''خودکشییسم''
وسط تابستان را تسلیت عرض میکنم .
یادم باشه ۱۵ روز آخر رو روزشماری کنیم🤡
هدایت شده از کتابخونه 📓
نازنین.pdf
حجم:
651.3K
کتاب: نازنین📚
نویسنده: داستایفسکی
_ من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگیام در سکوت حرف زدهام و در سکوت تراژدیهای زیادی را با خودم زندگی کردهام._
امروز از کنار غریبه ای رد شدم..غریبه ای که تمامش را میشناختم و تمامم را میشناخت..غریبه ای که یک روح در دو جسمیم..غریبه ای با راز های مشترک..
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلن به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد ! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
-فاضل نظری
«خاطرات، چه شیرین و چه تلخ، همیشه عذابآورند… مخصوصاً وقتی دیگر هیچ چیز مانند گذشته نیست. حتی اگر آن خاطرات خوب باشند، باز هم رنجشان میدهند، چون دیگر تمام شدهاند و هرگز بازنمیگردند.»