اقا من صبحیه تا ۵ و ربع بیدار بودم و روز قبلش از ۶ بیدار شده بودم و دیگه نخوابیده بودم
بعد بازم میتونستم بیدار باشم تا برم امتحانو بدم و بیام اما گفتم یه ذره بخوابم که وسط امتحان خوابم نگیرع
خلاصه ۴۵دیقه خوابیدم و مامانم اومد بیدارم کرد و خودش رفت دسشویی همچنان میگفت بپووووش
خلاصه که منم همینطوری که داشتم تو در و دیوار میخوردم رفتم سمت چوب لباسی که لباسمو بپوشم و پوشیدم
مامانم از دسشویی اومد بیرون میگفت این چیهههه پوشیدی🤣🤣
و کاملا جدی حولهمو پوشیده بودم برم مدرسه🤣🤣🤣🤣
در انتهایِ ایتا .
جدیدا داره از زندگی بی برنامه خوشم میاد
زندگی بیبرنامه همه چیمو ازم گرفت😔😂
و واقعا قلبم با هر پیام انفجار در بوشهر و بندرعباس و اینا تیکه تیکه میشه واقعا خدا صبرشونو زیاد و اِلا که بندههای خدا اصلا انگارشون نه انگار
امتحاناشون سرجاشه برق رفتنشون سرجاشه ...