هرگاه به زیارت میرفت، به گوشهای میرفت که کسی او را نبیند
هنگامی که به زیارت حضرت معصومه (س) میرفت، دوست داشت که یک خلوت تنهایی داشته باشد و گوشهای میرفت که کسی او را نبیند و دعا میکرد و شهادت میخواست و به آرزوی خود رسید.
روزی که فهمیدم برادرم شهید شده است، در خوزستان بودم و آن روز همسرم مرتب با من تماس میگرفت. آن روز ساعت یک بعد از ظهر، همسرم از قضیه مطلع شده بود و شروع کرد به صحبت با من. روز قبل از آن خانواده از قضیه مطلع شده بودند و برای عزیمت به تهران بلیت گرفته بودند. شوهرم برای صحبت با من شروع به مقدمهچینی کرد. از او پرسیدم: چه اتفاقی افتاده است؟
گفت: «چیزی نیست. احسان زخمی شده است.» تا این را گفت، حالتی به من دست داد و به او گفتم: برادرم زخمی نشده، شهید شده.
گفت: «نه؛ شهید نشده، حال او خوب نیست و هنوز خبر قطعی ندادهاند.»
آن لحظه انگار تمام دنیا بر سر من خراب شد. با خواهرم تماس گرفتم و متوجه قضیه شدم.
@emtedade
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید احسان کربلایی پور
@emtedade
ali faniدعای توسل علی فانی.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
دعای توسل علی فانی
@emtedade
048.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
سوره فتح ،حسام الدين عبادي
صوت بهشتی
@emtedade
Al-Sahifa-Al-Sajjadiyya-14-His-Dua-in-Suffering-Offence.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
دعای چهاردهم صحیفه سجادیه
@emtedade
@ostad_shojaeآرامش 15.mp3
زمان:
حجم:
10.4M