Panahian_Hawzah-Kamel-BasteTablighiBayanManavi.pdf
204.4K
📌فایل PDF | بستۀ پیشنهادی تبلیغی بیان معنوی برای دهۀ اول محرم۹۸
👈 نقش تقوا در رفع مشکلات فردی و اجتماعی
🔻قسمت دوم: مشروح مطالب هر شب
✅ اختصاصی کانال مطالب حوزوی علیرضا پناهیان
#محرم۹۸
@Panahian_Hawzah
rasoli-Shab4Moharram95-roze.mp3
5.71M
#روضه
#مهدی_رسولی
من غرق این دنیامو
تو مونس شبهای دلگیری...
#پیشنهاددانلود
*کانال مجنون الحسین*
هدایت شده از بیداری طلاب
♨️فاطمه السادات حسینی، طلبه سطح دو و مبلّغ همدانی، در یکی از پارکهای شهر هنگام عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
مدیر مدرسه علمیه الزهرا سلامالله علیها همدان، با اعلام خبر «ضرب و شتم بانوی طلبه آمر به معروف و ناهی از منکر»، خواستار برخورد قضایی با ضاربان و حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر شد.
🔻پدرخانم حسینی با انتقاد از برخورد برخی از ماموران انتظامی، گفت: متاسفانه به محض رسیدن به کلانتری، اولین برخوردی که با ما شد از ناحیه خود مامور نیروی انتظامی بود که گفت «آخوندو زدند کشتند، می زنند شما رو هم می کشند، به تو چه ربطی دارد» در جواب او گفتم «آقا؛ کاری که شما باید انجام بدید و حقوقش را می گیری، من انجام دادم، من حرف بدی نزدم، حرف قرآن و قانون را زدم»
♨️وی اضافه کرد: همراهان ضارب در حضور ماموران فحاشی کردند، به مامور گفتم «آقا این ها را گزارش کنید»،
🔻در جواب گفت «ما هیچ چیزی نمی شنویم(نشنیدیم)!!!»؛
🔻خب معلوم است طرف بیشتر تحریک می شود.
🔻پدر بانوی طلبه آمر به معروف و ناهی از منکر تصریح کرد: چون کار را برای خدا انجام دادم، لحظه ای پشیمان نیستم، دیروز هم به قاضی گفتم «به فاطمه زهرا(س) همین الان بگویید ۲۰ سال حبس داری، با لب خنده می پذیرم، چون فردای قیامت سربلندم».
حسینی درباره آخرین وضعیت درمانی دخترش نیز گفت: دخترم از بیمارستان مرخص شده و دوران بهبودی را در منزل می گذراند.
@khabarehowzeh
🔻🔻🔻
♨️رسانه مستقل خبر حوزه
http://eitaa.com/joinchat/3516137473Cc9d671e336
نماز اول وقت و رضا شاه 👌
(پيشنهاد ميكنم بخونيد ، خيلى زيباست)
بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم
پیرمرد شیک وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت
چند دقیقه. بعداز ورودما اذان مغرب گفتند
آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!!
برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد
بعد ازاینکه همه نمازشان راخواندند
من ازاو دلیل نمازخواندن اول وقتش راپرسیدم؟
و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد...
درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم
ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!!
روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم...
آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم...
رسیدیم مشهدو بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد...
گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه
بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت
پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکرمیکرد ومیرفت.!
به خودگفتم ماعجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!!
حواسم ازخانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟
گفتم:چه شرطی وبرای چی؟
شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه راسروقت اذان بخوانی.!
متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید ارزشش را دارد...
خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.!
همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!!
منهم ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.!
اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدیدشاه نمازم را بخوانم
چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..
رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!!
اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود...
نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم وگفتم :
قربان درخدمتگذاری حاضرم
شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و...
رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟
گفتم : قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا(ع)شرط کردم
رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت:
مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.!
اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!
بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!!
ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم....
(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان)
هدایت شده از قرارگاه اساتید وطلاب انقلابی حوزه علمیه قم
🔴 حزبالله لبنان عکس نزدیکی از نخستوزیر رژیم صهیونیستی پشت میزکارش منتشر کرد و زیر آن به عبری وعربی نوشت: نتانیاهو، قدرت ما را امتحان نکن!
@gharar_at
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وحشت قدرت های بزرگ ازمجالس امام حسین (ع)
خاطره امام خمینی (ره) از ترس ساواکی ها از مجالس عزای اباعبدالله (ع)
ایناها که هیچ؛ قدرتهای بزرگ از دستگاه عظیم مردمی امام حسین (ع) میترسند
@safiran_emamreza
شهید کربلا.pdf
27.85M
📚 #بخوانید|| کتاب «شهید کربلا»
🏴روایتی از قیام و شهادت امامحسین(ع)
✍نویسنده: محمدباقر پورامینی
▫️بهسفارش: معاونت تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی
🆔 @ArbaeenIR