به بیت عشق به شرط کنیزی ات
از ابتدا بنایِ تو بر احترام بود
جان تو نذرِ خدمتِ چندیدن امام بود
در ظّل نورِ فاطمه با غم عجین شدی
شمس الضحی مکتب حق الیقین شدی
ماه تمام چهار مه جبین شدی
دادی بَنی و حضرتِ اُم البنین شدی
ام البنین شدی و به تو التفات شد
آغوشِ تو پناه زنان و بنات شد
بانو تو کیستی که بنازد کرم به تو
باب النجات داده کلیدِ حرم به تو
غرق توسل است عرب تا عجم به تو
داده امام عصر، خدا را قسم به تو
یعنی تو شاهراهِ نزولِ عنایتی
سجادۀ عبادتی و باب حاجتی
عالم به حیرت است از این جانثاریات
مادر شدی و برف شدی بهر یاری ات
جان ها فدای مادری افتخاری ات
قربان این تفضل و این سفره داری ات
خورشیدِ در تلألؤیی و ذره پروری
تو باب فضلی و به اباالفضل مادری
مادر شدی که داغ ببینی کمان شوی
در هر بهار راوی فصل خزان شوی
باران شوی، خمیده شوی، نیمه جان شوی
گریان شوی و مادر گریه کنان شوی
ما را ز اشک خویش تو تزکیه کرده ای
خاکِ بقیع را تو حسینیه کرده ای
بعد از حسین از دل و جانت سرور رفت
گریان شدی و نالۀ تو تا قبور رفت
بر پیکری که زود سرش در تنور رفت
از بس گریستی تو، زِ چشم تو نور رفت
آه از جگر کشیدی و قلبت کباب شد
بعد از حسین خانۀ شادی خراب شد
بعد از حسین زنده نمودی قیام را
گریان نمود گریۀ تو خاص و عام را
زینب که رفت داغ تو انگار تازه شد
یعنی دوباره داغ علمدار تازه شد
زینب که رفت پیر و خمیده کمر شدی
نالان شدی شکسته شدی مختصر شدی
یعنی که رو به قبله شدی محتضر شدی
چشم انتظارِ دیدنِ روی پسر شدی
اما یلان تو همه در خاک خفته اند
در بین خاک با تن صد چاک خفته اند
وقتش رسیده روضه حساس را بخوان
در بزم گریه عطرِ گل یاس را بخوان
مجلس بگیر نوحۀ احساس را بخوان
یک چند صفحه مقتل عباس را بخوان
شرح نزول ساقی سرمست را بگو
از مرکب افتادن بی دست را بگو
*وقتی خواست از رو اسب به زمین بیاد همه شنیدن، بی دست بوده .. از روی اسب به زمین افتاد ..*
برگو چگونه عطش گریه خیز شد
جسمش چگونه مرکز ثقلِ ستیز شد
شمشیر حمله کرد و سرنیزه تیز شد
بالا بلندِ خیمه تنش ریز ریز شد
برگو چگونه نالۀ زن ها بلند شد
با پارچه سرش به روی نیزه بند شد
برا بی بی ام البنین روضه بخوانیم .. همون روضه ای که خودش خوانده : باور نمی کنم کسی جرائت کرده باشه بر سر مبارکت زده باشه اون هم با عمود آهن .. اما شنیدم اول دست هاتُ قطع کردن .. دوم شنیدم تیر به چشمت زدن .. آنگاه عمود آهن بر سرت زدن .. سرت از هم پاشیده شد .. همچین که رو زمین خواست بیفته صدا زد داداش زود بیا «اخا ادرک اخا ..» ابی عبدالله به سرعت آمد .. راوی میگه تو این آمدن دیدن به لحظه ایستاد، پیاده شد، شی رو برداشت به چشم گذاشت .. جلوتر آمدم دیدم دست های عباسِ .. با همون وضع آمد تا رسید به بدن یه نگاه به آن بدنِ پاره پاره و تیر باران خورد کرد، صدا زد «أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِي وَ قَلَّت حِيلَتِي وَ انقَطَعَ رَجائِي..»(1) بمیرم برات .. دیگه کسی نیامد سمتِ این بدن .. کار حسینم بعد از این تمام شد .. دشمن فرصت پیدا کرد .. اول بدن رو غارت کرد بعد طوری به بدن صدمه زد که امام چهارم حضرت رو به سختی جمع کرد .. همه گفتن عباس قد رشیدی داره .. اما هرکی رفته سردابِ آقا میگه یه قبرِ کوچکی قرار دارد ..
منابع:
1) موسوعة الامام الحسین (ع) ج ۴، ص ۲۳۱
البحرانی، العوالم، ۱۷ / ۲۸۳ - ۲۸۴، ۲۸۵
بحار الأنوار، ج45، ص: 41
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
👇
باب الحرم _ حاج منصور ارضی.mp3
5.99M
|⇦•ای اُم عشق مادرِ ..
#روضه و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها _ استاد حاج منصور ارضی
.
