سلاااام سلاااام😍
کجای داستان بودیم؟
بگم ادامشو؟🧐
از اینجا به بعد تازه جذااااب میشه ها😉
رسیدیم به اونجا که رفتیم دانشگاه و همزمان یه پیج کوچیک داشتیم که هفته ای یکی دو تا سفارش ازش میگرفتیم😍
خداروشکر با اینکه تازه شروع کرده بودیم کارمون رونق خوبی داشت🤗
پنجشنبه و جمعه که میومدیم خونه سریع کارارو آماده میکردیم و میفرستادیم و برمیگشتیم دانشگاه 🙆♀
هر روز پیج کوچیکمونم بزرگتر میشد و سفارشامون بیشتر...
تا اینکههه...🤕
سر و کله ی کرونا پیدا شد😱
دانشگاه ها تعطیل شد و ما برگشتیم خونه...
کم کم دیدیم باید با کرونا کنار بیایم، پس ماسک شد یه بخشی از استایل آدما😯
و ما کلی سفارش عمده و تکی ماسک گلدوزی شده گرفتیم🥰
284.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خسته که نشدین از داستانم؟🧐
همینجوری پر هیجان دارید میخونید؟🤨
[آموزش گلدوزی امی لند🪡🧵]
لی لی لی لی لی لی 💃💃 بیا که تازه رسیدیم به جاهای شاد داستان و عروسی داریم😍💃 بعلههه سال ۹۹ بود که من
اوج کارم دقیقا همون موقع بود💪
از طرفی تعداد سفارشا خیلی زیاد شده بود
از طرفی کلی هنرجوی مجازی و حضوری داشتم👩💻
سال آخر دانشگاهم بود و درسام سنگین بود👩🏫
نامزدی و آماده شدن برای عروسی هم که اضافه شده بود😅