.
#اربعین
#محمدجواد_غفورزاده
اشکها! فصل تماشاست امانم بدهید
شوقِ آیینه به چشم نگرانم بدهید
از شما میشنوم عطر گل یاسین را
خاکها! رنگ یقینی به گمانم بدهید
جامی از اشک فراهم شد اگر، ای مردم
به تسلّایِ دل هم سفرانم بدهید
طول یکچلّهجدایی، بهخدا یکعمر است
گاه خطّ و خبر از سیر زمانم بدهید
گر خبر دار شدید از گل داودی من
یک شمیم از نفسش روح و روانم بدهید
پارههای دلم افتاده در این دشت، به خاک
رخصت گریه به گلگون کفنانم بدهید
کاکل آشفته،بهخونخفته،در اینجا سروی
باز در سایهاش آرامش جانم بدهید
این رباب است که با لالهرخان میگوید:
ذکر لالایی گل را به زبانم بدهید
من که از عطر گل فاطمه، مدهوش شدم
خبر از حال و هوای دگرانم بدهید
سجدهها کردهام از بوسه بر این تربت پاک
طاقت از دست شد آرامش جانم بدهید
دشت لبریز گلاب است اگر امکان دارد
برگی از آن گلِ صدبرگ نشانم بدهید
اربعین نیست حدیثی که فراموش شود
شعلۀ عشق، نه آن است که خاموش شود
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
.
.
#امام_حسین علیهالسلام
#اربعین
#زیارت #کربلا
#محمدحسین_ملکیان
این صحن که بینالحرمین عتبات است
در اصل، همان عرشۀ کشتی نجات است
دریاب مرا نور چراغ سر گنبد!
تو نورٌ علی نوری و عالم ظلمات است
آنقدر کهجانبخشیو آنقدر که جانسوز
پابوسی هر سال تو محیا و ممات است
هر نوحۀ زوار، مضامین لهوف است
هر نالۀ زوّار، دعای عرفات است
هر آبله در راه تو یک پلۀ عرش است
هر قطرۀ پر شور عرق، آب حیات است...
سوغاتمن اشک است برای تو و افسوس
نام تو در این شهر قتیلالعبرات است
گفتم غزلی تازه بخوانم، چه بخوانم
دلچسبترین زمزمه اینجا صلوات است
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
.
.
#امام_حسین
#مناجات
#حضرت_زینب_س
#کوفه_و #شام_بلا
حس می کنی زمین و زمان گریه میکنند
وقتی که جمع سینهزنان گریه میکنند
این سو داغ اکبر و آن سو غم حبیب
در ماتم تو پیر و جوان گریه میکنند
این سیل، سیل اشک عزادارهای توست
چون ابر با تمام توان گریه میکنند
تو کیستی که در غم از دست دادنت
مردان ما شبیه زنان گریه میکنند
با یاد آن نماز جماعت که خواندهای
گلدستهها اذان به اذان گریه میکنند
در ماتم اسارت زینب عجیب نیست
سرها اگر به روی سنان گریه میکنند
شاعر: #امیر_تیموری
https://eitaa.com/emame3vom/50792
.
.
🏴 #اربعین
🏴سبک #واحد:کجا رفتی ای یار و غم خوارم
🎤مداح :حاج حسین سیب سرخی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
کجا رفتی ای یار و غم خوارم
برادرم ای کس و کارم
زن و بچه ات رو به کی دادی
حالا که رفته علمدارم
از اون اول
دلم خوش بود
که هر کس رفت من تو رو دارم
آره عمرم رو به پائیزه
میبینی که خیمه میسوزه
کی باور میکرد یه روز زینب
تو رو میبینه روی نیزه
آتیش به جونِ همه افتاده
برا اسیری یَن آماده
سالار زینب...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
ندارم من مَحرَم و یاری
تنم کبوده خبر داری
از این مردان گله دارم
از این رسم مَردُم آزاری
خبر داری
چهل منزل
شده دنیا رو سرم آوار
خبر داری
که نامَحرَم
منو برده کوچه و بازار
چشت روشن توی این جاده
سه سالت از ناقه افتاده
چشت روشن گم شده بچه ات
همه گفتیم دیگه جون داده
چی بگم از این بی کس و کاری
سرم شکسته خبرداری
خبرداری زار و افسرده ام
به جای بچه ات کتک خوردم
واسه من این دردا چیزی نیست
ولی تو بَزم شراب بردم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تو اون مجلس
لبای تو
جلو چشام زبون خورده
خبر داری
که این روضه
چی به روز زینب آورده
کشیدم از گریه آهِ سرد
به من میخندن یه مُشت نامرد
علمدار تو کجا موندهب
دل من رو حرمله خون کرد
خوشی برای زینب محاله
دلم هنوز توی گوداله
سالار زینب...
