.
📋کاش الان حرم بودیم
#شور #فراق_کربلا
🏴مراسم عزاداری اربعین حسینی (ع)
.............................................
.(بند اول).
کاش الان حرم بودیم
یه گوشه با / تو خلوت میکردیم
یه دل سیر / زیارت میکردیم
دم ضریح ، با گریه مون ، قیامت میکردیم
با بیرق هیئتمون بریم حرم چه لذتی داره
این زندگی یه کربلا با رفیقا به ما بدهکاره
سخته که فکرش / بیفته از سرم
جان عزیزت / حرم حرم حرم
.(بند دوم).
من به این امید زندم
که باشمو / ببینن این چشمام
روز فرج / پا به پای آقام
با شهیدا ، تو مسیر ، نجف به کربلام
حتی تصورش برا یه لحظه هم ارزششو داره
چه اربعینی بشه اون روز که آقا کنار زواره
پشت آقامون / میریم قدم قدم
مقصد دلهاس / حرم حرم حرم
#شور_مهدوی
شاعر : #صادق_بچم✍
.................................................
👇
.
📋بازم راهم به رات افتاد
#شور
🏴مراسم عزاداری #اربعین حسینی (ع)
.............................................
.(بند اول).
بازم راهم به رات افتاد
نگاهم به نگات افتاد
گدا بازم به پات افتاد
قسم خوردم ، نشم از تو جدا آقا
کجا دارم برم بی تو کجا آقا
میای حتما ، به استقبال ما آقا
تِزورونی اَعاهِدکُم
تِعِرفونی شَفیعْ اِلکُم
أسامیکُم اَسَجِّلْهِه أسامیکُم
هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم
تِزورونی، تِزورونی، تِزورونی
«حسین جانم ٬ حسین جانم»
.(بند دوم).
چهل روزه شده کارم
مث دیوونه میبارم
آخه مشتاق دیدارم
حسین جانم، حرم شد کعبهی مقصود
بدون تو ضرر دیدم ندیدمسود
یه کاری کن نشم تو عشق تو مردود
تواسینی شَعائِرکُم
ترَوّینی مَدامِعکُم
اَواسیکم اَنا وْ جَرحی اواسیکم
هَله بیکم یا زوّاری هلِه بیکم
.................................................
حاج مسعود پیرایش 🎤
👇
.
یابن الحسن!
#اعتراف
نیامدیّ و گذشت اربعین و ما ماندیم
دوباره از طلبت تحت قبّه، جاماندیم
چه خوش گذشت زیارت، ولی فرج نرسید
نیامدیّ و از این غم، دوباره واماندیم
دعای بر فرجت گر چه بود بر لب ها
ز دل، ولی همه در حسرت دعا ماندیم
به حجّ جاده ی مشّایه، تو شدی حاضر
به محضرت نرسیدیم و بی لقا ماندیم
بدونِ رؤیتِ تو از بهشت برگشتیم
دوباره در دلِ زوراء، بی شما ماندیم
تمام سال، به اُمّید اربعین بودیم
گذشت فرصت و در هجر کربلا ماندیم
گذشت عمر و هنوز از تو بی خبر هستیم
ظهور را نگرفتیم و در بلا ماندیم
کی آیی از سفر؟ ای صاحبِ لوای حسین!
بیا که بی تو در امواج فتنه ها ماندیم
میان مدّعیان، جمله ایم سر گشته
ز فرط هجر تو یک بام و صد هوا ماندیم
ولی نگو که ز چشمانِ پاکت اُفتادیم
ولی نگو که میانِ شرر، رها ماندیم
درون ظلمت شب، امر تو چو خورشید است
به لطف ندبه، گدایت هنوز ما ماندیم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#امام_زمان
#ندبه
#جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
#محمد_علی_نوری✍
.
5033540131.mp3
1.28M
#زمینه
#بازگشت_به_مدینه
#کربلایی_مجید_منصوری 🎤
ندارد چشم من سویی ندارد پای من قدرت
بیا مادر سر راهم که بر می گردم از غربت
گلم از من جدا مانده
دلم در نینوا مانده
وجودم مبتلا مانده
حسینم کربلا مانده
➖حسین جانم(۲)
➖حسین ای جان جانانم(۲)
چه سوغات سفر مادر ز فرزندت من آوردم
ببین خونین ببین گلگون همان پیراهن آوردم
به فرزندت جفا گشته
لبِ تشنه فدا گشته
اسیر کینه ها گشته
جدا سر از قفا گشته
➖حسین جانم(۲)
➖حسین ای جان جانانم(۲)
چهل منزل اسیری و چهل منزل کتک خوردن
چهل منزل به پای سر به روی نیزه ها مُردن
تمامی یه طرف مادر
امان بزم و طشت زر
امان از خواهری مضطر
لب و چوب و شراب و سر
➖حسین جانم(۲)
➖حسین ای جان جانانم(۲)
(حسن ثابت جو)✍
.
امام حسین و اهلبیت ،از جایی به حاشیه رانده شدند که مردم خواستند بقول امروزی ها ؛ با کله ی خودشان راه بروند و لذا حرفا و توصیه های پیامبر در تمسک به قرآن و اهلبیت رو کنار گذاشتند و شدند تابعِ خرد جمعی و یا تابع احساسات.
حالا هم اگه هرکس بخواد با کله ی خودش راه بره و عمل کنه... بنظرم با کله زمین خواهد خورد....
