صبــح
درنـگاه شـماسـت
بـتابید برسینـه سـرمازده ے دلـمان
تا بار دیـگر حـیاتے گـیریم
جـاودان در سایـه مـهر و نور و عـطرتان
سـلام بـرشـما
🌷صبحتون شهدایی
╭🌷🕊 ┅────────┅╮
@emamzadeganeshgh
╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
🌷🕊
✋سلام برشما همسنگران و دوستداران شهـــــداء 🍃
روزمان راباسلام و #توسل به شهدا #بیمه کنیم.
سلام برشهداییکه مردانه جنگیدندتاما امروز در آرامش وامنیت کامل زندگی کنیم.
رزقامروزراازاینشهیدبزرگواربگیریم👇
امروزهرچی کارخیراز دستمون برمیاد ازطرف رفیق شهیدمون ﴿#جوادنوروزی﴾
برای امام زمان جانمون انجام میدیم
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌷🕊
#شهید_جواد_نوروزی
شهید جواد نوروزی متولد سال ۱۳۶۷ و معلم پایه ششم ابتدایی روستای حیط شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان بود که صبح روز ۲۶ فروردین سال ۱۳۹۳ درحالی که قصد داشت برای آموزش شاگردانش سر کلاس حاضر شود، به دست اشرار عضو گروهک تروریستی جیشالظلم ترور شد و با اصابت پنج گلوله به شهادت رسید...
همسرم در مدرسه برای دانشآموزان زیارت عاشورا پخش میکرد و برایشان دعای عهد میخواند.
حتی بچهها را به منزل میآورد و به آنها درس میداد.
برای بعضی از بچهها که توان مالی نداشتند، لوازمالتحریر تهیه میکرد.
همه اهالی روستای حیط اهل تسنن بودند.
بچهها با آنکه اهل تسنن بودند، اما زیارت عاشورا و دعای عهد را دوست داشتند.
به نظرم تروریستها نگران فعالیتهای مذهبی همسرم بودند که او را شهید کردند.
راوی: همسر شهید
🍃یادش گرامی ونامش جاودان
🍃دسته گلیازصلوات به نیابت ازامامشهدا،شهدایی که امروز سالگردشهادتشان میباشدو این شهیدوالامقام هدیه میکنیم به حضرت ولیعصرارواحنا فداه
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجَهم
به امید نگاهی از جانب پُر مهرشان
#یادشهداکمترازشهادتنیست
#درودورحمتخداوندبرپدرومادراینشهیدبزرگوار
🤲 دعای این شهید عزیز بدرقه امروزتان ان شاء الله
╭🌷🕊 ┅────────┅╮
@emamzadeganeshgh
╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
8.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷🕊
لحظهای به یاد ماندنی از شهید آیتالله #آل_هاشم امام جمعه محبوب #تبریز در بیت رهبری
#شهید_خدمت
#شهید_جمهور
╭🌷🕊 ┅────────┅╮
@emamzadeganeshgh
╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
🌷🕊
شناسایی شهید گمنام
مادر چشمش به گنبد بود و سیاهپوش نور دل امام هشتم،
با غم شهادت امام جواد علیهالسلام
دلش را پیوند زده بود به ضریح...
این زیارت چندم بود که بی خبر از دردانهاش سیدمحسن مشهد بود!؟
اما این بار
زیارتش طعم دیگری داشت...
#پایان_چشم_انتظاریها
پیکر مطهر بسیجی شهید سیدمحسن غریبیان که سالها پیش بهعنوان شهید گمنام در همدان به خاک سپرده شده بود، از طریق آزمایش DNA شناسایی و مراحل اطلاعرسانی در جوار حریم امن رضوی به خانواده شهید و مادرش انجام گردید.
#یادشهداکمترازشهادت_نیست
╭🌷🕊 ┅────────┅╮
@emamzadeganeshgh
╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
مرزبان هرمزگانی در یاسوج به شهادت رسید
یکی از ماموران مرزبانی هرمزگان که در مرخصی به سر می برد، در یکی از پارک های یاسوج با اراذل و اوباشی که مزاحم نوامیس بودند درگیر شد و به شهادت رسید.
