eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
این دمِ آخری؛ چقدر شبیه مادری!
برا دو هفته بعد واسه تولد نوزده سالگیت ازم قول اون تابلو کهکشانی رو گرفته‌بودی.. چرا رفتی؟
احساس می‌کنم تو چرخه باطلی گیر افتادم
دیشب از همه طرف یه زمزمه‌ به گوش می‌رسید ای اهل حرم؛ سیر ببینید حسین را... ای اهل حرم؛ سیر ببینید حسین را... ای اهل حرم..
امحا
برا دو هفته بعد واسه تولد نوزده سالگیت ازم قول اون تابلو کهکشانی رو گرفته‌بودی.. چرا رفتی؟
اونقدر سنگینه واسم که احساس می‌کنم تو یه خلا گیر کردم نمی‌تونم هضمش کنم
هدایت شده از امحا
"تحمل‌کردن" یه پرتگاهه.
_نتونستی؟ +نه! معلومه که نتونستم مدت‌هاست نتونستم قدم بزارم روی خاکی که عزیزامو تو آغوش خودش نگه‌داشته، آره نتونستم. این چندمین عزیزی بود که نتونستم لحظه‌ی خاکسپاری‌ش کنارش باشم و باهاش خداحافظی کنم؟ نمی‌دونم
امحا
_نتونستی؟ +نه! معلومه که نتونستم مدت‌هاست نتونستم قدم بزارم روی خاکی که عزیزامو تو آغوش خودش نگه‌داش
انگار یه کوچولوی شیش ساله‌ درونم نمی‌خواد اون لحظه‌هارو ببینه و باورش بشه که به نقطه‌ی پایان رسیده دلش هنوزم رویا پردازی می‌خواد..؛ و خب...چرا که نه!
چشمامو می‌بندم می‌ترسم از لحظه‌ای که نبینمت می‌گن رفتی.. چشمامو بسته نگه‌میدارم تا احساست کنم، هنوزم
من هربار که اونو می‌بینم: وای خدایا چجوری می‌تونم تحمل کنم این حجم از خوشمزگی رو...چرا اینقد قشنگ میخنده...وای خدایا می‌خوام قورتش بدم‌..خدای من مگه می‌شه اینقد آدم... باشههه..خدای من چشماشو..داره برق میزنهه حمله قلبی*
من‌ در تاریکیِ‌ خود، به‌ تو لبخند‌ میزدم.