این ایده برای فروش پکیج هاتون دیگه خیلی نخ نما شده
یکم خلاقیت داشته باشید بابا
این ایده که میگه قیمت اصلی پکیچ مثلا ۸ میلیونه ولی ما با تخفیف لطف کردیم به شما میدیمش ۱۳۰۰
همین تفاوت فضایی بین قیمت اصلی و قیمتی که با لطف وتخفیف دارید به ما میفروشیدش نشان دهنده ی اینه که ارزش واقعی اون پکیج حتی از ۱۳۰۰ هم کمتره چه برسه به ۸ میلیون
این ایده رو برای فروش اولین بار کدوم مغز متفکری داد؟
اینکه برای سکه دار کردن پکیج مون بگیم قیمتش شونصد میلیونه ولی ما لطف کردیم و فقط تُف تومن داریم به شما میفروشیمش!
به عنوان کسی که از اواسط دبیرستان تا آخرین روز دانشگاه تو اتمسفر و فضایی مثل دانشگاه تهران چادری سفت و سخت بوده ، بعد یک دوره یک ساله مانتویی بوده و دوباره دوسال متداوم چادری بوده حتی تو خونه ،والان شیش هفت ماهه که با عبا و حجاب مانتویی کار رو در میاره دارم میگم ، چادر فارغ از اینکه باید انتخاب شخصی باشه ، باید به مدل شخصیتیت هم بیاد ، من واقعا بدم نمیاد از چادر ، ولی هیچ جوره این پوشش منطبق بر روحیه ام نیست ، حس میکنم چادر که میپوشم زار میزنه تو تنم از بس لباسیه که توش خودم نیستم !
به نظرم شما هم وقتی میخواید درمورد با حجاب مانتویی بودنتون تصمیم بگیرید یا باحجاب چادری بودنتون به این فکر کنید
ببینید خدا یک محدوده ای از پوشش رو تعیین کرده در اسلام برای خانم ها ، حالا متناسب با زیست بوم فرهنگی ای که توش هستی ، روحیاتت، شرایطی که توش تو جامعه حاضر میشی و...میتونی شکل اون حدود رو انتخاب کنی !
به این چرت و پرت ها که عقب مونده های مذهبی میگن توجه نکنید و حلال خدارو برای خودتون حروم نکنید
ببینید شخصیت و روحیه تون چیه علاقه تون چیه ، فضایی که توش کار و زندگی میکنید چیه و حرف خدا چیه ، به این ها فکر کنید و یه میانگین بینشون بگیرید
و ببینید چه جوری لباس بپوشید که حرف خدا شهید نشه هم خیلی تو چشم نباشید هم راحت باشید و عذاب نکشید
مثلا من شخصیت شیطون و هیجانی و پر حرف و پراَکتی دارم ، از طرفی به شدت هم راحت طلبم تو پوشش ، وحتی بین شیکی و راحتی انتخابم راحتیه ، دیروز دوستم دعوام میکرد میگفت چرا با لباس رسمی کتونی پوشیدی مثل حبیب لیسانسه ها شدی که با کت شلوار کتونی میپوشید😅
گفتم میخواستم پیاده روی کنم باید کفشم خیلی خیلی راحت میبود
یعنی در این حد راحت طلبم تو پوشش که با مانتو مجلسی ممکنه یهو کتونی بپوشم
حالا چادر فارغ از حجابش اصلا به شخصیت من نمیخوره ، به شیطونی و راحت طلبی من نمیخوره ، به مدل من که نشستن رو صندلی تو جلسه حتی برام عذاب آوره و هی میخوام فضا رو بهم بزنم نمیخوره
مدل شخصیتیت هم باید تو پوشش در نظر بگیری
چادر فارغ از هرچیزی مدل من نیست
قالب مهدیه نجمی به قالب چادر نمیخوره
شما هم تو انتخاب پوشش این چیزارو باید در نظر بگیرید
من نمیدونم چرا تو جمع های مذهبی هرکی تصمیم داره چادر نپوشه میشه حجاب استایل
نمیدونم چرا مذهبی بودنت اگر زنی در چادری بودنت تعریف میشه انقدر