شهید "#احسان_فرخیانی" متولد ۱۳۷۶ بود و از وی یک فرزند سه ماهه به یادگار مانده است
شادی روحش صلوات
أللَّھُمَصَلِّ؏َلیمُحَمَّدوَآلِمُحَمَّدوَ؏َـجِّلْفَرَجھُمَ
╭🌷🕊 ┅────────┅╮
@emamzadeganeshgh
╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
🌨❄️🌨❄️🌨❄️🌨❄️
❄️🌨❄️🌨❄️🌨
🌨❄️🌨❄️
❄️🌨
🌨
#قصھ_دلبࢪی
#قسمت_بیستوهفتم
برای کمربند چرم دو رو هم حرفی نزد .
آخر سر خندید که «بهتر نبود خشکه حساب میکردی می دادم هیئت ؟»😆
سرجلسه امتحان ، بچه ها با چشم و ابرو به من تبریک می گفتند .
صبرشان نبود بیاییم بیرون تا ببینند با چه کسی ازدواج کرده ام 😊
جیغی کشیدند ، شبیه همان جیغ خودم وقتی که خانم ابویی گفت :« محمد خانی آمده خواستگاری ات!»😅
گفتند :«مارو دست انداختی ؟»🤨
هرچه قسم و آیه خوردم ، باورشان نشد . 😆
به من زنگ زد آمده نزدیک دانشگاه .
پشت سرم آمدند که ببینند راست می گویم یا شوخی میکنم 😂🤦🏻♀
نزدیک در دانشگاه گفتم :« ایناها! باور کردین؟اون جا منتظرمه!»😐
گفتند :« نه !تا سوار موتورش نشی ، باور نمیکنیم!»😑
وقتی نشستم پشت موتورش پرسید :
« این همه لشکر کشی برای چیه؟»🤔
همین طوری که به چشم های بابا قوری بچه ها می خندیدم ، گفتم :«اومدن ببینن واقعا تو شوهرمی یا نه!»😅
البته آن موتور تریل معروفش را نداشت .
کلا آن موتور وقف هیئت بود . عاشق موتور سواری بودم ، ولی بلد نبودم چطور باید با حجاب کامل بشینم روی موتور 🤦🏻♀
خانم های هیئت یادم دادند😁
راستش تا قبل از ازدواج سوار نشده بودم . فقط چند بار با اصرار ، دایی ام مجبور شدم بشینم ترک موتور ، همین ☹️
باهم رفتیم خانه دانشجویی اش در یک زیر زمینی که باور نمی کردی خانه دانشجویی باشد ، بیشتر به حسینه ای نقلی شبیه بود 😂
ولی از حق نگذریم ، خیلی کثیف بود 😬
آنقدر آنجا هیئت گرفته بودند و غذا پخته بودند که از درو دیوارش لکه و چرک می بارید 😐
تازه می گفت :«به خاطر تو اینجا رو تمیز کرده م!»😐🤦🏻♀
گوشه یکی از اتاق ها ، یک عالمه جوراب تلنبار شده بود 😐
معلوم نبود کدام لنگه برای کدام است ، فکر کنم اشتراکی میپوشید🙄
اتاق ها پر بود از کتیبه های محرم و عکس شهدا .
از این کارش خوشم می آمد 😁☺️
بابت شکل و شمایل و متن کارت عروسی ، خیلی بالاو پایین کرد .
خیلی از کارت ها را دیدیم . پسندش نمی شد ..
نهایتا رسید به یک جمله از حضرت آقا با دستخط خودشان😍
ادامـہدارد . . .
بہقـلم✍🏻«محمدعلۍجعفرۍ🌿»
🌨
❄️🌨
🌨❄️🌨❄️
❄️🌨❄️🌨❄️🌨
🌨❄️🌨❄️🌨❄️🌨❄️