🔻پارادوکس مهریه: وقتی آمار یک چیز میگوید و طرح مجلس چیز دیگر
🔁#بازتاب_اندیشهها
محمدصادق امانی نوشت:
بررسی طرح موسوم به اصلاح قانون مهریه در مجلس با کشمکشهایی در فضای عمومی و رسانهای روبهرو شدهاست. این یادداشت بهدنبال بررسی محتوایی این طرح نیست بلکه از منظر شکلی و در دستورکار قرار گرفتن طرحی با هدف تسهیل شرایط پرداخت مهریه برای مردان به موضوع میپردازند و سوالاتی را مطرح میکند. سوالاتی که جوابهایش الزاماً آماده نیست و نیاز به تأمل و تفکر دارد.
بر اساس گزارش مرکز افکار سنجی متعلق به مجلس شورای اسلامی که امسال انجام شده است؛ ۶۱ درصد مردم به میزان «زیاد و «خیلی زیاد» مهریه را بهعنوان پشتوانه مالی زنان محسوب میکنند. این آمار برای خود زنان ۷۱ درصد است. یعنی از هر ۱۰ زن، ۷ زن معتقد است که مهریه به میزان «زیاد و خیلی زیاد» پشتوانه مالی زن محسوب میشود.
بر اساس همین افکار سنجی، حدود ۷۲ درصد مردم، وصول مهریه برای زنان را به میزان زیاد و خیلی زیادی دشوار ارزیابی کردهاند. این آمار برای زنان به ۸۳ درصد میرسد. یعنی از هر ۱۰ زن در کم برآوردترین شکل ممکن ۸ زن معتقد است که وصول حق مهریه دشوار است.
باتوجه به آمار بالا، ادراک عمدهٔ مردم و بهخصوص زنان بر پشتوانه بودن مهریه برای زن و همچنین دشواری وصول این حق استوار است. در این شرایط در طرح مطرح شده در مجلس بهدنبال آسانتر کردن شرایط پرداخت مهریه برای مردان و به عبارتی دیگر سختتر کردن فرآیند وصول مهریه برای زنان است! یعنی نهتنها دغدغهٔ جامعه و زنان، وارد دستورکار نشدهاست بلکه طرح اولیهٔ مجلس در تعارض با ادراک عمومی است.
در اینجا باید از تصمیمگیران پرسید چه پاسخی برای این شکاف بین ادراک جامعه و طرح مجلس وجود دارد؟ چه گفتاری برای اقناع جامعه و بهخصوص زنان خلق شدهاست؟ آیا به پیامدهای ناخواسته بیتوجهی به این شکاف ادراکی فکر شدهاست؟ اساساً جایگاه خواستهها و مطالبات زنان در نظام حکمرانی کجاست؟ چرا تسهیل پرداخت مهریه به دستورکار چندبارهٔ پارلمان وارد میشود اما تقویت ضمانت اجرای مهریه نه؟
بر اساس افکار سنجی فوق؛ حدود ۲۴ درصد مردم شروط ضمن عقد را بهنفع زنان میدانند؛ درحالی که ۱۲ درصد مردم مهریه سنگین را بهنفع زنان می دانند. موضوعی که نشان میدهد اگر کسی میخواهد مشکل مهریههای سنگین را حل کند میتوان بهنوعی آن را با شروط ضمن عقد حل نماید. همچنین در نتایج این افکارسنجی آمدهاست که ۶۷ درصد افراد جامعه معتقدند که بخشش مهریه در زمان طلاق، میتواند به زنان در گرفتن حق نگهداری از فرزندان کمک کند. بهعبارتی دو سوم جامعه قائل به این هستند که میتوانند برای حل مشکل حضانت فرزند از ابزار مهریه استفاده کنند. بااینوجود اما نه برای شروط ضمن عقد و نه موضوع حضانت فرزندان در طرح مجلس تدبیری اندیشیده نشده و اساساً این خواسته و مسئله زنان وارد دستور کار نشدهاست.
البته فراتر از نظام پارلمانی این سوال از گروههای مرجع هم وجود دارد که خواستههای زنان چه جایگاهی در گفتار و گفتمان آنان دارد؟ چه پاسخی برای این مسئله دارند؟ آیا اساساً مسائل زنان بهعنوان یک مشکلی که باید برای آن تدبیری اندیشیده شود به رسمیت شناخته شدهاست؟ برای مثال چرا تاکنون برای تسهیل پرداخت مهریه، نامهنگاریهای مختلفی از قم با مسئولان صورت گرفتهاست اما تاکنون نامهای برای اصلاح وضعیت خروج از کشور زنان، حضانت، وصول مهریه و شروط ضمن عقد انجام نشدهاست؟ پر واضح است که در اینجا منظور چرایی نامهنگاری برای تسهیل پرداخت مهریه نیست بلکه چرایی نامهنگاری نکردن برای دغدغهها و مسائل زنان است.
