eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. برایت دست و پا گیرند خلخال و النگوها نخواهی بست دل در زرق و برق این هیاهوها کسی که محو سَیر آسمان شد از زمین سیر است همیشه بوی رفتن می دهد بال پرستوها چه "دُر سفتی و خوش گفتی" که دهها قرن،شیرین است هنوز از خطبه خوانی های تو کام سخنگوها در آن کوتاهی عمرت مفاهیم بلندی بود که حک شد خط به خط بر صفحه ی تاریخ الگوها گلوبند و گلوی اعتراضت یاد خواهد داد سخاوت را به خِسَّت ها،شجاعت را به ترسوها ستون آسمان این خانه است این خانه خشتی که هر خشتش شرف دارد به تاج برج و باروها همان جارو که دستش را گرفتی خوب می داند درون "بیتِ" تو "تطهیر" می گردند جاروها الا ای محور دوران چه باکی دارم از میزان که سنگین است با مثقالی از عشقت ترازوها پس از تو روزها از بوی گل ها بی خبر بودند شبانه می روی بعد از تو می رویند شب بوها ✔جعفر عباسی بیرجند .
. چنان پیچیده عطر بی نظیرش در فضا، زهرا نمی افتد دمی هم از لب باد صبا: زهرا چه چشم انداز زیبایی است سمت مشرق عفت به هر سو بنگری از ابتدا تا انتها زهرا حلول شبنم رنگ است یا آغوش گلسنگ است که گردش جمع می گردند جمع ما سوی، زهرا انیس و مونس حیدر، مقامش سوره ی کوثر یگانه یاس پیغبر(ص)، و کانَت طیبا زهرا چه بذری پرورش داده است او در باغ دامانش یکی از غنچه های اوست، مصباح الهدی زهرا به مریم، ساره، آسیه و هاجر برتری دارد که معصوم است از عصیان و نسیان و خطا، زهرا مطاف جن و انس اینجاست حاجت از که می خواهی؟ بقا زهرا، دعا زهرا، دوا زهرا، شفا زهرا اگر شویش علی، شان نزول انّما باشد نباشد پس چرا شان نزول هل اتی، زهرا چه کس بوده دلیل خلقت نوع بشر؟ احمد چه کس بوده دلیل خلقت ارض و سما؟ زهرا ملائک اینچنین گفتند روز اول خلقت: الهی هَب لنا حیدر، الهی اتنا زهرا به قرآن خوانده ای جنات عَدنٍ تحتِها الاَنهار؟ بهشت عدن، آن بالاست ، اما فوقها، زهرا همه اسلام آوردند و او ذاتا مسلمان بود تو گویی با پیمبر بوده در غار حرا، زهرا چه اکسیری است در آموزه های چشم این بانو که حتی فضّه اش را می کند آخر طلا، زهرا نه تنها بیت های این چکامه، یا مصاریعش نه هر واژه که می گوید در اینجا هر هِجا، زهرا حرامی ها همه انگشت حسرت در دهان دارند چو وارد می شود در روز محشر ابتدا، زهرا اگرچه بانوی آب است و دریاها به فرمانش ولی کرده است در افطار بر آب اکتفا، زهرا چه زیبا گفت شاعر: هست کانون وفا، زینب چه زیباتر اگر گوییم: کانون حیا: زهرا اگر پرسیده بودند از درختان فدک آن روز که در این عرصه حق با کیست؟ می گفتند: با زهرا! اگر پرسیده بودند این سوال از کوه از دریا جواب کل عالم بود بی چون و چرا: زهرا بگو با تشنگان قدرت و تزویر برگردند نخواهد کرد بیعت با شمایان مطلقا زهرا شما که گربه ای بی دست و پا هستید، جای خود برون آورده حق را از دهان اژدها، زهرا همه دیدند که در جمع اشباح الّرجال شهر قیامت کرد با آن خطبه ی غرّا به پا، زهرا ز دنیای شما چیزی ندارد پیش خود یعنی: به دنیای شما مردم ندارد اعتنا، زهرا که بود آنکه رها می کرد از غم، با گلو بندش یتیمی را فقیری را اسیری خسته را، زهرا در آن کوچه –زبانم لال- پس تشخیص، مشکل شد که زهرا مرتضی گردیده بود و مرتضی، زهرا همیشه عمر گل کوتاه بوده، این قبول اما که گفته که بماند گل به زیر دست و پا ...زهرا چرا باید بگیرد دست بر دیوار و برخیزد به هجده سالگی دارد چرا دستش عصا، زهرا؟ هلا همسایه ها وجدانتان راحت که در این شهر تلافی می کند زخم زبان را با دعا، زهرا در آن هفتاد و اندی تلخ روز ِ بعد پیغمبر نشد روزی که باشد خالی از اشک و بُکا، زهرا هزاران داغ دیده است و نیاورده بر ابرو خم شده مصداق ناب البلاء لِلولا، زهرا خودش می دید و حاضر بود وقتی در کنار شط حسین تشنه اش را سربریدند از قفا، زهرا ببین تازه است داغ فاطمه از آن وجودی که عزادارش تمام عالم و صاحب عزا، زهرا خودش دراین مصائب بوده و دیده است بی تردید سر پاک عزیزش را به روی نیزه ها...زهرا گذشته قرن ها اما ببین تازه است داغ او قیامت می کند شب های جمعه کربلا، زهرا... و نام فاطمه زنده است آنجایی که می بینیم جوانی بسته بر بر پیشانی اش سربند یا زهرا "شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل" که می¬گیرد در این سمت بلا دست مرا؟ زهرا ✔عباس احمدی از قم .