بابا خدا یک تعریف و محدوده ای برای حجاب مشخص کرده حالا بالفعل کردن اون تعریف با توجه به شخصیت و شرایط تو میتونه متغیر باشه
چرا انقدر دایره ی همه چی رو تنگ میکنیم که آدم ها مجبور بشن از دایره برن بیرون
خیلی مرسومه تو فضاهای مذهبی این دید که وقتی یه دختر چادری مانتویی و عبایی میشه میگن این چپ کرد ، استحاله شد و چه و چه
بابا چرا حلال خدارو برای بنده هاش حروم میکنید
کجا خدا گفته زنان مسلمان باید شبیه گروه سرود متحدالشکل و متحد اللباس باشن
بذار هر کس حرف خدارو با توجه به شرایط و شخصیت و فضای خودش شخصی سازی کنه
من مهدیه نجمی یه روحیه ای دارم و یه شرایطی و حرف خدا در زندگی من یه جور جلوه پیدا میکنه
اون یکی دوستم یه شرایط و شخصیت دیگه ای داره و حرف خدا یه معنی دیگه میده تو زندگیش
اسلام اومده که به ما زندگی راحت تر و بهتر بده
نه که مارو بذاره در عذاب و فشار
الیته باز برداشت غلط نشه
منظورم از این حرف ها این نیست هر کس هرطور دلش خواست زندگی کنه
میدونم که انسانی زندگی کردن و وایسادن جلوی نفسانیت سختی هایی داره و برای آدم بهتری بودن باید جلوی حیوانیت و شهوت هامون رو بگیریم
منظورم اینه تا جایی که حرامی اتفاق نیفتاده بذارید آدم ها اونجور که دوست دارن زندگی کنن و خوشحال باشن
الکی دین جدید درست نکنید و حلال خدارو حرام جلوه ندید و به آدم ها عذاب وجدان بیخودی ندید
که تهش هم منجر بشه به دست کشیدن کامل از دین
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میثم مطیعی چه خوب و عاقل و باشعور و بابصیرت شده تو این جنگ
Mohsen ChavoshiMohsen-Chavoshi-Dooset-Dashtam-128.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
تو دنیای سردم به تو فکر کردم ...
امام زمان عزیزم❤️
به شدت روحیه ی مصرف گرایی پیدا کردم ، ساده زیستی ذره ای دیگه برام ارزش محسوب نمیشه
و اصلا تحمل فضاهای اینجوری رو ندارم دیگه
شاید چون در برهه ای از زندگی آسیب های جدی ای از داشتن این رویکرد خوردم و ارزش این چیزها و رعایتشون، توسط آدم ها فهمیده نشد و به جای اینکه اون جمع مدنظرم که در قبالشون این کارها رو کردم و رعایتشون رو کردم اینو بذارن رو درک و بلوغم ، بیشتر فکر کردن حالیم نیست :)
بعد تجربیات دیگران رو هم که گوش کردم دیدم کلا مثل اینکه اینجوریه
آدما وقتی در قبالشون درک و بلوغ به خرج میدی فکر میکنن حالیت نیست و بلد نیستی
حال اینکه تو ممکنه خیلی هم بلد باشی و بتونی تا آخرین قطره ی پول هارو در کسری از ثانیه پودر کنی ولی اونا نمیفهمن ! فکر میکنن بلد نیستی و شوتی :)
کلا داشتن یک سری رویکرد ها که حد زیادی از بلوغ رو میطلبه باید برای اهلش رو بشه و خرج بشه
وگرنه آدم معمولی ها عموما چون روح خودشون هنوز کوتوله مونده و نمیتونن درکی از بزرگی روح و بی ارزشی خیلی از مسائل مادی برای آدم ها داشته باشن فکر میکنن تو نمیفهمی ، و نخواستنت از نفهمیدن و بلد نبودنه نه از روی درک و مناعت طبع و بلند نظری
واقعا من یکسری از این کارها تو زندگیم کردم که وقتی بهشون فکر میکنم دلم میخواد دونه دونه موهامو بکنم