البته یک نکته مهم که در اعتراضات به این مصوبه وجود دارد، پیشگامی زنان مذهبی در اعتراض به این مصوبه است. این افراد از جهت محتوایی معتقدند این مصوبه تعادل خانواده را بیشازبیش بهنفع مردان و بهضرر زنان به هم میزند. بااینوجود این اعتراض و مطالبه اصلاح مصوبه از خاستگاه دینی و مذهبی صورت میگیرد. معترضان خودی هستند و از این نظر امکان دیگریسازی از آنها وجود ندارد. مثلا نمیتوان با برچسبهایی مثل« فمنیستی بودن» یا «کاذب بودن مطالبه» و «مسئلهدار بودن افراد مطالبهگر» صدای اعتراضات را خاموش کرد. برایناساس بهلحاظ شکلی، فرصت اصلاح مصوبه و در نظر گرفتن خواستههای زنان وجود دارد به شرطی که زنان و نخبگان فعالانهتر عمل کنند.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻 وقتی چادر، دیپلماسی غرب را میترساند
🔁#بازتاب_اندیشهها
گزارش خاطرات سفیر انگلیس از چند دختر چادری در دانشگاه شیراز و آشفتگی قدرتهای خارجی در برابر بازگشت هویت اسلامی:
پوشش چادر از دید دولتهای استکباری و جهانخواران غربی، نوعی جامه رزمی و ضدفرنگی بود. از این رو بهشدت از چادر نفرت و وحشت داشتند. چادر از دید آنان مانند لباس سپاه پاسداران و نیروهای بسیجی پنداشته میشد؛ همانگونه که امروز دولت های خودباخته و زبون امریکا و اروپا از دیدن یک نیروی سپاهی و بسیجی سخت بهخود میلرزند و چهبسا قالب تهی کنند. در آن روز یک چادری برای آنها مانند یک پارتیزان به شمار میآمد و از او واهمه داشتند و رژیم شاه را برای کنار زدن چادر زیر فشار قرار میدادند. خاطرات آخرین سفیر انگلیس در دوران شاه از دیدن چند دختر چادری درخور توجه است:
«... من خود به خاطر دارم که در ماه نوامبر همان سال [سال 56] وقتی که برای ایراد نطقی در یک سمینار به دانشگاه شیراز رفتم، شش دانشجوی دختر را دیدم که در اواسط جلسه با چادر سیاه وارد سالن شدند و در کنار هم در ردیف عقب نشستند. آنها تا پایان سخنرانی ساکت نشستند ولی حرکت آنها حالت اعتراض داشت! در بازگشت به تهران در هواپیما موضوع را با یکی از اساتید دانشگاه اصفهان که در سمینار حضور داشت، در میان گذاشتم. او به من گفت که در چند ماه گذشته شاهد افزایش چشمگیر گرایش مذهبی در میان دانشجویان دانشگاه اصفهان بوده است. استاد مذکور افزود که چون در محوطه دانشگاه زندگی می کند در این اواخر شاهد برگزاری مراسم متعدد نماز و دعای جمعی از طرف دانشجویان در فضای باز بوده است...»
از این خاطرهٔ جناب سفیر جزیره انگلستان بهدرستی میتوان دریافت که نامبرده از دیدن چند دانشجوی چادری تا چه پایهای دچار استرس و آشفتگی شدهاست که اولاً دقت کردهاست که چند نفرند. یک سخنران هنگام سخنرانی، به ورود و خروج افراد کمتر میتواند توجه داشته باشد؛ مگر نسبت به واردشوندگان حساسیتی داشته باشد. دوم، این دانشجویان چادری را کاملاً زیر دید داشته و حتی محل نشستن آنها را که در یک ردیف در عقب نشستند! دنبال کردهاست. شاید اگر جلوتر می آمدند جناب سفیر راه گریز در پیش میگرفت! سوم اینکه ساکت نشستند! انگار نگران بوده است که مبادا یک باره ضد او شورش کنند! چهارم میگوید حرکت آنها حالت اعتراض داشت! لیکن توضیح نمیدهد چه رفتاری از آنها سر زد که از دید او نشان اعتراض بود! بیتردید این برداشت او ریشه در توهمی دارد که به او دست دادهاست. پنجم اینکه حضور دانشجویان چادری در سالن سخنرانی تا آن پایه فکر او را به خود مشغول کرده بوده که در بازگشت به تهران در هواپیما موضوع را با یکی از اساتید همراه در میان گذاشته است.
آنچه از خاطره این سفیر زبون آمده است گوشه ای از ترس و لرز زورمداران جهان استکباری را به نمایش میگذارد که بهرغم آن بایالوکوپال عاریهای و ادعای ابرقدرتی، چگونه در برابر چند دانشجوی چادری خود را میباختند و رشتهٔ فکری آنان از هم گسسته میشد و آرامش خود را از دست میدادند و با این وضع جای تردید نیست که شاه را که برای آنها یک گماشته بیاراده به شمار می.آمد زیر فشار قرار میدادند که چادر و چادریها را از میان ببرد و آنان را از خطر چادر و چادری برهاند.
منبع: نهضت امام خمینی، ج5، صص429-428
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻مهریه در کوران بیمهری!
چرا زنان بار قوانین نامتعادل را بهدوش میکشند؟
مینا یاری، پژوهشگر مطالعات زنان و خبرنگار
در هفتههای اخیر، مجلس شورای اسلامی سرانجام کلیات طرح اصلاح قانون مهریه را تصویب کرد؛ طرحی که هدف اعلامی آن «حبسزدایی از محکومان مالی مهریه» است، اما واکنشهای موافق و مخالف نشان میدهد که این طرح بیش از آنچه در ظاهر پیداست، بار معنادار حقوقی، اجتماعی و جنسیتی دارد. لذا به نظر میرسد این تغییر، در یک بستر نامتعادل حقوقی شکل گرفته است؛ بستری که سابقهاش به تحولات تدریجی در نقش زن و مرد در خانواده، منافع جنسیتی و ساختار قانونگذاری بازمیگردد.