. صعودت بود، هجده سال نوری در زمین بودن عروج عرش یعنی با امیرالمومنین بودن غبار رد پایت آسمان را نقشه‌ی راه است نخی از چادرت می‌گوید از حبل‌المتین بودن بگو از خاطرات قدسی‌ات؛ از دفتر لولاک بگو از سال‌های با خدایت همنشین بودن بگو از راز زهرا بودنت؛ از زینت‌اللهی بگو یعنی رکاب آفرینش را نگین بودن نمی‌فهمیم حتی معنی پایین‌‌ترین‌ها را چگونه شان تو می‌گوید از بالاترین بودن هوای همنشینت هر دم از فردوس می‌گوید گل سجاده‌ات از راز فردوس‌آفرین بودن که می‌گوید پس از ختم رسل وحی از زمین پر زد بگو از روزها هم‌صحبت روح‌الامین بودن بخند ای دلخوشی‌های علی آیات لبخندت نمی‌آید به نور چهره‌ات اندوهگین بودن خروش رودِ اشکت راه اقیانوس را حفظ است شکایت می‌کند از پشت سد آستین بودن قنوت خسته‌ات عجل وفاتی می‌برد بالا گریزان است مرغ عرش از روی زمین بودن ✔رضا قاسمی از تهران .
. تکاند سفره‌ی افطار را... جهان این است گرفت قبضه‌ی دستاس را... زمان این است فرشته بوسه که زد رد گیوه‌هایش را اشاره کرد به خورشید: آسمان این است سه بار فاطمه گفتیم... شعر یعنی این و باز فاطمه گفتیم... [داستان این است] تو قبل خلق‌شدن امتحان شدی... وَه! وَه! بگو به آدم و حوا که امتحان این است خطاب می‌کنی و گوش می‌شود ملکوت سکوت می‌کنی و مجمع البیان این است تبارِ ماه محمد، تبارِ کوه علی تبار باغچه زهراست... خاندان این است خریده‌ایم غمت را به سکه‌‌سکه‌ی اشک عجب بهای کمی! گنج رایگان این است شکست و ریخت زمین چای روضه، ما چه کنیم؟ در آن مقام که احوال استکان این است نشسته‌ایم _ چه خوشبخت!_ زیر بیرق تو قسم به ابر و درختان که سایبان این است ✔سعید مبشر از قم✍ .
. نام زهرا تا که می آمد زمان می ایستاد برگ بر روی درختان هر خزان می ایستاد هر زمان از راه می آمد رسول الله هم محترم میداشتش از عمق جان می ایستاد در حیاط خانه بی معجر اگر پا می گذاشت شمس هم از شرم کنج آسمان می ایستاد شأن زهرا اینکه آقای جوانان بهشت روبروی او به حکم سایه‌بان می ایستاد! گر زیارت نامه‌ی کوتاه او در آن نبود بی گمان قلب مفاتیح الجنان می‌ایستاد وقت قامت بستن مردم موذن روی پاست وقت قامت بستن زهرا اذان می ایستاد من که حیرانم چرا محراب و منبر خم نشد گر برای خطبه خواندن آنچنان می ایستاد ‏من نمیدانم چه شد اما روایت کرده اند مادر ما این اواخر قد کمان می ایستاد دست پایین آمد و افتاد زهرا بر زمین کاش در این لحظه‌ی غمگین جهان می‌ایستاد #### بر مزار بی چراغ مادر سادات کاش لااقل ابری به عنوان نشان می ایستاد ✔سید محمد حسین حسینی از تهران .