خاطرههاى خوبی تو حرم تو دارم
#زمینه
#امام_رضا (ع)
کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلطان عالم
خاطرههاى خوبى / توو حرم تو دارم
تموم زندگيم و / از كرم تو دارم
هميشه زائرت رو / گرفتى توى آغوش
آقا محبتاتو / نمىكنم فراموش
اى جان من جانان من
سلطان من سلطان من
اى درد و اى درمان من
سلطان من سلطان من
اى پايهى ايمان من
سلطان من سلطان من
«سلطان من، سلطان من»
آقا فداتم
شكر خدا دوباره / ميون زائراتم
غرق هميشگی / تلاطم نگاتم
تا زندهام همیشه / میدونی خاک پاتم
وقتی دارم میمیرم / دلخوش به وعدههاتم
يا مَن يُسَمّىٰ بالرئوف
سلطان من سلطان من
مولا امامُنا العطوف
سلطان من سلطان من
يه كم بخون برام لُهُوف
سلطان من سلطان من
«سلطان من، سلطان من»
شاه خراسان
يه عمرى بين سينه / غصهى دل نهفتى
فداى لحظهاى كه / يابن الشبيب مىگفتى
جد غريب ما رو / به خاک و خون كشيدن
تشنه لب و غريب بود / سر از تنش بريدن
تا نانجيب خنجر كشيد
يابن الشبيب يابن الشبيب
از خيمهگاه زينب دويد
يابن الشبيب يابن الشبيب
از پشتسر سر و بريد
يابن الشبيب يابن الشبيب
«يابن الشبيب يابن الشبيب»
*شاعر:#رضا_تاجیک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
.👇
سلطان عالم_۲۰۲۱_۱۲_۰۱_۰۸_۵۲_۵۴_۴۱۳.mp3
5.12M
#امام_رضا
خاطره های خوبی توحرم دارم
سید رضا نریمانی
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
.
#زمینه
#حضرت_ام_البنین علیها سلام
بند1⃣
دومین سیدة النسا ام البنین
ذاکر سلسلهٔ کسا ام البنین
عالمه سائل سفرهٔ احسان تو
ای امید دل بی کسا ام البنین
بغض غم زندونیه گلو شد بازم
منبر با مرثیه رو به رو شد بازم
فصل بی مادر و یتیمی رسید
انگار که فاطمیه شروع شد بازم
میرسن هفت آسمون با لباس تعزیت
راهین سمت نجف واسه عرض تسلیت
چایی ریز مجلست ساقی کرب و بلا
صاحب روضه خودش روضه خون مرثیه ات
یا ام البنین
بند2⃣
دومین مادر اهلبیت ام البنین
بچههات نوکر اهلبیت ام البنین
مثل پروانه تا آخرین لحظهٔ عمر
گشتی دور سر اهلبیت ام البنین
اوج دلدادگیه تو یعنی همین
گفتی نه فاطمه ای نه ام البنین
چارتا دست گل تو فدا کردی و
هست و نیستت رو دادی واسه حفظ دین
توی خونه پر شده با تو جای فاطمه
مادری کردی واسه بچههای فاطمه
اما توی علقمه قصه جور دیگه شد
تا گذاشت عباس تو سر رو پای فاطمه
یا ام البنین
بند3⃣
دومین فاطمهٔ بقیع ام البنین
شاعر زمزمهٔ بقیع ام البنین
شاهد غائب کربلا یا فاطمه
روضهٔ علقمهٔ بقیع ام البنین
اولین نوحه خونِ غمای حسین
سفره دار خیمه ی عزای حسین
گفتی چار تا پسرم با هرچی که هست
زیر طاق آسمون فدای حسین
هر نفس خاک بقیع پا به پات گریه میکرد
حتی دشمن هم پای روضه هات گریه میکرد
اما توی کربلا حرمله میخندید
مشک خالی رو زمین با فرات گریه میکرد
یا ام البنین
شعر و سبک: احسان نوری
#وفات_حضرت_ام_البنین
👇
.
#زمینه
#حضرت_ام_البنین
غمه توو سینهم، زار و حزینم
به من نگید امالبنین، امّ بیبنینم
بیتابم و با اینکه، امشب تمومه کارم
مُردَم تا که شنیدم، عباس دیگه ندارم
دارم پیشت میام عباس
سلام مادر سلام عباس
.........................................
چقد غریبم، چه نیمهجونم
توو لحظههای آخرم مرثیهخونم
این روضه میسوزونه، قلب منو دوباره
شرمندگی عباس، از مشک پارهپاره
گرفته باز صِدام عباس
سلام مادر سلام عباس
..........................................
سنگین و سخته، بی پر و بالی
یه عُمره که من موندم و قبرای خیالی
محشر جلوی زهرا، خوبه که روسفیدم
خوبه که مث زینب، من مادر شهیدم
رو به قبلهست پاهام عباس
سلام مادر سلام عباس
#شاعر_حمید_رمی✍
#بانوای_مصطفی_مروانی🎤
#وفات_حضرت_ام_البنین