مهریه در اصل نشانهای از صدق و تعهد مرد بود؛ هدیهای معنوی که مرد برای اثبات محبت و پایبندی خود تقدیم میکرد. اما با گذر زمان، زنان و خانوادههای آنان در روند مواجهه با ساختارهای حقوقی موجود به تجربهای مشترک رسیدند؛ «قوانین خانواده، در بسیاری از موارد، تکیهگاه محکمی برای زن فراهم نمیکند». در چنین وضعیتی، حمایت حقوقی از زن دستکم در تجربۀ زیسته بسیاری از آنان، یا بسیار محدود بود یا عملاً قابل اتکا نبود.
در نتیجه، مهریه کمکم نقش تازهای پیدا کرد؛ زنان دریافتند تنها مهریه میتواند در خلأ حمایتهای قانونی به یک «ضمانتنامه حداقلی» برای امنیت آینده تبدیل شود. اما نکتۀ مهم این است که این تغییر، ابتدا از سوی خانوادههای دختران، بهویژه پدران رخ داد. بسیاری از پدران به تدریج به این نتیجه رسیدند که در برابر حقوق قانونی مردان، نمیتوانند تضمینی واقعی برای امنیت آیندۀ دخترشان فراهم کنند.
اینگونه شد که مهریه از یک «هدیه معنوی» به «ابزار محافظتی» تبدیل شد؛ ابزاری که در واقع پاسخ عرفی جامعه به کمبودهای حقوقی و قدرت چانهزنی برای زنان در هنگام طلاق است. بنابراین وقتی نظام قانونگذاری امروز به جای بازنگری جامع در ساختار حمایتی زنان، صرفاً به کاهش ضمانت اجرای مهریه میپردازد، در واقع تنها تکیهگاه باقیمانده زنان را تضعیف میکند؛ بدون اینکه خلأهای حمایتی گستردهای را که مهریه برای پر کردن آنها شکل گرفته بود، اصلاح کند.
به نظر میرسد قانونگذار طی سالها رویکرد متعادلی نسبت به جنسیت و روابط خانوادگی نداشته است. این امر باعث شده که در بسیاری از سیاستها، زن بهصورت ضمنی در جایگاه مسئولی برای نابسامانیها دیده شود؛ درحالیکه مرد کمتر در موقعیت پاسخگویی قرار میگیرد. این نگاه بهتدریج الگوی تصمیمگیری در قانونگذاری را نیز شکل داده است.
به همین دلیل، در موضوع مهریه نیز معمولاً «زنِ مطالبهکننده» مرکز توجه قرار میگیرد، نه سازوکاری که مهریه در چارچوب آن شکل میگیرد. با این حال، قانونگذار در مواجهه با چالشهای مهریه، چون نمونههای معدودی از سوءاستفاده دیده شده، کل پدیده را بر مبنای همان اقلیت تحلیل میکند. در نتیجه، بار اصلی این ناکارآمدی نه بر ساختار، بلکه بر رفتار زنان گذاشته میشود. این امر در کنار مسئلۀ تورم در کشور موجب شده که در قوانین اخیر، سیاستگذار بیشتر بر کاهش مسئولیت مردان بهویژه در حوزۀ مالی تمرکز کند.
این رویکرد، نوعی تناقض در سیاستگذاری خانوادگی ایجاد کرده است. از یک سو، در گفتمان رسمی تأکید میشود که زن باید عمدتاً در حوزه خانه و خانواده فعال باشد و تأمین اقتصادی خانواده بر عهده مرد قرار گیرد. اما از سوی دیگر، همان ابزارهای مالی که باید در چنین الگویی به امنیت اقتصادی زن کمک کنند، در قوانین بهتدریج تضعیف شدهاند.
نتیجه این است که اگر زن به هر دلیل از سرپرستی مرد خارج شود یا طلاق بگیرد، عملاً باید خود بار اقتصادی زندگی را به دوش بکشد. چنین وضعیتی بهطور طبیعی زنان را از ابتدا به سمت اشتغال سوق میدهد، درحالیکه پیشفرضهای حقوقی موجود همچنان او را در موقعیت تابعیت مالی تعریف میکنند. این تناقضها نشان میدهد که سیاستگذاری خانواده در ایران در پیوستار دقیقی از مسئولیتها و اختیارات پیش نمیرود.
از ویژگیهای تکرارشونده در سیاستگذاری خانواده در ایران، «واکنشی بودن قانونگذاری» است. به این معنا که قانونگذار اغلب پس از بروز بحران یا افزایش فشار افکار عمومی، به اصلاح یا تدوین قواعد جدید میپردازد؛ نه بر پایۀ تحلیل روندها، شناخت مسائل نهفته یا آیندهپژوهی در حوزۀ خانواده. در چنین الگویی، قانون بیش از آنکه محصول «تشخیص دقیق مسئله» باشد، پاسخ فوری به «پیامدهای مسئله» است.
➕مطالعه متن کامل
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻 زنان فلسطینی، دلیل واقعی خشونت اسرائیل
🔁#بازتاب_اندیشهها
یادداشت احمدرضا روح الله زاد در کانال مجمع همیاران مدیریت زنان:
فلسطین بیش از ۱۰۷ سال است که در فرآیند اشغال است ( ۳۰ سال از سوی دولت استعماری انگلیس و ۷۷ سال نیز متجاوزان صهیونیست.)
در تمام این سالها مقاومت در رگهای جامعهٔ فلسطین جاری بودهاست. این درحالی است که در بسیاری از جوامع تحت اشغال، گذر زمان؛ مقاومت را کمرنگ و نهایتاً حذف کردهاست. اما گذر زمان نهتنها موفق نشدهاست که شعلههای مقاومت در فلسطین را خاموش کند بلکه شاهد گسترش آتش مقاومت در این جامعه تحت اشغال هستیم که خودِ این موضوع نیاز به مطالعات عمیق جامعه شناختی دارد.
