امام حسین ع
. #شب_نهم_محرم #زنجیر_زنی #محرم_۱۴۰۳ #شب_نهم #نوحه_سنتی(سبک ثابت ده شب) بند1⃣ یابن الحیدر یابن
.
#شب_دهم_محرم
#محرم_۱۴۰۳
#روز_دهم (#گودال)
#واحد_سنگین(سبک ثابت ده شب)
بند1⃣
روضه ی گودال، نفس گیره خدا میدونه
از زبون تیر و شمشیره خدا میدونه
جا داره عالم از این غصه اگه بمیره
(خدا میدونه ۲)
هم دست شدن نیزه ها با هم دورش کردن
تن مجروحش رو پوشوندن جای پیرهن
جلو زینب حنجرش رو بوسیدن عمدا
کوفیا با قصد غربت
میزدنش چندین ساعت
کشتنش از روی فرصت
بند2⃣
ظلم زمونه گذشت ازحد میون گودال
جون ملائک به لب اومد میون گودال
هرکی با هرچی تو دستش بود حسینو میزد
(میون گودال ۲)
شمشیرا بالای سرش میرقصیدن
چکمه ها احوال پهلوشو میپرسیدن
نیزه ها تو زخمای بازش میچرخیدن
با خاک صحرا همدم شد
برای درهم درهم شد
ضربه ی اخر محکم شد
شعر و سبک: #امیر_آهمند
.👇
امام حسین ع
. #شب_نهم_محرم #زنجیر_زنی #محرم_۱۴۰۳ #شب_نهم #نوحه_سنتی(سبک ثابت ده شب) بند1⃣ یابن الحیدر یابن
.
#شب_دهم_محرم
#زنجیر_زنی
#محرم_۱۴۰۳
#شب_دهم
#نوحه_سنتی(سبک ثابت ده شب)
بند1⃣
ای کشته دور از وطن جانها به قربانت حسین
ای تشنه صد پاره تن جانها به قربانت حسین
ای زینت دوش نبی فرزند زهرا و علی
ای شاه بی غصل و کفن جانها به قربانت حسین
ای شیب الخضیب آقا غریب آقا حسین حسین
ای خد التریب آقا غریب آقا حسین حسین
مولای غریب آقا غریب آقا حسین حسین
بند2⃣
امشب حسین با ضوت خوش قرآن تلاوت میکند
با اشک خود در خیمه گه غسل شهادت میکند
از روضه گودال خود از پیکر پامال خود
با زینب غم پرورش ذکر مصیبت میکند
امشب در حرم خواهر شده مضطر حسین حسین
فردا نور چشمانش شود بی سر حسین حسین
میخواند به اشک و ناله با مادر حسین حسین
شعر و سبک: #احسان_نوری، #امیر_آهمند
.👇
امام حسین ع
. #شب_نهم_محرم #محرم_۱۴۰۳ #شب_نهم #واحد_شلاقی بند1⃣ آبروی ادب یا ابوفاضل افتخار عرب یا ابوفاضل م
.
#شب_دهم_محرم
#محرم_۱۴۰۳
#شب_دهم
#واحد_شلاقی
بند1⃣
تویی نگارم
باغ و بهارم
دار و ندارم
یا اباعبدالله
بی تو آوارم
خسته و زارم
بی کس و کارم
یا اباعبدالله
یا حبیب الباکین، ای مهربون من
مونس المضطرین، آروم جون من
یا طبیب الدوار، درمون دردام و
سامون دل بی سر و سامون من
یارحمه الله الواسعه نعم الامیرم ارباب
باب نجات الامة آقای بی نظیرم ارباب
تو نجاتم دادی و من هم برات میمیرم ارباب
ای ارباب
بند2⃣
سرا پا دردم
خزون زردم
نکنی طردم
یا اباعبدالله
با عشقت هردم
زندگی کردم
دورت بگردم
یا اباعبدالله
زندگیم داره با عشق تو سر میشه
نفسم با ذکر تو معطر میشه
الحمدلله که حال خوبی دارم
تا میاد اسم تو چشم من تر میشه
الحمدلله اشکام واست بی اختیاره آقا
دوست دارم اینقدر که اصلا حدی نداره آقا
بارون چشمام تا جون دارم برات میباره آقا
ای آقا
بند3⃣
باورم اینه
میزنم سینه
زهرا میبینه
یا اباعبدالله
حصن حصینه
نقش نگینه
ذکر تلقینه
یا اباعبدالله
روضه ی رضوانه، روضه هات آقاجان
سرمه ی چشمامه، خاک پات آقا جان
وقتی که دلتنگ، حرمم با گریه
یک سلام میدم به، کربلات آقا جان
السلام علیک یا مولا یا اباعبدالله
بِاَبی انت و امی و اَهلی و مالی ای شاه
دستم از دامن مهر تو هرگز نمیشه کوتاه
ثارالله
شعر و سبک: #بهزاد_مصدقیان
انجمن تکیه نوکری مشهد
👇
امام حسین ع
. #شب_نهم_محرم #محرم_۱۴۰۳ #شب_نهم #شور بند1⃣ از یوسف ملیح تر از عیسی مسیح تر به حیدر شبیه تر کیه
.
