بعد از چندین روز که با گریه و بغض برای نرسیدن به تهران و آقای کشوردوست گذشت روزایی که اکسپلورم میومد بالا دلم میخاست نفس نکشم و ..
بیخیالش
بعد از اینها یه ذوق از ته دل کردم ، یه ذوقی که اولین بار بود تجربهش میکردم و هیچ وقت حتی بهش فکر هم نمیکردم 🌚
که اگه فاصله نبود میچلوندمت همین الان🥲✨
خلاصه که بماند به یادگار :)))
کاش فردا یه فرجی بشه یه هفته دیگه امتحانا بیوفته عقب من تازه دو سه روزه دارم درست و حسابی میخونم
انقدر اوضاع روحیم بیریخته که بابت این که دوستم منو از ادمینی چنلش برکنار کرد نشستم گریه کردم😀😀
حقیقتا الان که به ته خط رسیدم میخام بگم اگه الان حداقل اردیبهشت بود بهتر میخوندم دیگه بقیه سال رو که بهتره نظری ندم
اون طور که باید و شاید نشد که بخونم و واقعا از عمق قلبم ناراحتم بابتش اول بابت اطرافیانم که خیلی روم حساب باز کردن متاسفانه و دوم خودم چون درست که نخوندم هیچ تازه عذاباش هم همش باهام بود یعنی نه درسه را خوندم نه خوش گذرونیه 😔😑
و خب با این اوصاف امسال چیزی عایدم نمیشه مگراینکه واقعا فرجی بشه مثلا فرجه زیاد شه یا نمیدونم😓
و خب غالب ناراحتیم بابت همینه که دائما افکارم داره عین پتک میزنه و مغزمو داره ذره ذره نابود میکنه حتی همین دو سه روزم با این افکار بی فایده بود
خلاصه که میدونم خیلیایی که اینجایین خیلی با من در رقابتین اما راست و حسینی بخوام بگم من اصلا اینطور نیستم و حتی بهش فکر هم نمیکنم یعنی بعضی وقتا یکی بهم میگه فلانی رقیبته اینطوریم که ینی چی؟
داشتم میگفتم اما میگن وقتی دعا در حق دیگران بکنی برا خودتم مستجاب میشه . خلاصه که هر لحظه و هر ثانیه به دعاهاتون محتاجم منم کلی براتون دعا میکنم