👇
1400063005.mp3
22.36M
پنجره ی دل را بگشای به سوی کربلا
زود معطر کن جان را ز بوی کربلا
نور می آید قافله ی حسین از دور می آید
بپیوند به این خیل آسمانی
مبادا روند و تو جا بمانی
لک لبیک لک لبیک ابا عبدالله
بگذر از این دنیا برخیز به یاری امام
خیر اگر خواهی ای دل حسین و والسلام
یار میخواهد همرهی حسین ایثار میخواهد
گلو تازه کن خسته ای سرا پا
بنوش از شراب طهور مولا
لک لبیک لک لبیک ابا عبدالله
#حسین_طاهری ۱۴ صفر ۱۴۰۰
1400063010.mp3
18.98M
به حشر هم که برانی مرا زخویش هنوز
از این که نام تو بردم به تو بدهکارم
پر از توام به تهی دستی ام نگاه مکن
مگو که هیچ ندارم ببین تو را دارم
من و محبّت تو حیف حیف حیف از تو
تو و رفاقت من، خواب یا که بیدارم؟
شراره ای بزن از سوز خویش بر جگرم
کز این شراره بسوزد تمام آثارم
به نار عشق تو یک عمر سوختم مگذار
دوباره روز قیامت برند در نارم
منم غلام غلام سیاه تو «میثم»
که با سرشک، بُود سبز نخل پُر بارم
دلم خوش است که عمری به پای گلزارم
مباد آنکه برون افکنی زگلزارم
چگونه یار بخوانم تو را که می بینم
تو خوب تز زگل استیّ و من کم از خارم
دو قطره اشگ خجالت هزار کوه گناه
کرامتی که همین است جنس بازارم
محبّت تو نیاید زسینه ام بیرون
اگر کُشند به تیغ و کَشند بر دارم
به چشم پادشهان ناز می کند پایم
که خاک راه غلامان حضرت یارم
.........
همه عمر برندارم سر از این خُمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
همه هست گفتگویم که فقط حسین عشق است
نتوان جز این بگویم که فقط حسین عشق است
نشود تورا نجویم که فقط حسین حسین است
کس من تویی و بی تو سرِ بی کسی سلامت
زده آتشی دگر بار، نفس علی الدوامم
منو و همین امانت که فقط حسین عشق است
امام حسین ع
به حشر هم که برانی مرا زخویش هنوز از این که نام تو بردم به تو بدهکارم پر از توام به تهی دستی ام نگ
👆
همه هست گفت و گویم که فقط حسین عشق است
نه توان جز این بگویم که فقط حسین عشق است
نشود تو را نجویم که فقط حسین عشق است
کس من تویی و بی تو سر بی کسی سلامت
زده آتشی جگر را نفس علی الدوامت
منم و همین علامت که فقط حسین عشق است
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
منو عاشقی و مستی که فقط حسین عشق است
همگی سیاه مستیم دم آستان نشستیم
اگرم سری شکسته تو بگو سبو شکستیم
سر حرف خویش هستیم که فقط حسین عشق است
همه کس کشیده محمل به جناب کبریایت
به کجا برم سری را که نکرده ام فدایت
سر ما و این هوایت که فقط حسین عشق است
منو این جنون این سر به کجا روم جز این در
منو بوی سیب دلبر به حرم ببر که دیگر
زده ام به سیم آخر که فقط حسین عشق است
دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
چه شراب ناب دادی که فقط حسین عشق است
دگر استحاله ام کن بشکن مچاله ام کن
چو مرا شراب دادی تو خودت پیاله ام کن
به حرم حواله ام کن که فقط حسین عشق است
به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه در نماز دیدم
همه غرق راز دیدم که فقط حسین عشق است
به جز از علی که آرد پسری ابولعجائب
نبود بعید از ما که تهی کنیم غالب
که جنون به ماست غالب که فقط حسین عشق است
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
بنواز این نوا را که فقط حسین عشق است
سوی آستانه تو به روی جبین بیایم
همه شب به خیمه تو به همین یقین بیایم
که به اربعین بیایم که فقط حسین عشق است
که فقط حسین عشق است فقط حسین عشق است
.