.
شعر حدیث کسا
#حدیث_کساء
این حدیث آمد ز زهرای بتول ،
فاطمه صدیقه بنت الرسول ،
روزی آمد خانه ما مصطفی ،
گفت با حالی شبیه التجا ،
ضعف دارم جان بابا دخترم ،
پهن کن بابا عبایی بر سرم ،
آن عبایی را که دارم از یمن ،
آن عبا بر من بکش ای ممتحن ،
گفتمش بابا بلا دور از شما ،
در پناه مهر و الطاف خدا ،
من کشیدم آن عبا بر روی او ،
یک نظر کردم به ماه روی او ،
صورتی زیبا تر از قرص قمر ،
روشن و زیبا نکو تر از سحر ،
ساعتی بگذشت و آمد مجتبی ،
گفت ای مادر سلام و صد دعا ،
گفتمش مادر سلامم بر شما ،
نور چشمم ای عزیز با وفا ،
گفت مادر خانه دارد عطر گل ،
هست بوی جد ما ختم رسل ،
گفتمش ای نور چشمم بوی او ،
آمده در خانه با گیسوی او ،
رفت نزد حضرت خاتم حسن ،
گفت بابا جان فدایت جان و تن ،
گفت بابا صد سلام و صد درود ،
بر شما ای خاتم رب ودود ،
با اجازه رفت در تحت کسا ،
در کنار مصطفی شد مجتبی ،
بعد از آن آمد حسین و با سلام ،
گفت بوی جدم آید بر مشام ،
گفتمش ای نور چشمانم حسین ،
ای عزیز فاطمه ای نور عین ،
جدتان در خانه در زیر کسا ،
آمده امروز شد مهمان ما ،
با اجازه رفت در زیر کسا ،
در کنار مصطفی شد با حیا ،
بعد از آن آمد علی مرتضا ،
گفت زهرا جان سلامم بر شما ،
بوی یار مهربان آید همی ،
بوی جوی مولیان آید همی ،
گفتم او را یار ختمی مرتبت ،
صاحب خُلقِ عظیم و مرتبت ،
آمده مهمان ما بابای من ،
آمده مانند جان در جسم و تن ،
رفت نزد احمد و گفت این سوال ،
چیست رمز و راز این وقت و مجال ،
با اجازه رفت در زیر کسا ،
در کنار مصطفی شد مرتضا ،
بعد از آن رفتم کنار اهل خود ،
تا بجویم با عزیزان وصل خود ،
ما همه بودیم در زیر کسا ،
دست خود برداشت بابا بر دعا ،
گفت یارب اهلبیتم را ببین ،
بهترین خلق خدا روی زمین ،
خونشان با خون پاک من قرین ،
جسم و جان دارند از من با یقین ،
جسمشان را از بدیها دور کن ،
قلبشان را خانه ای از نور کن ،
لطف کن بر خاندانم با کرم ،
تا ابد آباد گردان این حرم ،
دشمن آنها مرا هم دشمن است ،
پیش چشمم جلوه اهریمن است ،
هر که در دل حُبِّشان دارد به جان ،
می شود محبوب من در دو جهان ،
بانگ حق برخاست از عرش برین ،
کای ملائک بشنوید این با یقین ،
هر چه را من آفریدم در جهان ،
این زمین و جمله هفت آسمان ،
کوه و دریا را اگر من ساختم ،
نه فلک را اینچنین پرداختم ،
هر چه زیبائیست در شمس و قمر ،
ظلمتِ شبها و نور در سحر ،
ساختم اینها به عشق مصطفی ،
ساختم با مهر این اهل کسا ،
بانگ زد جبریل مَن تَحت الکسا ،
صاحب کرسیُّ و مجد و کبریا ،
بانگ حق برخاست زهرا س و پدر ،
معدن ایمان و کان هر گوهر ،
حیدر و فرزند پاکش مجتبی ،
هم حسینِ بنِ علی در کربلا ،
گفت جبرائیل ای رب جلی
میروم من نزد زهرا و علی ،
با اجازه نزد ما زیر کسا
آمد و می خواند ، پیغام خدا
گفت ای پیغمبر عالی مقام ،
می رساند حق به درگاهت سلام ،
هر چه که در کل عالم خلق شد ،
از برای اهل زیر دلق شد ،
گفت از این خانواده تا ابد
دور شد ناپاکی و هر فعل بد ،
جسم و روح خاندانت پاک شد ،
نامشان بر تارک افلاک شد ،
گفت حیدر چیست رمز جمع ما ،
چیست مزد راوی این وضع ما
گفت هر کس نقل کرد این ماجرا ،
در میان دوستان مرتضا
هر غمی دارد خدا شادی کند ،
بر اسیران بانگ آزادی کند
مشکلات جمعشان حل می شود ،
سحر درد و غصه باطل می شود ،
گفت مولا رستگارانیم ما
همچنان گل در بهارانیم ما ،
شیعه با این نقل می گردد سعید
بهتر از این مژدگانی کس ندید
حدیث کسا بصورت شعر
#حدیث_کسا
.
