eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. هر که دلتنگ زیارت میشوم میروم در گوشه ای غرق عبادت میشوم @emame3vom یا سلامی میدهم از بام خانه بر حرم چون کبوتر راهیه صحن و سرایت میشوم با دوبال حسرتم پر میكشم تا شهر عشق تا که مهمان تو و گنبد طلایت میشوم من کبوتر نیستم هستم کلاغی رو سیاه گر بخواهی ام, غلام رو سیاهت میشوم مثل جون و مثل عابس, مثل مسلم, مثل حر گر دهی رخصت مرا, من هم فدایت میشوم گر برات کربلایم را به دستانم دهی جان زهرا تا قیامت وامدارت میشوم چون قسم دادم تو را بر نام زهرا, مادرت مطمئناً شامل لطف و عطایت میشوم .
. مقام قرب خدا یا بهشت اهل ولاست  بهشت اهل ولا یا زمین کرب و بلاست  ورق ورق شده هفتاد و دو کتاب خدا  به هر ورق که زدم تیغ آیه ها پیداست  بنی اسد متحیر اِستاده اند همه ز سکوت کرده ولی در سکوتشان غوغاست  @emame3vom نه سر بُوَد به تن کشتگان، نه تن سالم  نه ازغلام، نه مولا، نشان در آن صحراست  زکوفه اشک فشان یک سوار می آید  به نینوای وجودش نوای یا ابتاست  گشوده لب که الا ای موالیان حسین  مرا شناخت بر این لاله های باغ خداست  کنار هم بدن قطعه قطعه ی انصار  حبیب و مسلم و جون و بریر و عابس ماست  کنار علقمه افتاده پیکری بی دست  که چشم تشنه لبان از خجالتش دریاست  به اشک دیده بشویید زخم هایش را  که حافظ حرم و میر لشکر و سقاست  به قلب معرکه خون می دمد زگودالی  که در میانه ی آن جسم یوسف زهراست  به زیر خنجر و شمشیر و تیر و نیزه و سنگ  برهنه پیکر صد چاک سید الشهداست  میان این شهدا گشته قطعه قطعه تنی  که یاس سرخ حسین است و لاله ی لیلاست  غلام رضا سازگار
0⃣7⃣🔻جون بن حوي مولي ابي‌ذر الغفاري 🔹شيخ طوسي رحمه الله جون را از اصحاب امام حسين عليه‌السلام شمرده است.(۱) «جون»(۲) اهل «نوبه» و ✳️غلام سياه‌پوستي بود كه «ابي‌ذر غفاري» آن صحابي باوفاي پيامبر او را از قيد بندگي و بردگي آزاد كرده بود. «جون» از شيعيان امام علي عليه‌السلام شناخته مي‌شد. او پيوسته پس از ابوذر همراه اهل بيت عليهم‌السلام بوده است. زماني در خدمت امام حسن عليه‌السلام و هنگامي با امام حسين عليه‌السلام بود. او امام حسين عليه‌السلام را از مدينه تا مكه و سپس از مكه تا عراق همراهي كرده بود.(۳) گويند جون در ساخت و تعمير سلاح مهارت داشت. ▪️نقل شده جون، در شب عاشورا خيمه ويژه‌اي براي خود برپا ساخته بود تا سلاح ياران حسين عليه‌السلام را تعمير و اصلاح كند. در تاريخ آمده است، در روز عاشورا، امام درخواست او را براي جهاد اين گونه رد فرمود: 🔴«تو از جانب من اذن (كناره‌گيري از جنگ) داري، فقط و فقط تو ما را براي دست‌يابي به عافيت همراهي كرده‌اي. بنابراين، خود را به راه و شيوه ما مبتلا مساز».(۴)  ✳️گفته شده بعد از اين بود كه به خدمت دختر اميرمؤمنان، زينب عليهاالسلام و اطرافيان امام رسيد تا آنها را شفيع خود سازد. پس از آن از امام اجازه جهاد گرفت و وارد ميدان رزم شد. 🔸درسي كه مي‌توان گرفت: در راه احياي حق، هر كس بايد از ابزار ممكن كه مورد قبول نيز مي‌باشد، بهره‌مند شود . 