بیتردید زنان در حفظ مقاومت در فلسطین و گسترش آن نقش اساسی دارند. هرچند این نام مردان است که بهعنوان قهرمانان مقاومت همواره مطرح بودهاند. کسانی چون؛ شهیدان یحیی السنوار، اسماعیل هنیه، محمد ضیف و سایر شهدای بزرگوار مقاومت فلسطینی که انصافاً نادرههای مقاومت فلسطین هستند.
گویی که تنها مردان هستند که در صحنه مقاومت نقشآفرینی میکنند و زنان هیچ نقشی ندارند و اگر هم یادی از آنان می شود بسیار کمرنگ است و یا صرفاً بهعنوان قربانیان اشغال از آنان یاد میشود، چونان که کودکان نیز از قربانیان مظلوم اشغال به شمار میروند.
تردیدی نیست که زنِ فلسطینی، در استمرار مقاومت و شعلهور نگهداشتن و فروزان کردن آن، نقشی پررنگ داشتهاست. غزه، طی دو سال پس از طوفان الاقصی، شاخص مهمی در این ارتباط است.
طی دو سال جنگ در غزه؛ دشمن بهانهاش یافتن و کشتن مبارزان حماس و جهاد اسلامی و دیگر گروههای مقاومت فلسطینی بودهاست اما نوک پیکان تهاجمش زنان و کودکان فلسطینی است.
زیرا یقین داشت و دارد که مقاومت از دامان زنان مومن فلسطینی مستمراً درحال زایش است و لذا قتل عام زنان و کودکان از مهمترین بانکهای اهداف حملات صهیونیستی است.
در واقع دشمن صهیونیستی در مقابل خود گروههای مقاومت را نمیبیند بلکه "یک جامعه مقاوم" میبیند. بههمین دلیل بیش از ۷۳٪ شهدا و مجروحین غزه در دو سال گذشته کودکان و زنان بودند.
زنان فلسطینی خصوصاً در غزه، در دامان خود فرزندانی را تربیت کردند که هر یک دُرِّ ناب میدان مقاومت بودهاند. زنانی که کودکان را به سبکِ قرآنی پرورش دادند و غزه آنی شد که طی دوسال جنگ، محاصره، بیماری و بمباران و گرسنگی و تشنگی تنها کلام خدا از زبان بزرگ و کوچکش شنیده میشود. سبک زندگی قرآنی و اسلامی که شایسته است الگویی برای جوامع مسلمان باشد.
غزه نشان داد که " از دامان زن، مرد به معراج می رود". همچنین غزه نشان داد که در سبک زندگی قرآنی تسلیم معنایی ندارد و تماما "هیهات مناالذله" است. غزه کربلا را هر روز تصویر کرد و شجاعت را نیز. مگر اهالی عاشورای کربلا با قران مأنوس نبودند؟ در این دوسال فریادِ "هل من ناصرا ینصرنی" عاشورائیان غزه بلند بود اما گویی چون فیلم "روز واقعه" تنها مسیحیان به این فریاد یاری لبیک گفتند و امت خصوصاً حاکمان و اُمرا و سلاطین در گوش خود پنبه کرده بودند! آری غزه آزمون الهی بود برای تعیین صف جوامع تا صف عدالتخواهان از صف ظالمان، صف قائمان از صف اهالی قعود از هم ممتاز شوند.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زن مسلمان و معماری امنیت روانی
🔁#بازتاب_اندیشهها
الناز موسوی یکتا، عضو انجمن علمی پژوهشی علوم شناختی و هوش مصنوعی نوشت:
در عصر حاضر، یکی از نشانههای بحران تمدنی غرب، فروپاشی امنیت روانی خانواده است؛ بحرانی که از دل تحمیل الگوهای نادرست از زن و زندگی برآمده است. در چنین شرایطی، اندیشه اسلامی از دل خویش «الگوی سوم زن مسلمان» را عرضه کرده است. الگویی که نه در بند لذت و مصرفِ فردگرایانه غرب گرفتار است و نه در انزوای سنتی و حذف اجتماعی، بلکه جمع میان ایمان، عقلانیت و کنشگری تمدنی را به نمایش میگذارد.
در متن این الگو، «مادر» تنها یک نقش احساسی یا مراقبتی ندارد، بلکه هستهای معرفتی ـ تمدنی در معماری آرامش روانی و معرفتی جامعه است. زیرا آرامش جامعه از آرامش نسل میجوشد، و آرامش نسل از امنیت روانیای میآید که مادر در نخستین زیست جهان کودک بنا میگذارد.
۱. امنیت روانی؛ مؤلفهای تمدنی، نه صرفاً روانشناختی:
امنیت روانی در منطق اسلامی، بهمعنای سکون نفس بر مدار معناست؛ یعنی انسان در ارتباط با خدا و غایت آفرینش خود احساس جهتمندی دارد. این مفهوم بسیار گستردهتر از تعادل هیجانیِ کلاسیک است.
در تمدن مادی، امنیت روانی معمولاً به مصرف، لذت لحظهای و احساس رضایت حاصل از تأمین نیازها فروکاسته میشود، اما در دیدگاه توحیدی، امنیت حقیقی در یقین و احساس حضور معنا شکل میگیرد.
ازاینمنظر، خانواده نخستین نهاد بازتولید این معناست و زنِ مؤمن در جایگاه مادر، نقش کانونی در پیوند آرامش با ایمان ایفا میکند. اگر جامعه بخواهد در برابر جنگ روایتها و هجوم روانی عصر دیجیتال پایدار بماند، به این نقطهی تولید امنیت روانی بازمیگردد: خانهای که در آن ایمان و عاطفه درهم تنیدهاند.
