.
#حاج_محمود_کریمی
#زمینه
#حضرت_ام_البنین
═══✼✼═══
داغ تو ماه علقمه قد خمیدم کرد
ادبت، پیش فاطمه رو سفیدم کرد
علمدار رعنای من
شهید عاشورای من
دم آخر مادر تنهاست
بیا ماه زیبای من
خبر داری عزیزم از حالم
منم مثل تو بی پر بالم
ببین تنهایی منو مادر
خودت امشب بیا به دنبالم
داغ تو ماه علقمه قد خمیدم کرد
ادبت، پیش فاطمه رو سفیدم کرد
شنیده ام تشنه جون دادی
به دریا رنگ خون دادی
شنیده ام که بعد دستات
خود روی خاک افتادی
حرم آماده ی اسارت شد
به آل فاطمه جسارت شد
همون شب مثل خیمه زینب
تموم پیکر تو غارت شد
این دلم از شراره ی خیمه می سوزه
تو شب بی ستاره ی خیمه می سوزه
داغ تو ماه علقمه قد خمیدم کرد
ادبت، پیش فاطمه رو سفیدم کرد
هنوزم زینب حیرونه
دلش خونه خونه خونه
دم وا عباسش هر شب
دلامون می سوزونه
سکینه وقتی روضه می خونه
نشونم میده زخم های شونه
ببین مادر که بعد عباست
چی آوردن به روز این گونه
قصه ی تازیونه ها جونم و برده
به خدا که با هر نفس ماردت مرده
داغ تو ماه علقمه قد خمیدم کرد
ادبت، پیش فاطمه رو سفیدم کرد
شنیده ام سردار لشکر
که می بردن بی تو معجر
چجوری طاقت آورده
سرت روی نیزه مادر
الهی ماردت به قربونت
به قربون نگاه پر خونت
نگاه زینبت به من میگه
که زهرا هم شده پریشونت
عمود فرق شیر من قصه کوتاهه
دیگه بی تو دلیر من کار من آهه
داغ تو ماه علقمه قد خمیدم کرد
ادبت، پیش فاطمه رو سفیدم کرد
.👇
1_794755735.mp3
2.53M
🔖منبر کوتاه 🔖
#استاد_عالی
💠حضرت ام البنین سلام الله علیها مادر با معرفت 💠
🔻احترام و ادب حضرت ام البنین سلام الله علیها نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها و فرزندان ایشان
#حضرت_ام_البنین سلام الله علیها
۱۳ جمادی الثانی رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها
.
#امام_زمان
#جواد_مقدم
#نوحه_سنگین
از همون روزی که دنیا اومدم تا رسیدنت دلم شور میزنه
ترسم اینه بمیرم نبینمت ، واسه دیدنت دلم شور میزنه
اضطراب بازی با جونم میکنه ، انتظار داره دیوونم میکنه
آرزومه ببینم مادرِ تو واسه نوکری نشونم میکنه
... یَا بنَ الحسن کجایی ، من آمدم گدایی ...
قلب من رو خط معکوس میزنه ، لحظه هام ثانیه هام یار نمیشن
نَه کلافی نَه طلایی تو بساط ، واسه یوسف اینا بازار نمیشن
فاصله حس من و شما شده ، فاصله رمز من و شما شده
فاصله افتاده بین من و تو ، فاصله تقدیر ما دوتا شده
الهی بشکنه پای فاصله که جوونیِ منو ازم گرفت
چقَدَر بهت بگم بسه دیگه ، چقَدَر بهت بگم دل گرفت
... یَا بنَ الحسن کجایی ، ای وای از این جدایی ...
دوس دارم پَر بکشم از این قفس ، دوس دارم جون بگیرم زیر نگات
یه نگاه مهربونت مال من ، همه ی دار و ندار من فدات
تو حضور تو منم که غایبم ، تو کلاس عشق تو جا میزنم
هی میگم یه روز منم عاشق میشم ، هی میگم دلو به دریا میزنم
آسمونم بی تو سوت و کور شده ، بی تو این زمین چقدر صبور شده
دستمو هِی روی دستم میزنم ، دل من بدجوری از تو دور شده
... یَا بنَ الحسن کجایی ، مُردم از این جدایی ...
