.
#زمینه
#حضرت_زینب
#بانوی_حجب_و_حیا
🏴بند اول:
بانوی حجب و حیا
زینتِ آل عبا
من فدای غربتت
خواهرِ خونِ خدا
چه مصیبت ها کشیدی در زمینِ کربلا
پیشِ چشمت سر بریدند از حسین در قتلگا
آه و واویلا
تشنه و بی حال
کشتنش او را
در تَهِ گودال
آه و واویلا
🏴بند دوم:
بردنت بازار شام
غصه ها دیدی مُدام
بر تو و آلِ حسین
میزدند سنگ ها زِ بام
شادی و بزمِ شراب و خیزران و تشتِ زر
قلبِ خونت را شکست و بر وجودت زد شرر
آه و واویلا
از اهانت ها
شد سفید مویت
از جسارت ها
آه و واویلا
📝: #یاحسین(طاها تحقیقی)
#وفات_حضرت_زینب
👇
نوحه؛ بیرقت بهپاست.mp3
1.74M
#نوحه
#حضرت_زینب علیهاالسلام
🔹حسینِ بعد کربلا🔹
صَبورِ عرصۀ بلا، شَکورِ دشت ابتلا
تویی ای زینب علی، حسینِ بعدِ کربلا
در اوج غم و غربت، تو داری چه شکوهی
ندیده همه عالم، چنان عزم تو کوهی
قیامت رمز دوام عاشوراست
به دستت همیشه این علم برپاست
«یا زینب مدد زینب کبری»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فدای خطبهخوانیات، طنین آسمانیات
شده تکرار یا حسین، تمام زندگانیات
شده شور دو عالم، در اشک تو خلاصه
شده آه تو بانو، رجزخوان حماسه
رسولِ خطبۀ سرخ امامی
علیِ کوفه و زهرای شامی
«یا زینب مدد زینب کبری»
شاعر: #سیدمحمدجواد_شرافت
#وفات_حضرت_زینب
.
•فاطمه روضه گرفته..
#روضه و توسل ویژۀ شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها _ سید رضا نریمانی
●━━━━━━───────
فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کن
بهر یاری کردنش چشم مرا سرباز کن
سنگ هم خوردی عزیزم پیروهن بالا نزن
چارهای بر تیر آن ملعون تیرانداز کن
دست بافم رابه غارت بردهاند ای بیکفن
چادر من را بگیر و زود روانداز کن
*آخه همچین که سنگ به پیشانیِ آقایِ من و تو زدن، این دامنِ عربی رو بالا زد خونِ پیشانی رو بگیره (1) تا این دامن بالا رفت، سفیدی سینۀ حسین نمایان شد، اون نانجیب تیرِ سه شعبه ای برداشت، چنان به سینۀ آقایِ ما زد، اما زینب داره این صحنه هارو می بینه، عمۀ سادات داره می بینه، بالایِ تل ایستاده..*
چشامو باز، دوباره گریه میگیره
مگه میشه، مگه از یادِ من میره
خودم دیدم، جَوُونت غرقِ غم ها شد
توی میدون ، چطوری اِرباً اِربا شد
خودم دیدم، که اصغر با لبای سرد
غریبونه، پیش چشمات تَلَظّی کرد
حسین جانم ، حسین جانم...