۲. مادر؛ معمار شبکه شناختی نسل جدید:
الگوی سوم زن مسلمان، نقش مادر را از سطح رفتارهای مراقبتی به سطح مهندسی شناختی ارتقا میدهد. به تعبیر دقیقتر، مادر الگوی سوم نهتنها از فرزند حفاظت میکند، بلکه جهان ذهنی و احساسی او را میسازد. کودک در تجربه نخست خود از محبت مادر، نخستین تصویر از عدالت، مهر و قُرب الهی را شکل میدهد.
در این مکانیزمِ شناختی، مادر «واسط تجربه ایمان» است: از طریق گفتار، لحن، دعا، نحوهی مواجهه با خطا و بحران، ساختار عمیق احساس امنیت یا بیقراری را در فرزند تثبیت میکند. بههمیندلیل، قرآن کریم، ایمان و آرامش را دوشادوش هم مطرح میکند: «الَّذینَ آمَنوا و تَطمئنُ قلوبُهم بذِكرِ الله»
زنِ مؤمن در الگوی سوم، با آرامش مبتنی بر ایمان خود، همان ذکر خدا را در سیمای روزمره تجسم میبخشد و از خانه، پناهگاه ذهنی نسل آینده میسازد.
۳. خانه؛ خط مقدم امنیت در جنگ شناختی:
در میدان جنگ شناختی، هدف اصلی دشمن «تغییر احساسی و ادراکی انسان از خودش» است. امروزه فشار رسانهها در بازتعریف هویت زن و مادر، بهگونهای طراحی شده که مادر مسلمان خود را «غیر مؤثر» و «عقبمانده» ببیند. این دقیقاً حذف نرم است؛ حذف نه با زور، بلکه با اغوا.
در مقابل، بازشناسی الگوی سوم، نوعی بازتعریف مأموریت تمدنی زن مسلمان است. اگر سردار نظامی مرز جغرافیا را پاس میدارد، مادر مؤمن از مرز روان و ایمان نسل پاسداری میکند.
زن مسلمانِ این الگو با شناخت میدان رسانهای، از زبان روایت و بازنمایی برای تحکیم امنیت روانی فرزندان خود بهره میگیرد. او بهجای پناه بردن از جهان رسانه، رسانه را میدان دعوت، تربیت و آرامش میکند؛ از بازسازی روایتهای خانوادگی گرفته تا خلق آیینهای عاطفی کوچک که ایمان را به تجربه تبدیل میکنند.
۴. بازسازی گفتمان مادرانه در تمدن نوین اسلامی:
اگر تمدن نوین اسلامی را تمدنی بر بنیان معنا و ایمان بدانیم، یکی از ارکانش بازتعریف گفتمان مادرانه خواهد بود. این گفتمان باید از دو آفت رها شود:
ابتدا، نگاه احساسیگرای صرف که مادر را تنها منبع محبت و فداکاری میبیند؛
و از سویدیگر، نگاه تکنوکراتیکِ غربی که نقش مادری را کالایی یا ماشینی میکند.
در مقابل، گفتمان فاطمی الگویی از زن مینماید که عاطفهاش از ایمان زاده میشود و معرفتش از عقل توحیدی تغذیه میگیرد. او کارگزار آرامش تمدنی است، نه مصرفکننده امنیت روانی وارداتی.
الگوی سوم زن مسلمان، تصویری از زنی میآفریند که در نقطه تلاقی ایمان و آگاهی ایستاده است. مادر، در پرتو این الگو، فقط مربی نسل آینده نیست؛ مهندس روان امت آینده است.
امنیت روانی هر جامعهای، از زبان و نگاه زنی آغاز میشود که خود را حامل معنا میداند و نه محصور در نقش.
تمدن اسلامی اگر بخواهد در برابر طوفان جهانی اضطراب و تردید پایدار بماند، باید دل مادر مؤمن را سنگر نخست خویش بداند.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻ای پیامبر آیات حجاب سیاسی را بخوان!
ادبیات قرآن چگونه به تکریم مضاعف زنان فرمان میدهد؟
روحالله شمسی کوشکی، پژوهشگر فقه سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه
منظور از کرامت زن آزاد مسلمان این نیست که خداوند بیهوده پارتیبازی کرده باشد، بلکه خود زن در اینجا یک عاملیتی داشته و لیاقتی به واسطۀ کاری پیدا کرده است. آن شایستگی عبارت است از انتخاب اسلام. یعنی خداوند میخواهد بگوید برای من اینکه یک زن از روی اراده و آگاهی دین اسلام را انتخاب کند و ذیل تعهد الهی قرار گیرد، خیلی متفاوت است با زن کنیزی که در جریان جنگها به غنیمت گرفته شده و به زور مسلمان شده است و با زن کافر یا اهل کتابی که این انتخاب را انجام نداده و هنوز خود را به آن رشد عقلی و ارادی نرسانده است. همچنین با زن عشایر، چون از کسانی بودند که در سالهای پایانی حکومت پیامبر(ص) مسلمان شده بودند و معمولاً نه از روی انتخاب بلکه از باب اینکه از منافع حکومت برخوردار باشند مسلمان میشدند، تازه متمدن شده و هنوز خیلی از ویژگیهای تمدنی را نتوانسته بودند کسب کنند. درحالیکه حجاب یک صفت تمدنی است و هنوز زن عشایر وسط جامعه نیست و اساساً فلسفۀ حجاب این است که زن چگونه در جامعه بیاید که کرامتش حفظ شود؟ میخواهم اهمیت انتخاب و ارادۀ زن مسلمان را پررنگ کنم. زن حرۀ مسلمان، با یک انتخاب آگاهانه، با مدنیت و یک ذهن پیشرفته، اسلام را انتخاب کرده در برابر تمام هزینههایی که در مقابل این انتخاب به او تحمیل میشود، مقاومت کرده و متقابلاً اسلام هم حقوق و کرامت مضاعفی نسبت به سایر زنان برای او قائل شده است.