🔻شهادت جون  🔹جون در روز عاشورا در مقابل امام حسين عليه‌السلام ايستاده و از آن حضرت اجازه رزم خواست. اما امام به او اذن جهاد ندادند و حضرت فرمودند: ما تو را براي ايام عافيت و آسودگي خريداري كرديم ولي الآن خود را گرفتار نكن» 😭جون خود را بر قدم‌هاي امام انداخت و بر آن بوسه مي‌زد و مي‌گفت: 😭«اي فرزند رسول خدا! من براي آسودگي خاطر خويش در گرفتاري از شما كمك مي‌گرفتم، (۵)  😭من خود مي‌دانم كه بوي خوشي ندارم، 😭خويشانم افرادي فرومايه‌اند 😭و رنگم سياه است. اما شما از من از آن نفس بهشت‌گونه‌تان بدميد تا كه خوش بو شوم، شرافت خويشاوندي يابم، و سيمایم سفيد شود. به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا اين خون تيره‌ام با خون پاكتان مخلوط گردد» پس از آن گاه امام او را اجازه رزم دادند.(۶) او وارد معركه جنگ شد در حالي كه اين رجز را مي‌سرود: ▪️«كيف يري الكفار ضرب الاسود بالسيف ضربا عن بني‌محمداذب عنهم باللسان و اليد ارجوا به الجنة يوم الورود؛(۷)  ▪️اي كفار، ضرب شمشير سياه را چگونه مي‌بينيد؟ به شمشير ضربه‌اي از فرزند محمد، از آنها با زبان و دست حمايت مي‌كنم، در حالي كه به بهشت در روز قيامت اميدوارم» بعد از آن، بيست و پنج نفر از سپاه دشمن را به خاك انداخت. محمد بن ابي‌طالب مي‌گويد: ✳️😭«زماني كه جون به زمين خورد، حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام بر بالينش آمد و بر حق او اين گونه دعا فرمود: ▪️«اللهم بيض وجهه، و طيب ريحه و احشره مع الابرار، و عرف بينه و بين محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله؛ (۸)  ▫️پروردگارا! سيماي او را سفيد كن، و او را خوش بوي گردان، و با محمد صلي الله عليه و آله محشورش نما، و بين او و محمد، آشنايي برقرار ساز». ✳️علماي ما از امام باقر عليه‌السلام و از پدرشان امام زين‌العابدين عليه‌السلام نقل كرده‌اند: هنگامي كه بني‌اسد براي دفن شهدا، به معركه جنگ آمدند، بعد از چند روز ديدند كه بوي خوشي - چون مشك - از اندام جون متصاعد است.(۹)  سلام بر جون در زيارت ناحيه اين گونه آمده است: «السلام علي جون بن حوي ابن حرمي مولي ابي‌ذر الغفاري؛ (10)  سلام بر جون غلام ابي‌ذر غفاري». @emame3vom ♻️درسي كه مي‌توان گرفت: شناخت حق و رهروي آن به ظاهر افراد نيست. استجابت دعاي ولي خدا آن قدر با شتاب انجام مي‌پذيرد، به گونه‌اي كه خواندن او در واقع اجابت خداوند است . ------------------------- 📚پی نوشت‌ها :  ( ۱ ) تاريخ الامم و الملوك، ج ۵، ص ۴۴۴؛ ابصار العين، ص۱۳۸؛ موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام، ص ۴۵۱؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۸ ( ۲ ) مقتل الحسين مقرم، ص ۳۱۲؛ تاريخ الامم و الملوك، ج ۵، ص ۴۴۴؛ ابصار العين، ص ۱۲۹ ( ۳ ) ابصار العين، ص ۲۲۷ و فائده ۱۵ ( ۴ ) اقبال الاعمال، ج ۳، ص ۷۹ و ۳۴۵؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۷۳ ( ۵ ) رجال شيخ طوسي، ص ۷۲ ( ۶ ) گاه نام ايشان را «حوي» ضبط كرده‌اند، و ليكن مشهور «جون» است. مقتل الحسين خوارزمي، ج ۱، ص۲۳۷، ولي مفيد رحمه الله او را جوين مولي ابي‌ذر دانسته است. الارشاد، ج ۲، ص ۹۳ ( ۷ ) ابصار العين، ص ۱۷۶ ( ۸ ) فقال عليه‌السلام: «انت في اذن مني، فانما تبعتنا طلبا للعافيه، فلا تبتل بطريقنا » ( ۹ ) «يابن رسول الله، انا في الرخاء الحس قصاعكم و في الشدة اخذلكم » ( ۱۰ ) اللهوف، ص ۴۷؛ مقتل الحسين مقرم، ص ۳۱۳
