هدایت شده از فروشگاه خلیج فارس
📲مرگ آرام مغزی کودکان با موبایل*
🧠 بافت مغزی بچهها به خاطر داشتن رطوبت بیشتر یک رسانای عالی برای اشعه تلفن همراه بوده و به نسبت مغز افراد بزرگسال در مواجهه با این اشعه بسیار گرمتر میشه.
علل حساسیت بیشتر کودکان در مواجه با تلفن همراه👇🏻
1⃣ مغز کوچک
2⃣ رطوبت بیشتر در مغز کودکان.
3⃣ افزایش آسیبهای بافت مغز به علت رطوبت بالا.
4⃣ عدم توجه بچهها موقع استفاده از این وسیله به علائمی مثل گرم شدن گوش، گرم شدن سر و تأئیر بر کاهش اشتها و گاهی ایجاد تهوع به علت افزایش حرارت و خشکی در مغز.
📱از اثرات دیگه گوشی روی بچهها، ناباروری، اوتیسم، اثراتش روی جنین، کاهش رطوبت مغز، آلزایمر، اختلال عملکرد سیستم ایمنی و سرطان سینه و مغز هست.
📱 عدم اطلاع والدین از این موارد و ورود تلفن همراه به اتاق خواب بچهها شانس این اختلالات رو به شدت بالا میبره، مراقب باشید
🌱 سبک زندگی سالم
@fars_buy
این اَبَر نو اختر، همانی است که اجداد ما در سال 1006 میلادی در چین، ژاپن، اروپا و دیگر جاها با چشم خود دیدند
به قدری این انفجار قوی بود که در آسمان روز هم قابل مشاهده بود
ابن سینا در کتاب شفا به این پدیده اشاره میکنه که سه ماه طول کشیده و در شب چنان قوی بوده که سایه ایجاد میکرده
در سالنامه ابی سنت گال در سوئیس ثبت شده
طبق نوشته ی سونگشی(تاریخ رسمی سلسله سونگ) “بخش های 56 و 461”، در 1 می 1006 مشاهده شده
همچنین سنگ نگاره هوهوکام در آریزونا به این پدیده اشاره داره.
@emptyy
🟢 شبی که امام هادی(ع) بساط میگساری متوکل را به هم ریختند
◾️سالروز شهادت حضرت امام علی النقی الهادی(ع) تسلیت باد!
🔹متوکل یک شب بیخبر و بدون سابقه، عدهای از دژخیمان خود را فرستاد به خانه امام هادی علیه السلام که خانهاش را تفتیش و خود امام را هم حاضر نمایند. متوکل این تصمیم را در حالی گرفت که بزمی تشکیل داده مشغول میگساری بود. مأمورین سرزده وارد خانه امام شدند و امام را به حضور متوکل بردند.
🔹وقتی که امام وارد شد، متوکل در صدر مجلس بزم نشسته مشغول میگساری بود. دستور داد که امام پهلوی خودش بنشیند. امام نشست. متوکل جام شرابی که در دستش بود به امام تعارف کرد. امام امتناع کرد و فرمود: «به خدا قسم که هرگز شراب داخل خون و گوشت من نشده، مرا معاف بدار».
🔹متوکل قبول کرد، بعد گفت: «پس شعر بخوان و با خواندن اشعار نغز و غزلیات آبدار محفل ما را رونق ده». فرمود: «من اهل شعر نیستم و کمتر، از اشعار گذشتگان حفظ دارم». متوکل گفت: «چارهای نیست، حتما باید شعر بخوانی».
🔹امام شروع کرد به خواندن اشعاری که مضمونش این است:
👈 «قلههای بلند را برای خود منزلگاه کردند، و همواره مردان مسلح در اطراف آنها بودند و آنها را نگهبانی میکردند، ولی هیچ یک از آنها نتوانست جلو مرگ را بگیرد و آنها را از گزند روزگار محفوظ بدارد».
👈 «آخرالامر از دامن آن قلههای منیع و از داخل آن حصنهای محکم و مستحکم به داخل گودالهای قبر پایین کشیده شدند، و با چه بدبختی به آن گودالها فرود آمدند!».
👈 «در این حال منادی فریاد کرد و به آنها بانگ زد که: کجا رفت آن زینتها و آن تاجها و هیمنهها و شکوه و جلالها؟».
👈 «کجا رفت آن چهرههای پرورده نعمتها که همیشه از روی ناز و نخوت، در پس پردههای الوان، خود را از انظار مردم مخفی نگاه میداشت؟».
👈 «قبر عاقبت آنها را رسوا ساخت. آن چهرههای نعمت پرورده عاقبة الامر جولانگاه کرمهای زمین شد که بر روی آنها حرکت میکنند!».
👈 «زمان درازی دنیا را خوردند و آشامیدند و همه چیز را بلعیدند، ولی امروز همانها که خورنده همه چیزها بودند مأکول زمین و حشرات زمین واقع شدهاند!».
🔹نشئه شراب از سر میگساران پرید. متوکل جام شراب را محکم به زمین کوفت و اشکهایش مثل باران جاری شد. به این ترتیب آن مجلس بزم درهم ریخت و نور حقیقت توانست غبار غرور و غفلت را، ولو برای مدتی کوتاه، از یک قلب پرقساوت بزداید.
📝 استاد مطهری، داستان راستان، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۳ (با تلخیص)
@ahadiis
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ما اسرائیلی هستیم
🔹کلیپی که اخیرا در فضای مجازی وایرال شده.
@emptyy