سؤال این است که زنی که امروزه مسلمان است و مانند زنان صدر اسلام قبلاً کافر نبوده و چنین تصمیم پرهزینهای نگرفته، خداوند چرا به او کرامت داده است؟ میخواهم بگویم آن تصمیم هزینهساز و آن ارادۀ مستقل هنوز هم وجود دارد؛ اتفاقاً زنان امروزی، هر لحظه دارند انتخاب میکنند. قدرت رسانه و فشار اجتماعی الان قابل مقایسه با صدر اسلام نیست. من معتقدم برای زن مسلمان امروز باید صد برابر بیشتر نسبت به صدر اسلام کرامت قائل شد. من در بحثهای فقهی یک نظری دارم و معتقدم که موضوع زن، جزو موضوعاتی است که استحاله شده است؛ یعنی ما الان نمیتوانیم لزوماً همه احکامی که برای زن مسلمان ۱۴۰۰ سال پیش وجود داشته را عیناً برای زن امروزی نیز داشته باشیم (نه به آن معنا که فمنیستهای مسلمان و روشنفکرها میگویند). از بیش از صد سال پیش که به هردلیل زن مسلمان از مهجوریت تاریخی خود خارج شده است، این خروج یک تبعات مثبت و منفی داشته است که در موضوع زن در فقه اثر گذاشته است و ما اتفاقاً در احکام مرتبط با زن باید کرامت زن را بیشتر لحاظ کنیم و حقوق و آزادیهای بیشتری به او بدهیم.
یک کسی به من میگفت این همه میگویید احکام متناسب با زمان و مکان تغییر میکند پس چرا حجاب را ثابت نگه داشتید؟ چون کرامت زن الان بیشتر باید حفظ شود و حجاب هم چون یک حکمی است که به زن کرامت میدهد، باید بیشتر روی آن پافشاری شود.
صریح باید بگوییم که دین اسلام میخواهد بین اقسام هویتهای دینی زنان دیگریسازی کند و یک مرزبندی ایجاد کند. یکی از نمودهایی که غیریت در آن نشان داده شده، حجاب است. چرا خداوند برای زنان دیگر حجاب را واجب نکرده است؟ بخاطر همین دیگریسازی. اساساً به نظر بنده حجاب ماهیتاً حکم سیاسی است. موضوع علم سیاست قدرت است. پس وقتی میگوییم حجاب سیاسی است باید حجاب را درنسبت با قدرت و حکومت توضیح دهیم.
من سؤال میکنم که چرا حجاب در جایی واجب شد که پیامبر در آن قدرت سیاسی گرفته است؟ اگر فقط فلسفۀ حجاب، شهوت و نگاه مرد و اینها بود که حکم حجاب میتوانست در مکه واجب شود. اینکه چرا این اتفاق در زمان دولت پیامبر افتاد یک جنبۀ سیاسی دارد و آن این است که این حکم کاملاً در برابر وضع زنان یهود و نصاری قرار میگیرد؛ یعنی پیامبر خواسته که زن مسلمان را که هم تحت قدرت دولت اسلام قرار دارد و هم با رفتار و حجاب خود قدرت دولت پیامبر را تثبیت میکند، از زنان دیگر متمایز کند. چرا که زنی که در ذیل قدرت اسلام است، باید کرامت، متانت و پوشش بیشتری داشته باشد تا زنی که ذمی است و خارج از قدرت پیامبر است.
حجاب به لحاظ لفظی به معنای مرز است. فقط مرز بین محرم و نامحرم ایجاد نمیکند بلکه بین محرمها هم مرزبندی ایجاد میکند. زن کافر و اهل کتاب هم محرمند ولی حجاب قرار است بین زن مسلمان و اینها هم مرزبندی ایجاد کند.
حالا آیا در جمهوری اسلامی حجاب باید باشد یا خیر؟ نه تنها باید باشد بلکه باید آن را سفت و سخت گرفت و از دست نداد. چون این زن دارد قدرت رسمی سیاسی اسلام را تقویت میکند و با زن غربی فاصله گذاری میکند. درحالیکه زن در غرب موضوع جنسی قرار گرفته است.
➕مطالعه متن کامل
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻 از فاطمهای که بود تا فاطمهای که امروز در بسیاری از هیأتها معرفی میشود
🔁#بازتاب_اندیشهها
یادداشت زینب تاجیک:
فاطمهای(س) که امروز در برخی هیأتها روایت میشود، فاصلهای جدی با آن حقیقت عظیم دارد. روایتهایی که حضرت را در چند واژه تکراری چون «در، دیوار، کوچه، مسمار و ترحم» خلاصه میکنند، تنها سایهای محدود از حقیقت اوست؛ فاطمه(س) نه نماد قعود بلکه نماد قیام و کنشگری آگاهانه است. همین روایتهای تقلیلگرا بود که آیتالله خامنهای سالها پیش نسبت به آن هشدار داد و فرمود:
«بُریده باد زبانی که اینگونه این بانوی مجاهد را معرفی کند.»
فاطمه(س) این مصائب را از سر احساسات شخصی تحمل نکرد؛ بلکه آنها را بهعنوان وظیفهای اجتماعی در نسبت با ولیّ زمانهاش پذیرفت. او در اوج لطافت زنانه، با بصیرت و مسئولیتپذیری سیاسی، در برابر انحراف ایستاد و همین ایستادگی، حقیقت هویت دینی او را شکل داد.