📗 محرم » غلام سیاهى که امیرمؤمنان على علیه السلام او را خریدارى کرد و به ابوذر غفارى بخشیده بود. او در ربذه- تبعیدگاه ابوذر- همراه ابوذر بود و پس از شهادت ابوذر در سال 32 هجرى به مدینه بازگشت و در خدمت امیرمؤمنان على علیه السلام و سپس امام حسن مجتبى علیه السلام و پس از آن در خدمت امام حسین علیه السلام بود. او به همراه امام از مدینه به مکه‏ امام علیه السلام در روز عاشورا به وى فرمود: ♦️«أَنْتَ فِی إذْنٍ مِنّی، فَإِنَّما تَبِعْتَنا طَلَباً لِلْعافِیَةِ فَلا تَبْتُلْ بِطَریقِنا؛ تو از جانب ما آزادى! تو در جستجوى عافیت با ما همراه بودى، پس خویش را در راه ما گرفتار مکن». ♦️«جون» خود را به پاهاى حضرت انداخت و ملتمسانه عرض کرد: «یَابْنَ رَسُولِ اللَّه! أَنَا فِی الرَّخاءِ أَلْحَسُ قِصاعَکُمْ وَفِی الشِّدَّةِ أخْذُلُکُمْ؟؛ پسر پیامبر! در خوشى‏ها خانه شما بودم حال در گرفتارى رهایتان کنم؟». آنگاه افزود: «وَاللَّهِ إِنَّ ریحِی لَمُنْتِنٌ وَإنَّ حَسَبی لَلَئیمٌ وَإنَّ لَوْنِی لَأَسْوَدٌ فَتَنَفَّسْ عَلَیَّ بِالْجَنَّةِ لَیَطیبَ ریحِی وَیَشْرُفَ حَسَبِی وَیَبْیَضَّ لَوْنی لا وَاللَّهِ لا أُفارِقُکُمْ حَتّى‏ یَخْتَلِطَ هَذَا الدَّمُّ الْأَسْوَدُ مَعَ دِمائِکُمْ‏؛ بخدا سوگند مى‏دانم بویم ناخوشایند، حَسَبم ناچیز و چهره‏ام سیاه است پس بهشت را بر من ارزانى دار تا بویم خوش و حَسَبم شریف و سیمایم سفید گردد. به خدا سوگند از شما جدا نخواهم شد تا این خون من با خون شما بیامیزد». پس از این گفتار، امام به وى اجازه داد. او شادمان به سوى میدان شتافت سپس جنگید تا به فیض شهادت نایل آمد. امام بر بالین وى حاضر شد و این‏گونه در حقش دعا کرد: «أَللَّهُمَ‏ بَیِّضْ‏ وَجْهَهُ‏، وطَیِّبْ ریحَهُ، وَاحْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرارِ، وَعَرِّفْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ خدایا چهره او را سفید گردان، و بوى او را خوش گردان، و او را با ابرار محشور کن و بین او و محمد و آل محمد (در بهشت) آشنایى برقرار ساز». @emame3vom ♦️از امام سجّاد علیه السلام نقل شده است: آنگاه که جمعى براى دفن شهیدان کربلا حاضر شدند، پیکر جون را در حالى یافتند که با گذشت چند روز بوى بسیار خوشى از آن به مشام مى‏رسید.