هدایت شده از امتداد『توسل به شهدا』
💠« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »💠
🌾چله دهم توسل به شهدا آغاز شد🌾
روزسی ودوم توسل به شهدا را شروع میکنیم با توسل به :
🌸 شهید محمدبیات
🌹#امروزپنجشنبه_2بهمن
سی ودومین روز چله ی ترک گناه و برآورده شدن حاجات با دعاهای #بینظیر
🌷🕊🌷🕊🌷
یازدهم مهر ۱۳۴۷، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش مصطفی و مادرش، فاطمه نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته تجربی درس خواند. سال ۱۳۶۶ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۶۷، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است
🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹
🦋✨🦋✨🦋✨🦋✨🦋
✨️برای ما ارسال کنید
۱ - عکس از زیارت شهدا
۲ - عکس از عیادت خانواده شهدا
۳ - متن از کرامات شهدا
۴ - معرفی شهید محله شما برای توسل
👈ارسال کنید به خادم الشهدا 👇
@KhademoShohadd
@emtedade
🌺امتداد (توسل به شهدا)
هدایت شده از اداره تبلیغات اسلامی ملارد
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مسابقه | #هرروز_جایزه | #روز_سیزدهم_جنگ | #تیزر
🌱مسابقه سراسری روز جنگ✍️
🌀«تیزر معرفی مسابقه»
📌اگه می خواید تو مسابقه روز سیزدهم جنگ (پیرامون حوادث و اتفاقات اخیر ) شرکت کنید کافیه کلیپ های ارسال شده هر روز رو تماشا کنید جواب رو برای ما ارسال کنید.
🎁هر روز از بین افرادی که درست جواب میدهند جوایز نقدی داده می شود.🎁
و در آخر به سه نفر به قید قرعه کمک هزینه سفر مشهد مقدس داده می شود.🕌
📎اطلاع رسانی برندگان از طریق آی دی زیر در پیام رسان شاد
@mahdishojaimehr
و پیام رسان ایتا
@Mahdishojaimehr
#نشر_حداکثری
کانال شاد 👇👇👇
@sadrapesaranmalard
اللّـهـمعـجّللولـیکالفـرج
کانالنهضتملارد | @nehzat_malard
هدایت شده از اداره تبلیغات اسلامی ملارد
49.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مسابقه | #روز_سیزدهم_جنگ | #همیشه_جایزه | #روزاول
🌱مسابقه سراسری روز سیزدهم جنگ
🌀«مسابقه روز اول: تصمیم برای تجزیه ایران »
📌اگه می خواید تو مسابقه روز سیزدهم جنگ شرکت کنید کافیه کلیپ بالا رو ببینید و وارد فرم الکترونیکی زیر شوید و به سوال مربوطه پاسخ دهید🔻
https://formafzar.com/form/4yhcl
🎁هر روز از بین افرادی که درست جواب میدن به 20 نفر به قیــد قرعه جایزه ۱،۰۰۰،۰۰۰ ریالی تقدیم میشه روز آخر هم جایزه ویژه داریم
به سه نفر کمک هزینه سفر مشهد مقدس داده میشه 🎊
اطلاع رسانی برندگان از طریق کانال پیامرسان شاد🔻
@sadrapesaranmalard
#نشر_حداکثری
ارتباط با آیدی(سوالات ،پیشنهادات)
@mahdishojaimehr
اللّـهـمعـجّللولـیکالفـرج
کانالنهضتملارد | @nehzat_malard
هدایت شده از امتداد『توسل به شهدا』
🔆 کاروان #چله_توسل_شهدا
به چله دهم خودش رسید
🔆 شما نیز همانند دوستاران شهدا میتوانید از همین حالا با کاروان همراه شوید
🔆 هر روز تا چهل روز با چهل شهید
👇با انتخاب روزانه یکی از راه های توسل زیر برکت شهدا را در زندگی خود شریک کنیم 🔻
✅ یا 100صلوات
✅ یا زیارت عاشورا
✅ یا دعای عهد
✅ یا حدیث کسا
✅ یا دعای توسل
✅ یا یک جزء قرآن 🔻
#ختم_قرآن_چله_توسل_شهدا
#هر_روز_به_نیت_یک_شهید
#ختم_قرآن
#جزءخوانی
🔰هم اکنون دور دویست وبیست وهشت
2⃣2⃣8⃣
💠 جهت رزو شماره جزء به پی وی
@al_abde👈
جزء1تکمیل
جزء۲تکمیل
جزء۳تکمیل
جز،۴تکمیل
جزء۵تکمیل
جزء۶تکمیل
جزء۷تکمیل
جز ۸تکمیل
جز۹تکمیل
ج۱۰تکمیل
جز۱۱تکمیل
جز۱۲تکمیل
جز۱۳تکمیل
جزء۱۴تکمیل
جزء۱۵تکمیل
جزء۱۶تکمیل
جز۱۷تکمیل
جزء۱۸تکمیل
جزء۱۹تکمیل
جزء۲۰تکمیل
جزء۲۱تکمیل
جز۲۲تکمیل
جزء۲۳تکمیل
جزء۲۴تکمیل
جزء۲۵تکمیل
جزء۲۶تکمیل
جزء۲۷تکمیل
جزء۲۸تکمیل
جزء۲۹تکمیل
جزء۳۰تکمیل
⬅️ شما نیز برج ۴سال ۶۶شهیدشد )
🌴امتـــــــــــــــــــــــــداد توسل به شهدا
▄︻̷̿┻̿═━一 @emtedade 🦋
هدایت شده از امتداد『توسل به شهدا』
💠« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »💠
🌾چله دهم توسل به شهدا آغاز شد🌾
روزسی وسوم توسل به شهدا را شروع میکنیم با توسل به :
🌸 شهید حسین عرب نژاد
🌹#امروزجمعه_3بهمن
سی وسومین روز چله ی ترک گناه و برآورده شدن حاجات با دعاهای #بینظیر
🌷🕊🌷🕊🌷
شهید گفت: من یک درخواست از تو دارم، برو به روستای خانوک، مرا آنجا به اسم حسین اکبر عرب نژاد می شناسند. از قول من به پدر و مادرم بگو من دیروز در تهران در اینجا در قبر سوم دفن شده ام.
🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹
🦋✨🦋✨🦋✨🦋✨🦋
✨️برای ما ارسال کنید
۱ - عکس از زیارت شهدا
۲ - عکس از عیادت خانواده شهدا
۳ - متن از کرامات شهدا
۴ - معرفی شهید محله شما برای توسل
👈ارسال کنید به خادم الشهدا 👇
@KhademoShohadd
@emtedade
🌺امتداد (توسل به شهدا)
آقای یدالله یزدی زاده، ساکن روستای کاظم آباد کرمان، مداح اهل بیت(ع) است. می گوید در شب 22 ماه مبارک رمضان 1427 (24 مهرماه 1385) در شبکه 3 تلویزیون مراسم تشییع پیکر شهید گمنام را دیدم و با خودم گفتم این شهیدان اهل کجا هستند و چه کسانی هستند؟! همان شب در خواب دیدم آن پنج شهید را تشیع می کردند و به من گفتند تو باید شهید سوم را تشییع و داخل قبر دفن کنی. گفتم از میان این همه مردم چرا من؟! بالاخره جنازه را برداشتم و داخل قبر رفتم و دیدم که قبر مانند اتاقی بزرگ شد. در کنار اتاق تختی بود. شهید را روی تخت گذاشتم با خود گفتم: خدایا چه کنم؟ دیدم شهید از جا برخاست. ترسیدم و از او دور شدم، اما دوباره برگشتم و نزدیک رفتم و با شهید صحبت و درد دل کردم. روضه قتل گاه امام حسین(ع) را خواندم و سینه زدم و شهید هم با من سینه می زد. شهید گفت: من یک درخواست از تو دارم، برو به روستای خانوک، مرا آنجا به اسم حسین اکبر عرب نژاد می شناسند. از قول من به پدر و مادرم بگو من دیروز در تهران در اینجا در قبر سوم دفن شده ام. سپس گفت: هر حاجتی داری بگو من برآورده می کنم. من تو را در روز قیامت شفاعت می کنم.
آقای یدالله یزدی زاده در ادامه می گوید: صبح برخاستم و نماز صبح را خواندم و در تعجب از خوابی که دیده بودم، آن را برای همسرم تعریف کردم. گفتم: به خانوک بروم و چه بگویم؟ بگویم شهید حسین اکبر را در خواب دیده ام؟ مگر از من قبول می کنند! ما خانواده فقیری هستیم. ممکن است فکر کنند این خواب را ساخته ام که از آنها کمکی بگیرم. همسرم گفت: شما پیام شهید را برسان، کاری نداشته باش که آنها چه فکر می کنند، باور می کنند یا نمی کنند.
آقای یزدی زاده می گوید: موتور خود را برداشتم و به طرف روستای خانوک حرکت کردم. روستای خانوک با کاظم آباد، سی کیلومتر فاصله دارد. همسرم را هم سوار کردم و با من آمد و به روستای خانوک رسیدیم. پس از جستجوی بسیار، دایی شهید را پیدا کردیم. در همین حال پدر شهید هم سر رسید. خود را معرفی کردم و خواب را برای آنها گفتم. آنها با تعجب به من نگاه می کردند. می خواستم خداحافظی کنم اما آنها مرا به خانه شان دعوت کردند.
آنها مرا به خانه خود بردند و بعد از پذیرایی مختصر از من پرسیدند در خواب صورت شهید ما را دیده ای، آیا یادت هست فرزند ما در خواب چه شکلی بود؟ آن گاه عکس پنج شهید را آوردند و گفتند اینها شهیدان ما هستند، بگو کدام یک را در خواب دیده ای؟ به عکس شهیدان نگاه کردم. پدر شهید هم زیر چشم با دقت به من نگاه می کرد. چهرة شهیدی را که در خواب دیده بودم، در بین عکس ها ندیدم. بالاخره گفتم چهرة شهیدی که من در خواب دیدم در میان این عکس ها نیست. گویا می خواستند صداقت مرا بسنجند که چنین روشی را به کار بستند. در مرحله دوم رفتند و یک عکس دیگر را آوردند، تا عکس را دیدم گفتم: بله، همین است. اعضای خانواده با چشمان اشک بار برای شهیدشان صلوات فرستادند و اظهار خوشنودی و شادی می کردند. و به این ترتیب صداقت مرا تأیید کردند. من هم خدا را شکر کردم که پیام شهید را رساندم. بعد از ساعتی به روستای خود بازگشتم.
آقای حاج حسین اسدی، همرزم شهید و از خویشاوندان اوست که هم اکنون با درجة سرهنگی در سپاه کرمان خدمت می کند و مسئول شهیدان خانوک است. او می گوید: از آن روزی که خواب را شنیدم، برای اطمینان بیشتر به تحقیق پرداختم. همة نشانی ها با شهید ما، حسین اکبر، تطبیق می کرد. محل شهادت و سن شهید همه مطابقت داشت و شهید در منطقه ای پیدا شده بود که لشکر کرمان در آن منطقه عملیات داشته و من نیز در آن عملیات بودم.
آقای یزدی زاده در حضور نمازگزاران مسجد فائق گفت: خدا را شکر می کنم که به برکت این شهید، بیماری من و همسرم شفا گرفت.