#حضرت_مهدی
#سنگین
.👇
.
📋 مادرم فاطمه است
⬛️ #شور | #حاج_محمود_کریمی
⬛️ #شب_سوم_فاطمیه_اول
⬛️ #فاطمیه "ع"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مادرم فاطمه است
مادرِ پدر و مادرم فاطمه است
سایه ی همیشه رو سرم فاطمه است
یه مادری دارم
بهشت زیر پاشه، سرنوشت تو نگاهشه
یه مادری دارم
نجات تو دعاشه، زندگیم تو صداشه
خدایی مهربونی، مادر مادر مادر
ای عشق آسمونی، مادر مادر مادر
مادرم فاطمه است
مادرِ پدر و مادرم فاطمه است
سایه ی همیشه رو سرم فاطمه است
یه مادری دارم
که خشمش عذابه، که دعاش مستجابه
یه مادری دارم
که عشقش حسابه، هر ثواب و عقابه
دلیلِ گریه هامی، مادر مادر مادر
امام هر امامی، مادر مادر مادر
باورم فاطمه است
باور و مادرِ رهبرم فاطمه است
اونی که غمش و میخرم فاطمه است
یه مادری دارم
بهشت زیر پاشه، سرنوشت تو نگاهشه
یه مادری دارم
نجات تو دعاشه، زندگیم تو صداشه
مادرم فاطمه است
مادرِ پدر و مادرم فاطمه است
سایه ی همیشه رو سرم فاطمه است
یه مادری دارم
عزادارِ اونم، با امامِ زمونم
یه مادری دارم
پیِ یک بهونم، تا براش این و بخونم که
یه نوکری داری
غلامِ نگاته، نوکر بچه هاته
یه نوکری داری
غلامِ حسینه، عاشق کربلاته
ای تشنه کام بی سر، ارباب ارباب ارباب
حسین غریب مادر، ارباب ارباب ارباب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
4_5915705185472087132.mp3
16.34M
🏴
#واحد_سنگین_روضه_ای
#حضرت_ام_البنین
#طاقت_بیار_ام_البنین
🏴بند اول
طاقت بیار ام البنین
روضه بخونه زینبت
شنیده هارو دیده که
قامت کمونه زینبت
طاقت بیار ام البنین
تورو به جونه زینبت
ماجرارو بشنو فقط
تو از زبونه زینبت
ام البنین نبودی،ببینی کربلارو
ام البنین ندیدی،خزون لاله هارو
ندیدی روی نیزه،هجده سر جدارو
دیگه پسر نداری
تو تاج سر نداری
عباستو کشتن بی بی
دیگه قمر نداری
ام البنین واویلا
🏴بند دوم
طاقت بیار ام البنین
برات بگم از علقمه
گرفت سر عباستو
رو دامن اونجا فاطمه
طاقت بیار ام البنین
برات آوردم یک سپر
میخوای چی بشنوی بی بی
میگیری از حسین خبر
ام البنین نبودی،حسینو سر بریدن
با نعل تازه اسبا،رو بدنش دویدن
سر بریدشو رو،ی نیزه ها کشیدن
دیگه پسر نداری
تو نور عین نداری
حسینتو کشتن بی بی
دیگه حسین نداری
ام البنین واویلا
🏴بند سوم
طاقت بیار ام البنین
تا بگم از شام بلا
بردنمون بی بی مارو
محله ی یهودیا
@emame3vom
طاقت بیار ام البنین
تا بگم از بزم شراب
نمیدونی چقدر بی بی
دادن مارو اونجا عذاب
ام البنین نبودی،بردنمون تو بازار
ام البنین ندیدی،زینب و بین اغیار
بی احترام شدم من،از بسکه دیدم آزار
اونجا سر حسینت
به زیر دست و پا بود
دور و بر ما هم بی بی
پر از نامحرما بود
ام البنین واویلا
۱۴۰۰/۱۰/۲۱
#واحد #وفات_حضرت_ام_البنین
✍🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
https://eitaa.com/emame3vom/55686
👇
.
#سردار_دلها
در جهانی پر از این بی سر و سامانی ها
هدیه ای داد خداوند به ایرانی ها
کوهی از جنس یقین زنده به عزمی راسخ
چشمها خندق و از تیرۀ سلمانی ها
باور پاکدلان، یاور یاری طلبان
سکناتش همگی رمز مسلمانی ها
خنده اش مایۀ آرامش مردان خدا
در دل منتظرش شور خراسانی ها
همّتش مایۀ رسوا شدن دجّالان
تا هزیمت شدن لشگر سفیانی ها
برق شمشیر نگاهش به تولّای ولی
باعث رو شدن فتنۀ مروانی ها
هر کجا گرگ صفتهای جهان می رفتند
نام او پشت و پناه دل قربانی ها
نتوانند که با فتنه ببندند رهش
که بوَد کشور ما ملک سلیمانی ها
#مجتبی_تاجیک
.............
عدالت از لهیب آتش بیداد میسوزد
جهان در شعله های شوم استبداد میسوزد
در این دوران که دنیا عرصۀ بمب اتم گشته
زمین در آتش شلیک یک پهپاد میسوزد
خبر آمد سپهسالار دیگر بین مردم نیست
تمام خاک میهن از چنین رخداد میسوزد
نه تنها ملک ایران شرق عالم محشر عظماست
زمین از هُرم این تب با چنین ابعاد میسوزد
عراق و سوریه ، لبنان ، یمن ، ایران اسلامی
دل پیر و جوان و کودک و نوزاد میسوزد
دوباره اهل کوفه میزبان گشتند از این رو
تن خورشید ایران در شب بغداد میسوزد
دعای ندبه و صحن و سرای حضرت ثامن
ز داغ این خبر تا صحن گوهرشاد میسوزد
نماد عزّت ما را چنان آماج غم کردند
که بین حنجر ایرانیان فریاد میسوزد
نماز دفن و چشمانی که از غم کاسۀ خون شد
علی از سوز هجر بوذر و مقداد میسوزد
#سپهبد_شهید_قاسم_سلیمانی
#حاج_قاسم
.
.
.
#روضه_حضرت_زهراسلام_الله_علیها
#گریز به #روضه_حضرت_ام_البنین_علیهم_السلام
آتش زدن به خانهي مولا بهانه بود
مقصود خصم، كشتن بانوي خانه بود
از آن به باب وحي لگد زد عدو كه ديد
جان علی به پشت در آستانه بود
روضه امشب خیلی سنگینه...
شیعه تا قیامت، با این مصیبت میسوزه
یه عده نامرد ریختند در خونه حضرت زهرا
یه نامردی اومد جلو
صدازد... علی بیرون بیا
زهرای مرضیه حامی ولایته
اومد پشت درب خونه
شاید اینا ببینند دختر پیغمبره
حیا کنند برگردند
فرمود از خدا نمیترسی نانجیب
برا چی اومدید
ما عزاداریم...
نانجیب صدا زد: دختر پیغمبر...
در رو باز کن...
وگرنه خونه رو آتیش میزنم...
خود نامردش نامه نوشت گفت معاویه...
میدونی چه کردم...
هر چی صدا زدم زهرای مرضیه در رو باز نکرد...
تازیانه رو از قنفذ گرفتم واويلا...
أَخَذْتُ سَوْطَ قُنْفُذٍ فَضَرَبْتُ
اول با تازیانه...
دختر پیغمبر رو زدم...
گفتم حالا هیزم ها رو بیارید...
دیدم زهرای مرضیه بازم استقامت میکنه...
میگه دوباره با تازیانه به دستان مبارک زدم...
صدای ناله دختر پیغمبر بلند شد...
نزدیک بود دلم بسوزه...
اما... یاد کینه هایی که از علی داشتم افتادم و...
با لگد...
محکم به در زدم...
همینجا بود زهرای مرضیه یه جوری ناله زد...
انگار تمام مدینه زیر رو شد...
یا صاحب الزمان
اما معاویه... به اینا اکتفا نکردم...
تا زهرا در مقابلم قرار گرفت...
فَصَفَقْتُ صَفْقَةً عَلَى خَدَّیْهَا مِنْ ظَاهِر ِ الْخِمَارِ فَانْقَطَعَ قُرْطُهَا وَ تَنَاثَرَتْ إِلَى الْأَرْض
آی غیرتی ها...
طاقت دارید بگم یا نه...
میگه از روي مقنعه...
آنچنان سيلي زدم...