دیشب اینطور که شنیدم توی محله ی ما یه جوان بسیجی با یک نفر درگیر میشه و بعد هم به طرف گاز فلفل میزنه...
خوب اهالی محل که می بینند رهگذران و حتی مادر بهمراه فرزندی یکساله هم دچار عارضه ی تنفسی شده اند، میریزن سر جوان بسیجی و می زنندش و ...
آخر شب ما که از همه جا بیخبر بودیم از توی خونه شنیدیم که صدای آژیر و همهمه میاد، وقتی اومدیم بیرون دیدیم یه خودرو ضد شورش مانند خاکی رنگ، بهمراه ۲۰ یا ۳۰ تا موتور که دو ترک بودن وارد محل شدن و به مردمی که آمده بودند بیرون هشدار میدادند که بخانه برگردند( مردمی که اطلاعی از درگیری سر شب نداشتند).... خلاصه متوجه شدیم که دوستان بسیجی ، برای اینکه زهره چشمی بگیرند به پارک محل و بعد به خود محل ، اینگونه وارد شده اند... خلاصه یکساعتی همه سر کوچه داشتند بسیج را مذمت (...) میکردند و بعد رفتن خانه....
برفرض که از ابتدا ، جوان بسیجی بی تقصیر بوده... آیا نمیشد با کار مخفی و به اصطلاح اطلاعاتی ،مقصران را شناسایی و مثلا دستگیر کرد ... تا ذهنیت مردم نسبت به بسبج، مخدوش نشود .... آیا نباید به دوستان آموزش داد که گاز و اسپری برای عملیات است ، نه دعوای شخصی شما.... آیا مغز متفکری نباید اجازه ی ورودِ این شکلی به یک گروه از دوستان را صادر کند که به تبعات آن هم فکر کند...
چرا اینارو گفتم؟
پسر ۱۲ ساله ی من تحت تاثیر بدگویی های مردمِ سر کوچه از بسیج، وقتی اومدیم خونه بمن گفت: بنظرت اشتباه کردم که توی بسیج عضو شدم....
من مانده بودم که چه بگویم... خلاصه به ۱۱۴ اطلاعات بسیج زنگ زدم و موضوع را با اپراتور درمیان گذاشتم و ایشان هم گفت: فردا برو مالک اشتر و شکایت کن...
من که حال و حوصله ی این داستارو ندارم.... اما هنوز جوابی برای عملکرد اشتباهی که منجر به این فکر و سوال در ذهن پسرم شده ، پیدا نکرده ام.
.
نظارت ضعیف و یا بد ، وجهه ی یک نظام را ممکن است مخدوش کند. پس خدا کند ، همیشه با تفکر و تعقل رفتار کنیم.
ان شاءالله
.
.
#امام_زمان_عج_مناجات
چه رأسها که نرفته به دار هجرانش
ولی به وصل نشد ختم، کار هجرانش
پُر از غم است دلم؛ با وجود این اصلاً_
غمی نمانده برایم کنار هجرانش
به جز بهشتِ وصالش مرا مداوا نیست
چنان زدهست به جانم شراره هجرانش
در این زمان که همه بی خیال آقایند
خوشا کسی که بماند دچار هجرانش
رسید صبحِ وصالش به شیخ انصاری
به ما رسید فقط شام تار هجرانش
کجاست سید بحر العلوم تا باشد
در این زمانهی دشوار، یار هجرانش
"کجاست هم نفسی تا به شرح، عَرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجـرانش"*
کجاست چشم پُر آبی که یار من باشد
به اشکِ دیده شود داغدار هجرانش
**
ز بس که دوریِ کرب و بلا نصیبم شد
نشسته بر سر و رویم غبار هجرانش
حسین رفت و عقیله به دردسر افتاد
شکست خواهر او در فشار هجرانش...
#محمدجواد_شیرازی ✍
*بیت از جناب حافظ
#امام_زمان
.
.
#امام_زمان_عج_مناجات
با ناله و آه... ياریات خواهم كرد
تا آخر راه... ياریات خواهم كرد
گر لطف تو شاملم شود بعد از این...
با ترکِ گناه... ياریات خواهم کرد
✍ #سیدمجتبی_شجاع
............
#امام_زمان
یک جمعه هم از گذار ایام بپرس
از داغِ همیشه نابهنگام بپرس
معنای همیشه منتظربودن را
از مادر یک شهید گمنام بپرس
✍ #عاطفه_جعفری
.
.
#امام_زمان
#مناجات
#تلنگر
سالهای پیش بال آسمانی داشتیم
بال پروازِ کران تا بی کرانی داشتیم
میوه بودیم و سر سال استفاده میشدیم
چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم
چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت
پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم
روزها گردی اگر بر روی دلها مینشست
شب که میشد سنت خانه تکانی داشتیم
مثل شیر مادرانِ ما حلال و پاک بود
در میان سفرهها گر لقمه نانی داشتیم
نذریِ روز ظهورِ مهدیِ موعودمان
صبحها چله به چله، عهد خوانی داشتیم
صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه
روی پشت بامها صوتِ اذانی داشتیم
گاهگاهی جمعهها اهل زیارت میشدیم
گاهگاهی میل سجده، جمکرانی داشتیم
ثانیه ثانیههامان پای آقا میگذشت
آی مردم! یک زمان صاحب زمانی داشتیم
َپَر نداریم و دل بِپَّر نداریم و... فقط
یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم
#علی_اکبر_لطیفیان✍
.