در همینجا تلاقی مهمی رخ میدهد: هویت زنانه در منطق دین، مانع کنشگری نیست؛ بلکه آن را تعمیق میکند. اگر روایت هیأتها نتواند پیوند میان زنبودن، دینداری و مسئولیت اجتماعی را نشان دهد، دختران ما الگوی جامع هویتی نخواهند یافت.
هیأتها فقط محل عاطفه نیستند؛ کانون هویتسازیاند.
اگر فاطمه(س) فقط با مصیبت روایت شود و نه با معرفت، کنشگری و دفاع آگاهانهاش از ولایت، نسل جدید تصویری ناقص از الگوهای زنانه شیعه دریافت میکند. هیأتها باید چهره حقیقی زنان برتر شیعه را معرفی کنند؛ زنانی که رنجها را تحمل کردند چون برای عدالت و ولایت و مسئولیت اجتماعی ایستادند.
در این صورت، فاطمه(س) برای دختران امروز نه یک سوگنامه، بلکه افق هویتی و الگوی مسئولیتپذیری دینی و اجتماعی خواهد بود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻 از کهتری تا برتری: نقد تداوم یک روایت تاریخی دربارهٔ زن
🔁#بازتاب_اندیشهها
یادداشت علی اصغر مصلح :
▫️ «مرد» به عنوان «آدمِ» غالب، در طول تاریخ بیش از هر چیز با احساسِ غلبه بر «زن» ارضا شده و شاید رایجترین صورت سلطه بر «دیگری» همان باشد که بر «زن» رفتهاست. ردِّ نگاه کهترانگار به زن را در همه آثار متفکران و حکیمان ایرانی-اسلامی میتوان یافت؛ از ابنسینا و ملاصدرا و سبزواری تا خاقانی و سعدی و مولوی.
▫️ گاه پردهٔ باورهای تاریخی چنان زمخت است که قرنها امکان تردید دربارهٔ یک موضوع را از آدمی میگیرد. اما هیچکدام از اینها «آدم» امروزی را ملزم به تداوم آنچه در جریان بوده، نمیکند.
▫️ در بین همه سنتهای فکری-فرهنگی و اعتقادیِ جاری در ایران تنها در بخشهایی از سنت عرفان اسلامی است که «زن» با چشمانی شستهتر دیدهشده، هر چند در همان آثار اندک به جا مانده، نشانهّهای کوچکانگاری «زن» دیده میشود.
▫️ عبدالرحمان جامی در کتاب نفحاتالانس بعد از روایت احوال اولیاء، فصلی را به زنان عارفِ واصل اختصاص دادهاست. جامی در ابتدای این فصل اقرار میکند که اگر بنا بود زنان نیز مانند مردان معرفی شوند، زنان بر مردان برتری داشتند. اما در همان اندک صفحاتی که به معرفی زنان عارف پرداخته، نشانههای تحقیر آشکار است؛ چنان که اغلبِ زنانِ معرفیشده نام کاملی ندارند و با عناوینی عام مانند: زنی ناشناس، زنی مصری، زنی اصفهانی، مادر محمد و مادر حِسان از آنان یاد شده است.
▫️ در مواریث فکری و فرهنگی ما البته برخی از بزرگان، «زن» را فارغتر از هنجارهای جاری دیدهاند. چنان که در اشعار فردوسی از فراست و داد و شجاعت زنان سخن رفتهاست. در بین بقیه مشاهیر جهان اسلام اندک استثنائات درخشان هم هست. محیالدین ابنعربی تنها متفکری است که فراتر از تنگناهای زمان، مقام زن و بلکه برتری او بر مرد را در شهود حق اعلام کرده و در ترجمان الاشواق شرحی ناب از نسبت “آدمِ زن" با حقیقت عرضه داشته.
▫️ در جهانی که توانِ ساختارشکنی و نظر به ارزشها و باورهای نهادهشده قوت گرفته، باید دیدگان را دائم از آنچه غالب بوده، شست. بی نظرِ به گذشته، آیندهای نیست. اما گذشته را باید با پاک کردن غبارهای دوران دید. برای داوری دربارهٔ «زن» امروز، البته باید سراغ مواریث فکر و فرهنگ خویش رفت، اما آنچه نیاز ضروری اکنون است، شکافتن تقریرات و روایات قالبخورده و هنجارشده، و پرسش از اسباب شکلگیری آنهاست.
▫️ زمان معاصر، زمان واسازی و بازسازی است. گذشته هرچه بوده، گذشته است. هیچ ملتی نباید در شرمندگی از گذشتهٔ خود بماند. چنان که در تحقیر و تنزیل زن، ملتهای اروپایی از ملتهای مسلمان پیش بودند و از آن فرارفتند. زمان معاصر زمان درک تمایزات و بهرهمندی از مزایای تمایزات است.
▫️در فرآیند بازشناسی «دیگری»، بازسازی نگاه به «زن» اهمیتی ویژه دارد. این بازسازی از دو سوی باید انجام شود. یکی نگاه مردان به «زن» است و دیگری نگاه زنان به «زن». مردان در گذشته با داشتن نسبت فرمانروایی در حوزهٔ عمومی، سلطه بر «زن» را به عنوان امری ذاتی و بلکه الهی تثبیت کردهاند. اما اکنون در فرآیندی از دگرگونی قرار گرفتهایم.