مدینه امامت کجا میرود.mp3
1.3M
نوحه خروج قافله ی سیدالشهدا علیه السلام از مدینة النبي
مدینه امامت کجا میرود
گمانم سوی کربلا میرود
شبانه به همراه اهل و عیال
به انجام اعمالِ حجّ وصال
به اشک و به سوز و نوا می رود
گمانم سوی کربلا می رود
مدینه امامت کجا میرود
گمانم سوی کربلا میرود...
رخش همچنان مِهر و مَهپاره است
علی اصغرش بین گهواره است
به همراه او تا مِنا میرود
گمانم سوی کربلا می رود
مدینه امامت کجا میرود
گمانم سوی کربلا میرود
رود سوی وعده گهش با خدا
سرش میرود بر روی نیزه ها
به اِحیای امرِ خدا میرود
گمانم سوی کربلا می رود
مدینه امامت کجا میرود
گمانم سوی کربلا میرود
#حرکت_کاروان_از_مدینه
#خروج_کاروان_از_مدینه
#حاج_امیر_عباسی✍🎤
نیمه شب رفت از شهر پیغمبر.mp3
864.3K
نوحه خروج قافله ی سیدالشهدا علیه السلام از مدینة النبي
در اوج غربت؛ با سوز سینه
قافله عشق؛ رفت از مدینه
نیمه شب رفت از شهر پیغمبر
آنکه در گودال میشود بی سر
آه و واویلا آه و واویلا...
امشب دلم شد غوغای محشر
آه از وداع حسین و مادر
مرثیه خواند با دو چشم تر
الوداع مادر الوداع مادر
آه و واویلا آه و واویلا...
چه سرنوشتی در انتظار است
راهی به عزم دیدارِ یار است
با لبِ تشنه میدهد او جان
غرق خاک و خون بی سر و عریان
آه و واویلا آه و واویلا...
#حرکت_کاروان_از_مدینه
#خروج_کاروان_از_مدینه
#حاج_امیر_عباسی✍🎤
نور عین من.mp3
522K
نوحه خروج قافله ی سیدالشهدا علیه السلام از مدینة النبي(زبانحال حضرت زهرا سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام)
قافله رفت از شهر پیغمبر
ناله خیزد از مرقد مادر
نور عین من ای حسین من...
می روی مادر سوی قربانگاه
می کشم من از غربت تو آه
نور عین من ای حسین من...
حق نگهدارت ای گل زهرا
وعده ی ما در عصر عاشورا
نور عین من ای حسین من...
بین آن گودال ای همه هستم
غم مخور آنجا پیش تو هستم
نور عین من ای حسین من...
میشوی بی سر ای حسین من
بشکند دست شمرِ ذی الجوشن
نور عین من ای حسین من...
#خروج_قافله_از_مدینه
#خروج_کاروان_از_مدینه
#حاج_امیر_عباسی✍🎤
حسین رود از شهر پیمبر.mp3
666.6K
#نوحه
#حرکت_کاروان_از_مدینه
حسین رود از شهر پیمبر
به عزم دیدار حیّ داور؛ با دیده ی تر
آه؛ رود به ناله؛ با یک سه ساله؛ به کرببلا
آه؛ آه و واویلا...
آخر چرا رفته در دل شب
با اهل بیت و رباب و زینب، در آن دل شب
با عباس و اکبر؛ قاسم و جعفر؛ رود نینوا
آه؛ آه و واویلا...
کرده وداع با یاس شهیده
زهرای دلخونِ قد خمیده؛ آن نور دیده
آه؛ مادر غمخوار؛ خدا نگهدار؛ تا به عاشورا
آه؛ آه و واویلا...
#خروج_کاروان_از_مدینه
#حاج_امیر_عباسی✍🎤
.
#سرود
#ولادت_امام_حسین
#اومده_دردونه
♻️♻️♻️♻️
✅بنداول
اومده دردونه ی حیدر
گل های یاسمن وا شد
مدینه غوغاییه امشب
دردای کهنه مداوا شد
از یُمن قدوم ثارالله
عشق و عاشقی چه زیباشد
ارباب ارباب ارباب
🦋
امشب شبه امّیده
عطره یارم پیچیده
با نیت آرزو کن
مادرش عیدی میده
.......
سیدی یاحسین مولا
سیدی ابی عبدالله (ع)
➿➿➿➿➿➿➿
✅بنددوم
موسم شادی رسیداز راه
آسمونا غرق در نوره
اوج عرش عالم بالا
لبریزه عشقه پرازشوره
از یُمن قدوم اربابم
بساط عاشقی مون جوره
ارباب ارباب ارباب
🦋
دلها مست و مجنونن
لبریزه از پیمونن
نوکرا گرم ذکره
حا و سین ، یا و نونن
......
سیدی یاحسین مولا
سیدی ابی عبدالله (ع)
➿➿➿➿➿➿➿➿
✅بندسوم
خونِ توو رگای من آقا
از عشق توعه که میجوشه
از دستای پر ز مهر تو
حالا نوکرت میخواد تووشه
مزد هیئت اومدن هامو
امضاکن برات شیش گوشه
ارباب ارباب ارباب
🦋
می دونی چی کم دارم
شوقی تو سرم دارم
هر جور شده راهیم کن
حسرتِ حرم دارم
......
سیدی یاحسین مولا
سیدی ابی عبدالله (ع)
#میلاد_امام_حسین
#شاعرسبکسازڪربلایی_مجیدمرادزاده
.👇
.
#سرود
#ولادت_امام_حسین
#فارسی #ترکی
#سبک_اومده_یارم
#شب_شبه_عشقه
♻️♻️
✅بنداول
شب شبه شوره نور علی نوره
هفت آسمونا
اومده از راه ماه دل آرایِ
علی و زهرا(س)
پُر از شوروشینم
یه عمر زیر دِینم
آهای اهل عالم
غلا م حسینم
شاهه: بی بدل و همتا ، ارباب نوکرها
اومد دنیا
ماهه: ارض و سماواته ، قبله ی حاجاته
جانم آقا
.....
تویی تو بهشتم تموم سرنوشتم
روی سَر در دل ذکر تو نوشتم
حسین جانم جانم (جانم حسین جان)
♻️::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️
✅بنددوم
دین و ایمونم دوا و درمونم
ای جونه جونم
پره پروازم ای قبله ی رازم
ای مهربونم
تو خو ن خدایی
به در دام دوایی
تویی شاه عالم
شه کربلایی
جونم: فدای تو ای یار تویی دل و دلدار
گل زهرا
ذکرت؛ رولبامه هردم ضربان قلبم
گل زهرا
آقا مبتلاتم من جزو نوکراتم
میدونی یه عمره اسیره کربلاتم
حسین جانم جانم (جانم حسین جان)
♻️::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️
✅بندسوم آذری
پای وئریب الله حضرت زهرایه
بیر نازلی دلبر
خرم اولوبدی ختم نبوت و
حضرت حیدر
گوزون آشدی مولا
گولوب تا که آقا
جهان جلوه تاپدی
گوزل اولدی دنیا
گلدی/ معدن کرامت/مالک قیامت
شاه رحمت
گلدی/ ستاره تقوا/دلداده زهرا
روح غیرت
قاپیواگدایم/مقدمیوه فدایم
من اوشالیقیمنان،عشقیوه مبتلایم
حسین جانم جانم( جانم حسین جان)
✅بندچهارم لری
مه چنی شادِم اِز غما آزادِم قسم بوالله
وِگل روی گل پسر زهرا س میگِم ماشالله
چّنی مه جبینه
ماه رو زمینه
دِلِم غش مِره سیش
آقام بهترینه
کُر زیبا روی حیدر شاه کرببلا
عشق دلها
بُرده اَ سر مهِ هوشِم ،ماه دل آرا و
گل زهرا (س)
جون مه آقا جو فِدای توس آقاجو
دِل مه یه عمره گِدای توس آقا جو
حسین جونم جونم (جونم حسین جون)
#میلاد_امام_حسین
♻️::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️
#عباس_قلعه
#حسین_نیک_بین_آذری
#علی_تقی_پور_لری🎼
سبک و بنددوم
#مجید_مرادزاده
.👇
.
#شهدا
#مظلوم_مقتدر
به دلخواه نادیده ام
شهید مصطفی نوروزی۱
.
#ردّپا
.
ننه سرما به حرف آمده است
چای دم کن که برف آمده است
قصّه ها _غصّه های_ دیرینه
شب طوفان کنار شومینه
گریه دارم، بیا در آغوشم
نکند باز هم فراموشم...؟
سوز مرگ است در زمانه ی مان
گرچه سردی گرفته خانه ی مان_
_باز هم لقمه ای بهاری هست
نان داغی سر بخاری هست
گرچه کولاک می کشد شلّاق
دل من گرم آش روی اجاق
خانه ی ما بهاری است اگر
چادری گل گلی نشانده به سر
شب برف است و خاطرات کهن
ننه جان! کو عبای پشمی من؟
خبری باز هم در آن بالاست
مهر و سجّاده کو؟ شب یلداست
خون به دل از غم بهار شدن
شب یلدا شب انار شدن
شب دیدار مرگ، _راز حیات_
شب عاشق شدن، شب صلوات
برف ها دانه های تسبیح اند
در زبان خدا تواشیح اند
«إنّهو خیرُ ناصرٍ وَ مُعین»
باغ را در پناه برف ببین
به دل لاله ها سپیدی داد
برف آمد به دشت عیدی داد
برف از سوگ ما خبر دارد؟
که چنین شهر را به بر دارد
شهر ما داستان رنجوری ست
بی نوایان در به در دارد
خاک گل های پرپر است این شهر
چقدَر داغ بر جگر دارد!
سر هر کوچه روضه ای برپاست
سر ولی روضه بیشتر دارد!
صد نفر رفته اند در گودال
در همان حال یک نفر دارد...
قمر از پا فتاده است مگر؟
خیمه را شام گریه بردارد
باز هم یک شهید آوردند
مادری دست بر کمر دارد
با چه رویی سپید می بارد؟
برف از سوگ ما خبر دارد؟
برف را رنگی از جنون می زد
آسمان داشت حرف خون می زد
باز رخت عزا به تن کرده
برف شهر مرا کفن کرده
شهر جز حسرتی بهاری نیست
جز غمش در هوای ساری نیست
همچنان هر اذان دچار کسی ست
مسجد شهر بی قرار کسی ست
گَرد خاک از خودش زدوده چقدر
زندگی را شهید بوده چقدر
مثل احمد مگر خدا گونه ست؟
مصطفایی که مصطفی گونه ست
منِ خاکی اگر ندیده امش
از لب چشمه ها شنیده امش
که پر از سوز مانده اسفندم
شب عید است و رفته لبخندم
جاری ام مثل اشک در حرمش
از خزر تا خلیج فارس غمش...
موج در موج سینه زن دریاست
باز بی تاب ماه من دریاست
غم بزرگ است و کوچک است دلم
تکّه ای از کنارک است دلم
گریه دارم، دلم پر از درد است
کو زمستانی ام؟ هوا سرد است
گفت: «پاینده اند، می شنوی؟
شهدا زنده اند، می شنوی؟»
ننه سرما به حرف آمده باز
چای دم کن که برف آمده باز
باز هم جان به شهر برگشته
مصطفی مان به شهر برگشته
شک ندارم که پیک نوروزی ست
برف، این بار برف پیروزی ست
انقلابی تر از من است این برف
سوز شب های بهمن است این برف
برف آمد که آفتی نرسد
باغ را دست غارتی نرسد
غرب جنگل به فتنه سر نکند
شرق را زخمی تبر نکند
سخنی نیست، حرف معلوم است
ردّ پا روی برف معلوم است
گفت: «صبح زمانه نزدیک است
قدس آنجاست، خانه نزدیک است
کو زمستانی ات؟ بیا برویم
شب طوفان به کربلا برویم»
شب دراز و هوا اگرچه بد است
مصطفی راه امن را بلد است
.
#حسن_خسروی_وقار
.
بهمن ۱۴۰۱
.
۱) شهید عزیز ما _مصطفی نوروزی_ که شکر خدا به چشمش آمده ام، در دفاع از امنیت سرزمین مان در اسفند ۱۳۹۹ در آب های ساحل کنارک بندر چابهار توانست خدا را با شهادت در آغوش بگیرد. پس از چند روزی که پیکر پاکش مهمان آب بود، به لطف مادرش بی بی زهرا (سلام الله علیها) به شهرش ساری برگشت و با بدرقه ی اشک های مردم شریف آن دیار در گلزار شهدا به خاک سپرده شد.
.
راستی
دلم گرفته شهید!
حرف های زیادی با تو دارم
اما شاید بغضم را این دوبیتی قیصر بهتر بیان کند:
نه از مهر و نه از کین می نویسم
نه از کفر و نه از دین می نویسم
دلم خون است، می دانی برادر؟
دلم خون است، از این می نویسم
انشاءالله روزی با شهادت می بینمت و در آغوشت دلتنگی هایم را اشک می شوم.
هو یا علی مدد.
#حسن_خسروی_وقار✍
.
.
#امام_حسین
تو را به قصد تقرّب، به نام دین زدهاند
تمام روضه همین است، با یقین زدهاند
تو را زدند همان پیرمردهایی که
به نام سجده فقط مُهر بر جبین زدهاند
به نامههای فراوانشان امیدی نیست
جماعتی که فقط تیر از کمین زدهاند
عجیب نیست که حالا زمین زدند تو را
از این قبیله که روی تو را زمین زدهاند
ببین امانت روحالامین به یغما رفت
که دستبرد به گنجینهی امین زدهاند
بگو تقاص ستمگر صدا نخواهد داشت
همیشه چوب خداوند را چنین زدهاند
#رضا_ابوذری ✍
#شب_جمعه
#غزل
.