امشب یک خانمی دیدیم
با موی لخت شلاقی
بدون روسری
با آرایش وحشتناک
قبل شروع تجمع
لنز ها آبی
لباس ها به غایت تنگ
حاضر به مصاحبه تصویری نشد ، میگفت شوهرم نمیدونه اومدم بیرون نمیخوام تصویر بگیرید ازم
ولی از ترامپ و آمریکا و هرچیزی مربوط به اوناست متنفرم
میگفت از ماشین آمریکایی حتی بدم میاد
در این حد انزجار
میگفت به شوهرم گفتم اگر من داشتم میمردم و فقط داروی آمریکایی میتونست منو خوب کنه ، بذار بمیرم ولی داروی آمریکایی نده بهم
عجیبه جهان آدما....
خداروشکر به خاطر این همه نعمت
خانواده
سلامتی
هوش
خلاقیت
زیبایی😅
دوستای زیاد
سقف بالاسر
غذای گرم
چشم ، توانایی دیدن
زبون حرف زدن
گوش شنیدن
ایرانی بودن
شیعه به دنیا اومدن
شوت نبودن ، تو باغ بودن
هوا
آب
خورشید
و...و...و...
خداروشکر
بیدار شدم
بدو بدو
جلسه ی اول
تا جونم میکشید حرف زدم و توضیح دادم
حالا بدو بدو
جلسه ی دوم ، باز حرف زدم حرف حرف حرف
میایم بیرون بدو بدو تاکسی که میم ر به سر کارش برسه ...
بهش میگم تحملت رو ندارم ، میگه به چشم همکار بهم نگاه کن که بتونی تحملم کنی
هوا بهاریه
میگه این هوا عکس نداره ، قیافه ی چلونده شده م رو جا میدم تو قابش و طبق معمول نمیتونم مثل آدمیزاد وایسم تو عکس و خودمو کج و کوله میکنم
۶ به مرضیه قول دادم برم خونه شون عید دیدنی ، میدونم وقت خواب نمیرسه ، میخوام چشمامو فقط ببندم که خستگیش در بره و بعد پاشم دوباره حاضر شم
مثل احمق ها جواب رفیعی رو میدم و میفتم تو بحثی که باید تا تهش برم و طومار طومار طرف مقابل رو محکوم کنم
مثل روانی ها خسته ام ، با همون سردرد های همیشگی ، ناهار رو بابام درست کرده ، میگه مامانت که هیچ وقت نیست من میخوام مامان بشم
میگم اتفاقا چقدر به تو میاد که مامان باشی و به اون میاد که بابا ...
مامانم زنگ رو میزنه ، از لقمه کردن غذا برای موکب های شب برگشته
یهو همه میخوریم قَد هم ، من ممدحسن شقایق و مامانم و بابام ، همه دارن تند تند روزشون رو تعریف میکنن ، یک مکالمه ی کوتاه ولی حال خوب کن
به بابام میگم وقتی خسته ام یا به مشکلات فکر میکنم یاد شما که میفتم انگار قلبم لبخند میزنه
خانواده م رو دوست دارم از ته دل
و لحظه های معمولی کنارشون برام ارزشمنده وخوش میگذره
حتی بیشتر از کنار دوستام
بدو بدو میرم خونه ی مرضیه
روح چریکی ای که هلول/حلول کرده درونم این مدت خسته م کرده، نیاز داشتم به یک مهمونی دخترونه...
یک ساعت و نیمه جمعش میکنم باید برگردم
ویدئو ها زیر نویس انگلیسی میخواد ، باید درستشون کنیم ، دوباره به هم میرسیم ولی اول نیازه غیبت کنیم
در مورد جلسه ، در مورد گروه و در مورد هر چیزی که از صبح وقتش رو نداشتیم
دست انداز ایجاد میشه
درگیر میشیم با اپ استور
و ادامه کار جنگ و درگیری و کل کل های الکی با اون آدم های مثلا نخبه
چاپاتای مرغ گریل شده چه خوشمزه بود