(1) یه غلام هم داشت ابی عبد الله به نام واضح که حافظ قرآن بود به میدان رفت پس از آنکه به زمین افتاد امام علیه السلام بر بالینش حاضر شد و چون مشاهده کرد غلام نسبت به آن حضرت اظهار علاقه مى‏کند، امام گریان شد و در کنارش نشست و صورت بر جبینش نهاد. غلام که ازاین همه محبت به وجد آمده بود، شادمان شد و فریاد زد: «مَنْ مِثْلی وَابْنُ رَسُولِ اللَّهِ واضِعٌ خَدَّهُ عَلى‏ خَدِّی‏؛ کیست همانند من که پسر پیامبر صورتش را بر صورتم قرار داده است» این را گفت و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. یکسان رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت 🔹در دین ما سیه نکند فرق با سپید «در اینجا امام علیه السلام در لحظه شهادت صورت بر صورت غلامش مى‏گذارد یعنى همان ابراز محبتى را که درباره فرزند شجاع ودلبندش على اکبر علیه السلام مى‏کند، درباره غلامش نیز روا داشت. یعنى اینها همه مجاهدان وشهیدان راه خدا هستند و همه آنها عزیز و گرامى‏اند، و همه در یک مسیر و براى یک هدف جهاد کردند و شربت شهادت نوشیدند.» (2) 📚 نفس المهموم
احوالات ،غلام حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام . سید ناصر ولایی زنجانی . مظهر عدل و عدالت عین عزت سن حسین صاحب جود و کرم کان کرامت سن حسین . فرقی یوخ اوغلونلا بیر قاره غلام آقا سیزه فاطمه دردانه سی دریای رحمت سن حسین . کربلاده خانة احسانی آباد ائیلدون حکم آزادی یازیبسان جونی دلشاد ائیلدون بختی آغ قاره غلامین قلبینی شاد ائیلدون عرض ائدیب مولاسینا کان کرامت سن حسین . عرض ائدیب قووما قاپیندان روسیاهم سیدی عمری سنسیز نینیرم من عبد شاهم سیدی گرچی چوخ نالایقم من بی پناهم سیدی رحمة للعالمینه سن کی حجت سن حسین . الغرض قاره غلام آلدی سعادت نوبتین جنگ ائدیب چوخ عاقبت ایچدی شهادت شربتین آخدی قانی مقتله گورستدی نوکر خدمتین فکرائدیب کی گلمه مولاچکمه زحمت سن حسین . گوردی ناگه باشینین اوستونده حاضردی آقا حالینه افکارینه هر لحظه ناظردی آقا مهرباندی هر زمان انصاره ناصردی آقا عرض ائدیب کی مظهرحق و عدالت سن حسین . آلدی آغوشه غلامین باشینی مولا او دم گوزیاشی آخدی گوزوندن گورسنیر آثار غم حمل ائدیب اخیامه نعشین آغلاشیب اهل حرم گوردی عالملر کی سن عین عطوفت سن حسین . @emame3vom یاحسین بیزلرده واللاه روسیاهوخ گلمیشوق معصیت ده غوطه ور غرق گناهوخ گلمیشوق هرمکاندان طرد اولونموش بی پناهوخ گلمیشوق دوتماقا سائل الیندن سن کفایت سن حسین . یوخدی قورخوم هئچ مکاندا گر دوتام من دامنین من غلامم جونه مولا ال منیم دامن سنین اولماسان محشرده قورخوم وار اولا ایشلر چتین روز محشرده یقین باب شفاعت سن حسین . ( 4 سبک) . .
mahmoudkarimi-@yaa_hossein.mp3
2.7M
🎤 محمود کریمی دیدن دستای بسته اومدی 😭 پیش کاروان خسته اومدی... حالا که دیگه نمیتونم پاشم حالا که پاهام شکسته اومدی 😪 @emame3vom
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون هر کسی دیوانه تر السّابِقونَ السّابِقون می نویسم عشق و بی تردید میخوانم حسین عاقلان دانند لـٰـکن اکثرا لایـَـعقـِـلون این سرشت ماست؛ از خاکیم، خاک کربلا سرنوشت ماست پس إنّا إلَیهِ الرّاجِعون صِرف یک دل دادن و عرض ارادت شرط نیست مُهر باید کرد این دِلنامه را با عَقد خون پرچم او از ازل بالاست؛ بالا تا ابد باد این پرچم بلند و هرچه جز آن سرنگون آی عاشق ها خدای عشق می آید حسین بعد از این دنیا به جای عشق بنویسد حسین