خودم دیدم ، عَلَم از دستِ ماه افتاد
یه لشکر گرگ، به سمت خیمه راه افتاد
خودم دیدم ، می دیدی آسمون و دود
توی گودال، یه نامرد روی سینه ات بود
خودم دیدم ، تو مقتل جستجو میکرد
جلو چشمام، تنت رو پشت و رو میکرد
* آخه یه عبارتی تویِ مقتل آمده، نوشتن کاری با بدنِ این آقا کردن، دیگه پشت و رویِ این بدن مشخص نبود،(2) لذا زینب وقتی اومد یه نگاهی کرد، صدا زد:" أ أنت اَخي؟" آیا تو برادرِ من هستی؟ دو تو معنا داره، شاید داره میگه: تو حسینِ من هستی، نه تو حسین نیستی، حسینی که من فرستادم اینطوری نبود... از یه طرف هم بعضی ها میگن: اومد نشناخت این بدن رو، برگشت، اما دید از حلقوم بُریده صدایی میآد: خواهرم بیا، من حسینم...*
خودم دیدم، قدمهایی که شد تندُ
تو دستای یه نامرد خنجر کندُ
خودم دیدم، داره قطع میشه امیدم
خودم دیدم ، دوازده ضربه رو دیدم
* آخه هر ضربه ای که میزد، آقامون یه ذکر می گفت، ضربه ی اول رو که زد گفت: " وامحمدا!" ضربۀ بعدی" واعطشا" هر ضربه ای یه ذکری، اما ضربۀ آخر، یهو صدا زد" وا اُما!" وای مادرم...مادر اومد...*
قدم به قدم ، من اومدم
با قامت خم ، من اومدم
تو قتلگاه ، چه خبره؟
کجاست پسرم ، من اومدم
* داداش!...*
تو رو کشتن، میومد نغمهی تکبیر
تو رو کشتن، به دستم بسته شد زنجیر
حسین جانم، فدای جسمِ بیتابت
تو رو کشتن، ندادن قطرهای آبت
اما داداش! اونی که من رو میکُشه اینه:...*
تو رو کشتن، غنائم رو سوا کردن
تنت رو وای، توی صحرا رها کردن
تو رو کشتن، سرت رو نیزهها میرفت
بدونِ تو، آخه زینب کجا می رفت
حسین جانم ، حسین جانم...
*نیزه شکسته هارو کنار زد، اول نشست کنارِ این بدن شروع کرد حرف بزنه، داداش! قرارمون این نبود تو بری و زینب بمونه، مارو میخوای به دستِ کی بسپاری و بری؟ یه نگاهی بکن، هنوز خونِ گلوت خشک نشده، ریختن دورِ خیمه هارو محاصره کردن...
یه وقت زینب یه کاری کرد، دوست و دشمن همه گریه کردن، همه دیدن این خانوم خم شد، این بدن رو تویِ بغلش گرفت، گفت: حسین جان! کجات رو ببوسم؟ جایی برای بوسه پیدا نمی شود...همه دیدن این چادر رو انداخت رویِ این بدن، تا سر رو برداشت دیدن لبای زینب خونی شده، همه فهمیدن لب هاش رو گذاشته بر روی رگ های بریده...ای حسین
منابع:
1)خوارزمی،مقتل الحسین، ج۲، ص۳۹
سیدبنطاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۷۲
2)ذكرة الخواصّ، سبط ابن جوزی: ص ٢٥٤
ــــــــــــــــــ
#حضرت_زینب
#سید_رضا_نریمانی
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
👇
rozeh-hazrat-zeinab-narimani-01.mp3
4.71M
|⇦•فاطمه روضه گرفته..
#روضه و توسل ویژۀ شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها _ سید رضا نریمانی
#روضه_حضرت_زینب
دلشوره شیرین_۲۰۲۱_۰۹_۲۶_۱۹_۰۱_۴۸_۶۹۲.mp3
7.55M
#محمدحسینپویانفر #نوشهور و #محمدفصولۍ
#عربی ؛ #فارسی
میدونی این روزا دلتنگم ، میدونم اشکامو میبینی
اربعین هستم یا نه آقا ، چه دلشورههای شیرینی
اشکامو میبینی...
یاساکن گلبی تدری ابحالی
ای ساکن در قلبم تو حال من را میدانی
مجروح و بس انته اتداوینی
که من مجروحم و فقط تو میتوانی مرا مداوا کنی
کربلاء مشایه اربعین
کربلاء مشایه اربعین
شوگی و حبی و دنیایه و دینی
همه ی شوق و عشق و دنیا و دین من است
داوینی...داوینی
مرا مداوا کن...مرا مداوا کن
آقا به خدا خواب شبهامه کربلا ، هر جا که برم پیش چشمامه کربلا
رؤیامه رؤیامه رؤیامه کربلا ، کربلا ...
