.
#حضرت_زهرا سلاماللهعلیها
#احراق_البیت
#احمد_بابایی
چشمِ در راه ماندهام مادر!
اشک را بی اراده میداند
غُصهٔ ما ز داغِ مرگت را
مادر از دستداده میداند
مادر از دست داده یعنی ما
-ما که قربان نام یار رَویم-
مثل هر داغدیدهای، یارب!
"کاش" میشد سرِ مزار رویم...!
کاش میشد سر مزارِ بتول
با هیاهو میآمدیم، خدا...!
کاش چون کودکانِ بیمادر
به سر و سینه میزدیم، خدا...!
اینَک اما تفاوتی نکند!
بستهایم عهد عشق با زهرا
از همین راه دور، میخوانیم:
«السلام علیکِ یا زهرا»
السلامُ علیکِ یا اُمّاه
ازچه پاسخ نمیدهی؟ مادر!
گله دارم -به اذن تو- با «میخ»
شِکوِه دارم -به اذن تو- با «در»
آه... ای میخِ در! بتول است این...!
از چه این قدر شعلهور شدهای!؟
آه... ای در! به این فشارِ عجیب،
قاتل مادر و پسر شدهای !!
آه... ای در! چگونه رویت شد!؟
چه کسی گفته خون به پای تو نیست!؟
میخِ در! شرم کن ز اطفالش...
"سینهٔ حوریه" که جای تو نیست!
سینهٔ حوریهست جای حسن
سینهٔ حوریهست جای «حسین»
... نامِ «ارباب» آمده! برویم،
از همین جا به «کربلای حسین»
دست نامرد پای مرکبها
نعل نو تا که بست، یازهرا
زیرِ پایِ ستور... در گودال...
استخوانها...شکست... یازهرا...
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
https://eitaa.com/emame3vom/87565
.
.
بی بی جان...
ای مسیحای علی اعجاز کن
مشکلِ مشکل گشا را باز کن
......
خیلی توقع علی از تو زیاد نیست
تنها همین که زنده بمانی برای من
.
.
#عاميانه #محاوره_ای
#وفات_حضرت_ام_البنین
------------------------------------------------------
عاميانه اي تقديم به حضرت امّ البنين سلام الله عليها
نوکرای سادتیم ام البنین
سرتاپا ارادتیم ام البنین
بی بی جانم ما فقیرْ بیچاره ها
وقفِ خانوادتیم ام البنین
بانويِ خونه ي آقامون علی
مَحرم مَحرمه غم هامون علی
میتونیم شما رو مادر بخونیم
اگه رخصت بده بابامون علی
از همه غیر شما خسته شديم
به اباالفضل تو وابسته شديم
ما مثه عریضه های حاجتیم
به پَر کبوترات بسته شديم
از شما درس ولایت میگیریم
رخصته عرض ارادت میگیریم
تو گرفتاریامون برا شما
سفره میندازیم و حاجت میگیریم
خیلی زشته نوکرات کم بیارن
یا توی نوکریشون کم بذارن
هدیه میشن به شما تو مشکلات
صلواتایی که رد خور ندارن
به غم چشمای گریون حسین
به دل ساقی دلخون حسین
به امید ناامید شدش قسم
رومونو نزن زمین جون حسین
دلامون هزارتا درد و غم داره
ولی باز امید به این علم داره
برا کربلا ، گذرنامه ي ما
مهر تأئید شما رو کم داره
محمّدقاسمي ✍
.
.
#احراق_البیت
خون بر دلِ جوجه گان زهرا نکنید
هر در که بسوخت با لگد وا نکنید
از ما که گذشت پیش چشم طفلی ..
.....
#پ.ن: هرچی آدم در جوانی حفظ کنه میمونه ، بعدش دیگه سخته که چیزی رو بیاد بیاری.
مصرع آخر رو یادم نمیاد. حاج علی انسانی سالهای دور خونده بود.
.
کسی تونست کمک کنه کامل کنیم
مثلا:
از ما که گذشت پیش چشم طفلی ..
اینگونه جسارت به کبوتر نکنید
............
از ما که گذشت پیش چشم طفلی ..
هر گونه اهانتی به بابا نکنید
34.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلسله درس گفتارهای آموزشی مقتل فاطمیه
جلسه پنجم: مصیبت هجوم به بیت / 3
#دکتر_حسین_محمدی_فام 🎤
#حضرت_زهرا #فاطمیه
#مصائب_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
8.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📝بازم شب های سوگواری...
#کربلایی_حسین_ستوده
#زمینه #حضرت_زهرا سلام الله علیها
بازم روز های بی قراری
بازم شب های سوگَواری
بازم سینه زن ها رسیدن
برا نوحه و گریه زاری
سلام مادر
ببین اومدم باز دوباره
سلام مادر
ببین اشک چشمام میباره
سلام مادر
که روز های بی مادری گریه داره
سلام فاطمه، سلام مادرم
.
.
#زمینه
#فاطمیه_۱۴۰۲
#حضرت_زهرا
اونیکه غمش شعله به قلبم میزنه
تا خونه منو از کوچه آورد یه تنه
کسی که خبر داره چی اومد به سرم
اونیکه عصا شد واسه مادر حسنه
اون کسی که کینه به دل داشت
راهمونو تو کوچه سد کرد
چادری که روی سرم بود
جلو چشه همه لگد کرد
با اینکه دلگیر از_دیوار و مسمارم
یک لحظه از حیدر_ دست برنمیدارم
مولا علی جانم
......
میچکه رو خاکا نم اشکای ترم
منو بغلم کرد بین کوچه پسرم
یه بی حیا سیلی زد و فریاد زد و بعد
وسط همین کوچه ها خون شد جگرم
من نمیدونم با چه وضعی
خودم رو تا خونه رسوندم
دور از چش علی یه گوشه
خاک رو چادر و تکوندم
از دشمن مولا_همّیشه بیزارم
یک لحظه از حیدر_دس بر نمیدارم
مولا علی جانم
.....
چیزی که بهم زد همه ی باورمو
داغی که میسوزونه دل مضطرمو
قصه ی جدایی و تن بی کفنه
همونیکه خون کرده چشه دخترمو
برا حسینم که غریبه
یه پیروهن با گریه دوختم
عزیز من کفن نداره
چقد ازین خاطره سوختم
این کشته ی مظلوم_بی جون و بی حاله
زخمی روی خاک و _تشنه تو گوداله
ای وای حسین من
اللهم عجل لولیک الفرج
#فاطمیه_۱۴۰۲
#هاشم_محمدی_آرا ✍
https://eitaa.com/emame3vom/87572
👇
.
#واحد
#زمزمه #حضرت_زهرا
#فاطمیه ۱۴۰۲
شعله میکشه زبونه
اینکه افتاده میون کوچه مادری جوونه
پسرش داره اونو به سمت خونه میکشونه
خاطرات بد همیشه یاد بچه ها می مونه
نیمه جونه
پاک نمیشه،خاطره ای،که میده هی عذابش
تصویر تلخ ِ کوچه شد،کابوس بین خوابش
کاشکی یکی ،کمک کنه، کم بشه اضطرابش
رنگ روش چقد پریده
سرو قامتش خمیده
چیزایی که دیده هیشکی ... مثل ِشو ندیده
....
اشک مظلومه رو دیده
سن و سالی که نداره پس چرا موهاش سفیده
بار ِ غصه های مادر و روی دوشش کشیده
نعره ی مردک پست و سر مادرش شنیده
غصه دیده
سیلی زده ،یه بی حیا ،تو کوچه مادرش رو
مادری که،شعله در،سوزونده بود،پرش رو
ضربه لگد، ریخته بهم، تموم باورش رو
راهشو تو کوچه بسته
بغضی تو گلوش نشسته
گریه میکنه برای ... بازوی شکسته
اللهم عجل لولیک الفرج
#فاطمیه_۱۴۰۲
#هاشم_محمدی_آرا ✍
👇👇