`𐌼𝛈𝛘
خلاصه ذوقمون کور شد و برگشتیم تا بریم شهربازی قهرمانان 🎢 پارسال رفته بودیم چیز جالبی جز ترن هوایی ند
خلاصه که رسیدیم قهرمانان و از هیجان بازی و ذوق من همینجور داشتم بال بال میزد ــ🤠
حدس بزنین اولین چیزی ک سوار شدم چی بود؟ فریزبی °۳۶۰🤯
قشنگگگ یه دور کامل میزد منم لاغر و سبک یعنی اگه کمربند نداشتم پرت میشدم پایین، هی ذکر میگفتم و دستامو چسبونده بودم به میله 😭
ولی خیلی خوش گذشت
اگه ضعف نمیکردم یه دور دیگه هم میرفتم
چیز دومی که خیلی هیجان داشت و تاحالا نرفته بودم هتل وحشت بود👻.
مامان بابام که نیومدن، منو خواهرم رفتیم و قانونش اینجوری بود که ده نفر ده نفر گروهی میفرستادن👥.
ماهم با کلی شک و ترس بالاخره دلو زدیم به دریا و رفتیم تو صف..
`𐌼𝛈𝛘
چیز دومی که خیلی هیجان داشت و تاحالا نرفته بودم هتل وحشت بود👻. مامان بابام که نیومدن، منو خواهرم رفت
همه چی خوب بود تا اینکه رسیدیم به در ورودی و در باز شد🩸
یه اتاق تاریک مطلق، گروه ما هم ده تا دختر بودیم همه چسبیده بودیم به هم و رفتیم تو
آقاهه اومد یه توضیحی داد که نباید اکتر هارو بزنین، اونام شما رو لمس نمیکنن
نباید فحش بدین، اونام به شما فحش نمیدن😂
گفت از گروه جا نمونین که هر بلایی سرتون اومد گردن خودتون🔪
و تا جایی که میتونین بدویین...