انزوا
هی رفتم و هی دیدم و هی "آه" کشیدم دلبستگیم بیشتر از تاب و توان بود❤️🔥 _ادامه دارد... 「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما...
(چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟)
فهمید که دیوانه و دلبسته اویم
(از بس که اشارات نظر نامه رسان بود)
_ادامه دارد...
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
چه بگویــم که دگر حوصله ای نیست مرا
دگر از دست کسی هم، گله ای نیست مرا
بگذار بــسوزم که در این سینـــه ی دلگیر
جزسوختن و ساختَنم ،مرحله ای نیست مرا
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」