اینجا همه چیز خوبه
گرما خوبه سرما خوبه
قهر و گریه و خنده؛ همه چیز خوبه
اما همینکه ازینجا بیرون میرم سگ سیاه افسردگی پاچه مو میگیره و میگه ازین غلطا نداریم تو هنوزم یه بدبختِ فلک زدهی تنها هستی عیزم
we were born in the summer fog looking at each other and we died before the autumn
leaves
only yesterday was our day
very short
however
I beg
dont forget our good yesterday..
امحا
اینجا همه چیز خوبه گرما خوبه سرما خوبه قهر و گریه و خنده؛ همه چیز خوبه اما همینکه ازینجا بیرون میرم
وقتی اینجام فراموش میکنم که آدم خوبی نیستم
اینجا از منی که آدم خوبی نیست؛ دورم
خیلی دور
تا حدی که به یاد نمیارمش