#شب_دهم_محرم
#محرم_۱۴۰۳
#شب_دهم
#شور(مقتل)
بند1⃣
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
اگه رفت رو نیزه ها سر امام
اگه کشته شد حسین تو ازدحام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
میزدن از روی بغض مرتضی
پیر مردا همه با عصا مدام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
امون از خنجر کند و
سینه و چکمه ی سنگین
امون از سر بریده
امون از پیکر خونین
آه! اباعبدالله
بند2⃣
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
اومدن یه عده پست بی مرام
قُربةً اِلَی الله واسه قتل عام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
روی زخم جگرش نمک زدن
زنده بود و حمله کردن به خیام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
امون از آتیش و دود و
لحظه ی آخر گودال
امون از سیلی و دشنام
بُردنِ خاتم و خلخال
آه! اباعبدالله
بند3⃣
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
امون از روضه های کوفه و شام
میزدن یه عده سنگ از روی بام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
به مخدرات و ناموس خدا
قوم بی حیا نکردن احترام
مُلِئَتْ بُطونُهُم مِنَ الْحرام
امون از بزم شراب و
سر زخمی و پر از خون
امون از تشت طلا و
خیزرون و لب و دندون
آه! اباعبدالله
شعر و سبک: #طاها_تحقیقی
انجمن تکیه نوکری مشهد
👇
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#زمینه_حضرت_رقیه (س)
محرم ۱۴٠۳
حرمله می زد
دستمو می کشید و توو قافله می زد
خسته نمی شد و سر حوصله می زد
منو با پاهای پر از آبله می زد
از بس که زده لبی نمونده
دندونی برام نمونده بابا
حالا اومدی که تار می بینم
سویی به چشام نمونده بابا
نمی دونی چقد از این حرمله، من دلم پره
حرفامو به عمو ابالفضل نگو، غصه می خوره
یا ابتا، من الذی، ایتمنی
قدم خمیده
سه ساله ای شبیه من کسی ندیده
بس که گرسنمه بابا رنگم پریده
ببین که دونه دونه ی موهام سفیده
از بس که برا تو گریه گردم
چشمام دیگه وا نمیشه بابا
این زخما امونمو بریده
این پا دیگه پا نمیشه بابا
دختر اگه بمیره هم از باباش، دل نمی بره
حرفامو به عمو ابالفضل نگو، غصه می خوره
یا ابتا، من الذی، ایتمنی
سرم شکسته
عمو که رفته حرمت حرم شکسته
افتادم از روو ناقه و پرم شکسته
پهلووی من شبیه مادرم شکسته
روو دستای من جای طنابه
چند روز ما رو بردن تووی زندون
این لکنت ازون شبی شروع شد
که گم شده بودم توو بیابون
تاریکی شب و منِ خسته و، ترس و دلهره
حرفامو به عمو ابالفضل نگو، غصه می خوره
یا ابتا، من الذی، ایتمنی
#وحید_محمدی ✍
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_زمینه
#حضرت_رقیه
#زمینه
DoaArafeh1403[06].mp3
7.87M
▪️از دل زینب ای وای (#زمینه)
🎙 بانوای: حاج میثم مطیعی
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
تنت تنها ماند / به خاک صحرا
خیمه های تو / به خاکسترها
مانده در غمها ، زینبت تنها
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
امان از غارت / فغان از یغما
بیمعجر ماندند / پردهنشینها
زیر دست و پا ، مانده کودک ها
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
در آتش می سوخت / پر چادرها
بر لب ما بود / ذکر زهرا
روضه ی آتش ، شد تکرار اینجا
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
از دویدنها / خسته شد گویا
نانجیبی برد / خلخال او را
برزمین افتاد ، دختری تنها
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
گریز از خیمه / مگر آسان بود
از آتش بدتر / چشم گرگان بود
معجرها بردند ، آه و واویلا
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
کجایی عباس / یل غیرتمند
این بی غیرتها / به من می خندند
می کشد ما را ، طعنهی اعدا
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
رقیه می گفت / کجایی بابا
پریشان می گشت / میان صحرا
پاسخش دادند ، ضرب سیلیها
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
ربابت با آه / لالایی خوانده
به دستش، طفلی / خیالی مانده
لالایی لالا ، لالایی لالا
از دل زینب ای وای
ای وای، ای وای، ای وای
شاعر: #میلاد_عرفان_پور ✍
#شام_غریبان_امام_حسین
DoaArafeh1403[03].mp3
7.89M
▪️«یا رازقَ الطّفل الصَغیر» اصغر فدایت (#مناجات)
🎙 بانوای: حاج #میثم_مطیعی
«یا صاحبی فی وحدتی» یاور ندارم
با تو ولی باکی از این لشکر ندارم
از ابتدای راه گفتم «حَسبِیَ الله»
نقشی بهجز این، روی انگشتر ندارم
یک کهکشان جان را به تو تقدیم کردم
ماه و ستاره داشتم، دیگر ندارم
«یا رادَّ یوسف عَلی یعقوب» بنگر
دیگر علی اکبر، علی اکبر ندارم
«یا رازقَ الطّفل الصَغیر» اصغر فدایت
حالا بهغیر از غنچهای پرپر ندارم
دارم سر و سرّی در این هنگامه با تو
میآید آن ساعت که دیگر سر ندارم
با عضو عضو پیکرم میگویم اینک
ترسی ز تیر و نیزه و خنجر ندارم
هر زخم با تو حرفهایی تازه دارد
یا رب! مناجاتی از این بهتر ندارم
اینگونه میخواهی مرا، اینگونه زیباست
فکری بهجز خشنودیات در سر ندارم
«فَاللّهُ خیرٌ حافظاً» وقت وداع است
دلشورهای در این دم آخر ندارم
هم زندهام با اشک، هم مقتول اشکم
آری بهجز این اشکها یاور ندارم
شاعر: #عباس_همتی ✍