جانم به زوار آقای کربلا ، وعده امون اربعین مشایه کربلا
دردامون درمون میشه با یه کربلا ، کربلا ...
واللهِ احلى مافی الدنیا کربلاء
به خدا همه زیبایی دنیا به کربلاست
فوقَ الارضِ جنّةُ العلیا کربلاء
بهشت برین خدا روی زمین کربلاست
لا واللهِ لن انساکِ یا کربلاء
نه بخدا قسم هرگز فراموشت نخواهم کرد کربلا
کی میتونه غیر تو بفهمه حالمو ، میدونم که میشنوی صدای قلبمو
کاش من و ضریح تو بغل کنیم همو اربابم ...
ضاقَ صدری بالهوى...لبینِ الحرمین
سینه ام از شوق برای بین الحرمین به تنگ آمده
فی الغروبِ یعتلی...اذانُ الحرمین
وقتی که هنگام غروب صدای اذان از حرم ها بلند میشو
قلبی مشتاقٌ الى...زیارةُ الحسین یا مولا
دلم برای زیات امام حسین تنگ شده ای مولا
آقا به خدا خواب شبهامه کربلا ، هر جا که برم پیش چشمامه کربلا
رؤیامه رؤیامه رؤیامه کربلا ، کربلا ...
جانم به زوار آقای کربلا ، وعده امون اربعین مشایه کربلا
دردامون درمون میشه با یه کربلا ، کربلا ...
حسین
VafatHazratZeynab1394[01].mp3
13.34M
.
#حضرت_زینب
باورت می شد ببینی خواهرت را یک زمان
باورت می شد ببینی خواهرت را یک زمان
دست بسته، مو پریشان، مو کنان، مویه کنان
باورت می شد ببینی دختر خورشید را
کوچه کوچه در کنار سایه ی نامحرمان
نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی
من که گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان
چه عجب!طشتی برای این سرت آورده اند
ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان
تا همین که چشم تو افتاده بر چشمان ما
چشم ما افتاده بر لبهای زیر خیزران
ای تمامی غرور من فدای غیرتت
لطف کن این مرد شامی را از این مجلس بران
این قدر قرآن مخوان این چوب ها نامحرمند
شب بیا ویرانه هر چه خواستی قرآن بخوان
شاعر: علی اکبر لطیفیان✍
#میثم_مطیعی 🎤
.
.
#واحد_سنگین
شهادت #حضرت_زینب کبری سلام الله علیها
#پیرهن_خونیتو_میبوسم
🏴بند اول
پیرهن خونیتو میبوسم
آخه برام محترمه
میبوسم و بومیکشم چون
یادآوره درد و غمه
غمی که یکسال و نیمه
قلبم و آتیش میزنه
غمی که یکسال و نیمه
همیشه همراهه منه
غم وداع آخرت
زده آتیش به خواهرت
یادم نمیره که زدم
بوسه به جای مادرت
خودم به زیر حنجرت۲
حالا که توی بسترم،شکسته قلب مضطرم
این لحظه های آخرم،بیا عزیز برادرم
عزیز برادرم حسین...
🏴بند دوم
به یاد پیکرت میسوزه
هنوز تمومِ پیکرم
به یاد رگهای بریدت
آتیش گرفته حنجرم
با لب تشنه کشتنت
تو رو میونه نهر آب
سوال هل من ناصرت
تو کربلا موند بی جواب
بریدن از قفا سرت
زدن رو نیزه ها سرت
طعمه ی گرگا شده بود
پیکر ناز و اطهرت
جلو چشای دخترت۲
هنوز نمیشه باورم،آخه منم یه خواهرم
تو لحظه های آخرم،بیا عزیز برادرم
حالا که توی بسترم...
عزیز برادرم حسین...
#وفات_حضرت_زینب
✍♪کربلایی امیرحسین سلطانی
https://eitaa.com/emame3vom/57133
👇👇