رفتی و گفتی صبح فردا باز میگردی ،
چشمان تقویمم به شوق ِصبح فردا ماند .
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده بر آب ؛
در دلم هستیُ بین منُتو فاصلههاست
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
در حریم سینه جز یادت ندارم مذهبی ،
قبلهگاه هر مناجات شبم چشمان ِتوست ..
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
گیرم که هزاران غزل از هجر نوشتیم ؛
جرئت که نداریم به دلدار بگوییم . .
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
به دو صد بام برآیم،
به دو صد دام درآیم
چه کنم آهوی جانم
سر صحرای تو دارد
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」