گوشواره شكست و روی زمين افتاد..
روضه من تمام...
فقط همینو بگم...
.
*همۀ این خانواده، خانوادۀ کرامتند .. تو زیارت جامعه میخونی عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ ..
فاطمه ای که سه روز گرسنه غذای خودش رو به سائل داد ..وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ برا شما خانوادهست ..*
اما مدینه یه مادر دیگه هم که از کریمان بود، سراغ داره ....
هر سال میومد در خونه ی قمر بنی هاشم،خرج سالشو از عباس می گرفت،میرفت...." اون سال هم مثل هر سال،طبق عادت همیشه ، در خونه ی عباس و کوبید،کنیزی اومد درو باز کرد،چی میخوای؟عرض کرد: برو به مولا و آقات بگو گدای هر ساله اومده و میگه آقا خرج سالمو بده برم...
مرد سائل دید کنیز بغضش ترکید،شروع کرد گریه کردن،گفت خانم من جسارتی نکردم شما ناراحت شدید؟! من گدای عباسم ، اومدم خرج سالمو از آقام بگیرم و برم.... کنیزک با همون حالت اشک و ناله و بغض گفت ای مرد دیگه در این خونه رو نزن! چرا؟ چی شده؟آقام از من ناراحته؟؟ آقام گفته منو رد کنی؟کنیزک جواب داد نه" آقای تو خیلی آقاتر از این حرفاس، اما آقای تو رو لب تشنه کنار علقمه .... با مشک پاره .... عمود به سرش زدن .... تیر به چشمش زدن ...." مرد سائل گفت باورم نمیشه این حرفایی که شما میزنی من آقامو هر سال می دیدم ، اون پهلوونی که من دیدم،مگه کسی حریفش میشد،عمود به سرش بزنه؟!! گفت آخه ای مرد تو خبر نداری،اول دست چپ و راستش و قطع کردن .....
..سائل سرشو انداخت پایین آرام آرام از خونه ی قمر بنی هاشم فاصله گرفت و دور شد اما با خودش زمزمه داره ، حالا چی کار کنم؟جواب زن و بچه ام رو چی بدم؟ زن و بچه م امیدوار بودن بیام پیش تو در خونه تو دست پر برگردم، حالا برم چی بگم؟چی جواب بدم؟ از اون طرف کنیز درو بست رفت داخل منزل خانم ام البنین پرسید کنیزک کی بود در میزد؟عرض کرد بی بی جان (می خواست بی بی رو ناراحت نکنه) کسی نبود ،رفت،فرمود وقتی سوال میکنم جواب منو بده" خانم یه سائلی بود برا گدایی اومده بود" فرمود سائل که آنقدر معطلی نداره؟چی میگفت؟تو چی گفتی؟ دیگه مجبور شد عرض کنه بی بی جان این سائل میگفت من هر سال میومدم،خرج سالمو میگرفتم از آقا قمر بنی هاشم، منم مجبور شدم بگم دیگه عباسی نیست ...." اونم رفت.
یه وقت دیدم سراسیمه ام البنین چادر به سر کرد تو کوچه دوید،دنبال مرد سائل آقا.. آقا.. آقا.. بایست،برگشت دید خانم ام البنین ، چه فرمایشی دارید؟فرمود عباس مرده،مادرش که نمرده؟!! تا من هستم هر سال بیا سهمتو از من بگیر ،
امشب گدایی کن بگو بی بی جان شما یه نگاه کن، منم یکم مثل شما امام شناس بشم، منم بفهمم حسین یعنی چی؟برا اینکه شما بودی وقتی خبر آوردن ام البنین عون و کشتن،گفتی از حسین چه خبر ، جعفر رو کشتن،از حسین چه خبر، عباس رو کشتن،گفت میگم از حسین چه خبر؟؟؟*
*بی بی روزها میومد کنار قبرستان بقیع، چهار تا صورت قبر می کشید زیر لب زمزمه ای داشت؛ چی کار کردی پسرم؟!!*
باور نمی کنم که زمین خورده ای پسر 2
تشنه کنار مشک تهی مرده ای پسر...
*پسرم ، پسرم....
عباس و خلف وعده ،نه باور نمیکنم، مگه میشه پسرم قول آب بده، بره و دیگه بر نگرده ......*