▫️ باید تعاملی گسترده به کمک همه عناصر فرهنگیِ سنتی و مدرن و معاصر آغاز کرد. آیندهٔ زندگی ایرانیان، از جمله نسبتی با نتیجه این تعامل دارد. باید با بازشناسی گذشته و هضم شرایط کنونی وارد تعاملاتی از جنسی دیگر با «دیگری» شد؛ همان که امروز به صورت دوگانههایی چون «زن» و «مرد» ظاهر شدهاست.
▫️ باید با درک تمایزات میان «زن» و «مرد» وارد تجارب نوی شویم و به چشماندازهای جدیدی برای این نسبت نائل آییم. نتیجهٔ این تجارب و تعامل، در همه مقولات از الهیات و اخلاق تا اقتصاد و سیاست ظاهر خواهد شد.
▫️زن ناقص است، همانطور که مرد ناقص است. کاستی باعث فروافتادن نمیشود. باید گشوده بود و گذشته را با مَحکِ تجارب اکنون ارزیابی کرد و نه اکنون را به محکمه گذشته برد. شرط اولِ ورود به موضوعاتی چنین خطیر، شستن چشمها و طورهای دیگر دیدن است.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻اهم نکات رهبر
چه نکاتی در بیانات رهبری با اقشار بانوان باید ویژهتر مورد توجه قرار بگیرد؟
به قلم جمعی از نویسندگان
ذهنی که مداوماً بیانات رهبر انقلاب را در دیدار با بانوان پیگیری و مطالعه کرده باشد و با مفاهیم و مباحث کلیدی ایشان در مسئلۀ زن آشنا باشد، تصدیق میکند که در بیانات اخیر با محتوای جدیدی روبهرو نبودیم، بلکه رهبری همان صحبتهای گذشتۀ خود را هم تعدماً دقیق نکردند. همین موضوع نشان میدهد ایشان با وضعیتسنجی از میزان تحقق راهبردهایشان در مسئلۀ زن، فضای ذهنی جامعه را هنوز آمادۀ برداشتن قدمهای بعدی ندیدند و تشخیص دادند که هنوز جامعه نیازمند تکرار نکات گذشته ولو به نحو کلیتر است؛ بهطوریکه خودشان در بخشهایی از بیانات به جدید نبودن آنها اشاره میکنند. متأسفانه آنچه از فضای عمومی در حال حاضر استشمام میشود، جدی نگرفتن نکات اساسی این دیدار و دلخوش بودنِ صرف به حواشی آن است. در همین راستا تحریریۀ اقلیما این رسالت را برعهدۀ خود دید که اهم نکات رهبر انقلاب را به چشم بیاورد و با توجه دادن به بیانات قبلی، صحبتها را دقیقتر کند یا امتداد عینی و اجتماعی این صحبتها را نشان بدهد. این مرورها را میخوانیم:
«ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالیترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همهٔ این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمیهایی است، چه ازسوی کسانی که دیندار اند امّا دین را نشناختهاند و همچنین ازسوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند.»
🔻برتریطلبی معنوی ممنوع!
زهرا ستاری فقیهی، سردبیر تارنمای اقلیما
رهبر انقلاب بدون اشارۀ مستقیم در این دیدار بر حقیقت پروژۀ الگوی سوم یعنی «تصویر عمومی از جنس زن» در جامعه ایستادند و هردو گفتمان شرقی و غربی را بهخاطر داشتن تصویر غیرمحترم و غیرمکرم از زن مذمت و نکوهش کردند. چه آن فرد دینداری که حقیقت دین، یعنی «ایمان» را نفهمیده و متوجه نیست که جنس زن بهسبب اینکه قلب مستعدتری دارد، شکلگیری ایمان و طی حرکت معنوی در او سریعتر و بهتر از مرد اتفاق میافتد و چه آن انسانِ غربیای که بهکل دین و حقایق معنوی و قلبانی را کنار گذاشته و زن را از امر معنوی تهی کرده است.
اما وجه اشتراک این دو نگاه غلط نسبت به زن چیست که رهبری آنها را یککاسه میکند؟
هردو زن را یک موجود جسمانی، دنیایی و از لشکر شیاطین تصویر میکنند که یکی برای حفظ خود از این تلۀ دنیایی به کنترل زن از طریق پوشش و محدودیتهای دیگر فرمان میدهد و دیگری زن را برای چشمنوازی و خوشایندی مرد به بازی میگیرد و با تبدیل او به وسیلهای برای هوسرانی، کرامتش را لگدمال میکند.
سال ۱۴۰۲ نیز رهبری در دیدار بانوان با مثال زدن از حضرت مریم و آسیه اذعان کردند که در زمینههای معنوی خداوند جنس زن را ترجیح داده است تا حس برتری طلبی مرد را که ناشی از جثۀ بزرگتر و صدای بمتر است، نفی کند.
در اینجا دیگر زن نیست که از راه تبعیت از مرد به خدا میرسد بلکه بالعکس، مرد باید یک زن را الگوی خود برای رسیدن به رشد و کمال معنوی قرار بدهد.
این زن است که بهخاطر قلبِ مستعد خود، حق را زودتر از مرد، از ولی الهی پذیرا میشود و با نفوذ عاطفی خود در مرد، واسطۀ فیض امر الهی به وجود مرد میشود.
به شهادت تاریخ میتوان گفت هرجا جنس زن در موضع ضعف و مهجوریت قرار گرفت، امر ولایت نیز در جامعه کمرنگ و تضعیف شد و هرجا زنان به میدان ورود کردند, انقلاب و امر ولایی را در جامعه احیاء کردند. علت اهمیت این نیروی عظیم ایمانی برای رهبران دینی همین پیوند ناگسستنی میان احیای امر زنانه و تقویت ولایت است.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag