eitaa logo
تهی
3.5هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
3.2هزار ویدیو
9 فایل
تبلیغ👇 @admin40 ارسال سوژه و ارتباط با مدیر👇 @ghorbani261 کانال های ما در سروش👇 https://splus.ir/bohloool https://splus.ir/cafenet https://splus.ir/ahadiis کانال های دیگه ما در ایتا👇 @ahadiis @bohlool
مشاهده در ایتا
دانلود
راست میگن که زن فقط با آشپزی آروم‌ میشه. @emptyy
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥به نظرتون الان چقدر از کاسب‌های مملکت به نون حلال حساس هستن ؟ @ahadiis
🕳 وقتی لجن رو هم می‌زنی، بوی گندش درمیاد مثل پشت صحنه‌ی زندگی بعضی ها‼️ @emptyy
اسلحه تمام اتوماتیک اوباش که توسط پلیس فارس کشف و ضبط شده 😐 دوران قمه گذشته دیگه @emptyy
گیاهخوارا هیچوقت به کسی نمیگن قربونت بشم ...☘🍀 میگن ما سالادتیم داداش 😋✋ 😂😂😂 ‌ @emptyy
یعنی چی سگ میبرید پارک؟! اینجا سگ، دوچرخه، اسکیت، سیگار جایی که بچه‌ها بازی میکنن ممنوعه :)) 🗣Mahnaz pasandide توییت هموطن مقیم لندن @emptyy
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭﯼ ﮐﻪ خانما تو ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ به ﺩﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺗﺎ ﺳﻮﺳﮏ نباشه... . . . . . ﺍﮔﻪ تو انتخاب شوهر انقد دقت میکردن بدبخت نمیشدن😂😂😂 @emptyy
739.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسیدن با خوشحالی گاهی همینقدر ساده است...😍 @emptyy
🔆 پندانه ✍ دو زکات و دو داستان و یک انسان! 🔹زرگری نزد شیخ دانایی رفت و گفت: می‌خواهم زکات مال خود را بپردازم، به چه‌ کسی بدهم؟ 🔸شیخ گفت: برو و اولین نیازمندی که در شهر دیدی، زکات مال خود را به او ده. 🔹زرگر آمد و پیر نابینایی در کنار خرابات دید که بر زمین نشسته بود. کیسه‌ای از زر زکات مال خود به او داد و نابینا خوشحال شد. 🔸روز بعد رفت و دید نابینای دیگری کنار اوست که نابینای زکات بگیر به او می‌گوید: خدا خیر بدهد. دیروز زرگری آمد و کیسه‌ای زر به من داد و من در عشرتکده شهر رفتم و تا صبح مستی و با کنیزکان جوان عشق‌بازی کردم. 🔹زرگر تا این سخن شنید، برآشفت و پیش شیخ آمد و گفت: من از تو خواستم راهی نشان دهی که بتوانم زکات مال خود بپردازم. این چه راهی بود که حرف تو را گوش کردم و مال را یک‌باره به یک عشرتگر دادم! 🔸شیخ دیناری به او داد و گفت: حال این یک دینار را ببر و به اولین فقیری که دیدی ببخش. 🔹زرگر در راه مردی دید که چهره‌ای شکسته داشت. دینار در کف دست او نهاد. مرد سید علوی بود. شادمان شد و همان‌جا سجده شکری کرد. 🔸زرگر به‌دنبال آن مرد علوی راه افتاد. دید در خرابه‌ای رفت و از زیر لباس خود کبوتری مرده را به خرابه انداخت. برگشت و زرگر را دید. 🔹زرگر پرسید: این چه بود؟ 🔸مرد گفت: فرزندانم سه روز است که گرسنه‌اند و تاب گرسنگی نداشتند. این کبوتر مرده را برای آن‌ها می‌بردم تا بخورند که خدا تو را نزد من حواله کرد و کبوتر را در خرابه انداختم. خدا را هزاران‌مرتبه شکر. 🔹زرگر با چشمانی اشک‌بار نزد شیخ بازگشت و داستان را تعریف کرد. 🔸شیخ گفت: دو زکات بود و دو داستان و یک انسان! 🔹هرگز در کار خداوند تردید مکن. وقتی می‌خواهی بدانی مالت چقدر حلال است، کافی‌ست نگاه کنی که به دست چه‌ کسی می‌رسد و در چه راهی مصرف می‌شود. 📚 تذکرة الأولیاء @ahadiis
تندیسی در کشور فنلاند تحت عنوان :《بخوان ، حتی اگر در حال غرق شدن هستی》 مطالعه رمز پیشرفت ملتها و ترقی مردم است. @emptyy
روز پزشک بر تمام پزشکان مبارک بجز اونا که واسه مالیات ندادن مردم رو در بدر کارت به کارت و پول نقد و... میگفتن بقراط بزنه به مخچه تون @emptyy
غزال ایرانی (نام علمی: Gazella subgutturosa) نوعی آهوی بومی آسیای میانه و جنوب غربی آسیاست. گونه‌ای است از تیرهٔ گاویان و راستهٔ جفت‌سم‌سانان با بدن قهوه‌ای روشن که به سمت شکم تیره‌تر می‌شود و نواحی زیرین بدن آن سفید و دم آن سیاه است. این حیوان در صحرای گبی، بلوچستان پاکستان، جنوب شرق ترکیه، شمال آذربایجان و بخش‌هایی از ایران، عراق و افغانستان زندگی می‌کند. @emptyy