eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
671 دنبال‌کننده
443 عکس
4 ویدیو
16 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
مجله اقلیـــــــــما
🔻ای پیامبر آیات حجاب سیاسی را بخوان! ادبیات قرآن چگونه به تکریم مضاعف زنان فرمان می‌دهد؟ روح‌الله شمسی کوشکی، پژوهشگر فقه سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه منظور از کرامت زن آزاد مسلمان این نیست که خداوند بیهوده پارتی‌بازی کرده باشد، بلکه خود زن در اینجا یک عاملیتی داشته و لیاقتی به واسطۀ کاری پیدا کرده است. آن شایستگی عبارت است از انتخاب اسلام. یعنی خداوند می‌خواهد بگوید برای من اینکه یک زن از روی اراده و آگاهی دین اسلام را انتخاب ‌کند و ذیل تعهد الهی قرار گیرد، خیلی متفاوت است با زن کنیزی که در جریان جنگ‌ها به غنیمت گرفته شده و به زور مسلمان شده است و با زن کافر یا اهل کتابی که این انتخاب را انجام نداده‌ و هنوز خود را به آن رشد عقلی و ارادی نرسانده است. همچنین با زن عشایر، چون از کسانی بودند که در سال‌های پایانی حکومت پیامبر(ص) مسلمان شده بودند و معمولاً نه از روی انتخاب بلکه از باب اینکه از منافع حکومت برخوردار باشند مسلمان می‌شدند، تازه متمدن شده و هنوز خیلی از ویژگی‌های تمدنی را نتوانسته بودند کسب کنند. درحالی‌که حجاب یک صفت تمدنی است و هنوز زن عشایر وسط جامعه نیست و اساساً فلسفۀ حجاب این است که زن چگونه در جامعه بیاید که کرامتش حفظ شود؟ می‌خواهم اهمیت انتخاب و ارادۀ زن مسلمان را پررنگ کنم. زن حرۀ مسلمان، با یک انتخاب آگاهانه، با مدنیت و یک ذهن پیشرفته، اسلام را انتخاب کرده در برابر تمام هزینه‌هایی که در مقابل این انتخاب به او تحمیل می‌شود، مقاومت کرده و متقابلاً اسلام هم حقوق و کرامت مضاعفی نسبت به سایر زنان برای او قائل شده است. سؤال این است که زنی که امروزه مسلمان است و مانند زنان صدر اسلام قبلاً کافر نبوده و چنین تصمیم پرهزینه‌ای نگرفته، خداوند چرا به او کرامت داده است؟ می‌خواهم بگویم آن تصمیم هزینه‌ساز و آن ارادۀ مستقل هنوز هم وجود دارد؛ اتفاقاً زنان امروزی، هر لحظه دارند انتخاب می‌کنند. قدرت رسانه‌ و فشار اجتماعی الان قابل مقایسه با صدر اسلام نیست. من معتقدم برای زن مسلمان امروز باید صد برابر بیشتر نسبت به صدر اسلام کرامت قائل شد. من در بحث‌های فقهی یک نظری دارم و معتقدم که موضوع زن، جزو موضوعاتی است که استحاله شده است؛ یعنی ما الان نمی‌توانیم لزوماً همه احکامی که برای زن مسلمان ۱۴۰۰ سال پیش وجود داشته را عیناً برای زن امروزی نیز داشته باشیم (نه به آن معنا که فمنیست‌های مسلمان و روشنفکرها می‌گویند). از بیش از صد سال پیش که به هردلیل زن مسلمان از مهجوریت تاریخی خود خارج شده است، این خروج یک تبعات مثبت و منفی داشته است که در موضوع زن در فقه اثر گذاشته است و ما اتفاقاً در احکام مرتبط با زن باید کرامت زن را بیشتر لحاظ کنیم و حقوق و آزادی‌های بیشتری به او بدهیم. یک کسی به من می‌گفت این همه می‌گویید احکام متناسب با زمان و مکان تغییر می‌کند پس چرا حجاب را ثابت نگه داشتید؟ چون کرامت زن الان بیشتر باید حفظ شود و حجاب هم چون یک حکمی است که به زن کرامت می‌دهد، باید بیشتر روی آن پافشاری شود. صریح باید بگوییم که دین اسلام می‌خواهد بین اقسام هویت‌های دینی زنان دیگری‌سازی کند و یک مرزبندی ایجاد کند. یکی از نمودهایی که غیریت در آن نشان داده شده، حجاب است. چرا خداوند برای زنان دیگر حجاب را واجب نکرده است؟ بخاطر همین دیگری‌سازی. اساساً به نظر بنده حجاب ماهیتاً حکم سیاسی است. موضوع علم سیاست قدرت است. پس وقتی می‌گوییم حجاب سیاسی است باید حجاب را درنسبت با قدرت و حکومت توضیح دهیم. من سؤال می‌کنم که چرا حجاب در جایی واجب شد که پیامبر در آن قدرت سیاسی گرفته است؟ اگر فقط فلسفۀ حجاب، شهوت و نگاه مرد و اینها بود که حکم حجاب می‌توانست در مکه واجب شود. اینکه چرا این اتفاق در زمان دولت پیامبر افتاد یک جنبۀ سیاسی دارد و آن این است که این حکم کاملاً در برابر وضع زنان یهود و نصاری قرار می‌گیرد؛ یعنی پیامبر خواسته که زن مسلمان را که هم تحت قدرت دولت اسلام قرار دارد و هم با رفتار و حجاب خود قدرت دولت پیامبر را تثبیت می‌کند، از زنان دیگر متمایز کند. چرا که زنی که در ذیل قدرت اسلام است، باید کرامت، متانت و پوشش بیشتری داشته باشد تا زنی که ذمی است و خارج از قدرت پیامبر است. حجاب به لحاظ لفظی به معنای مرز است. فقط مرز بین محرم و نامحرم ایجاد نمی‌کند بلکه بین محرم‌ها هم مرزبندی ایجاد می‌کند. زن کافر و اهل کتاب هم محرمند ولی حجاب قرار است بین زن مسلمان و اینها هم مرزبندی ایجاد کند. حالا آیا در جمهوری اسلامی حجاب باید باشد یا خیر؟ نه تنها باید باشد بلکه باید آن را سفت و سخت گرفت و از دست نداد. چون این زن دارد قدرت رسمی سیاسی اسلام را تقویت می‌کند و با زن غربی فاصله گذاری می‌کند. درحالی‌که زن در غرب موضوع جنسی قرار گرفته است. ➕مطالعه متن کامل 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 از فاطمه‌ای که بود تا فاطمه‌ای که امروز در بسیاری از هیأت‌ها معرفی می‌شود 🔁 یادداشت زینب تاجیک: فاطمه‌ای(س) که امروز در برخی هیأت‌ها روایت می‌شود، فاصله‌ای جدی با آن حقیقت عظیم دارد. روایت‌هایی که حضرت را در چند واژه تکراری چون «در، دیوار، کوچه، مسمار و ترحم» خلاصه می‌کنند، تنها سایه‌ای محدود از حقیقت اوست؛ فاطمه(س) نه نماد قعود بلکه نماد قیام و کنشگری آگاهانه است. همین روایت‌های تقلیل‌گرا بود که آیت‌الله خامنه‌ای سال‌ها پیش نسبت به آن هشدار داد و فرمود: «بُریده باد زبانی که این‌گونه این بانوی مجاهد را معرفی کند.» فاطمه(س) این مصائب را از سر احساسات شخصی تحمل نکرد؛ بلکه آن‌ها را به‌عنوان وظیفه‌ای اجتماعی در نسبت با ولیّ زمانه‌اش پذیرفت. او در اوج لطافت زنانه، با بصیرت و مسئولیت‌پذیری سیاسی، در برابر انحراف ایستاد و همین ایستادگی، حقیقت هویت دینی او را شکل داد. در همین‌جا تلاقی مهمی رخ می‌دهد: هویت زنانه در منطق دین، مانع کنشگری نیست؛ بلکه آن را تعمیق می‌کند. اگر روایت هیأت‌ها نتواند پیوند میان زن‌بودن، دینداری و مسئولیت اجتماعی را نشان دهد، دختران ما الگوی جامع هویتی نخواهند یافت. هیأت‌ها فقط محل عاطفه نیستند؛ کانون هویت‌سازی‌اند. اگر فاطمه(س) فقط با مصیبت روایت شود و نه با معرفت، کنشگری و دفاع آگاهانه‌اش از ولایت، نسل جدید تصویری ناقص از الگوهای زنانه شیعه دریافت می‌کند. هیأت‌ها باید چهره حقیقی زنان برتر شیعه را معرفی کنند؛ زنانی که رنج‌ها را تحمل کردند چون برای عدالت و ولایت و مسئولیت اجتماعی ایستادند. در این صورت، فاطمه(س) برای دختران امروز نه یک سوگ‌نامه، بلکه افق هویتی و الگوی مسئولیت‌پذیری دینی و اجتماعی خواهد بود. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 از کهتری تا برتری: نقد تداوم یک روایت تاریخی دربارهٔ زن 🔁 یادداشت علی اصغر مصلح : ▫️ «مرد» به عنوان «آدمِ» غالب، در طول تاریخ بیش از هر چیز با احساسِ غلبه بر «زن» ارضا شده‌ و شاید رایج‌ترین صورت سلطه‌ بر «دیگری» همان باشد که بر «زن» رفته‌است. ردِّ نگاه کهترانگار به زن را در همه آثار متفکران و حکیمان ایرانی-اسلامی می‌توان یافت؛ از ابن‌سینا و ملاصدرا و سبزواری تا خاقانی و سعدی و مولوی. ▫️ گاه پردهٔ باورهای تاریخی چنان زمخت است که قرن‌ها امکان تردید دربارهٔ یک موضوع را از آدمی می‌گیرد. اما هیچ‌کدام از اینها «آدم» امروزی را ملزم به تداوم آنچه در جریان بوده، نمی‌کند. ▫️ در بین همه سنت‌های فکری-فرهنگی و اعتقادیِ جاری در ایران تنها در بخش‌هایی از سنت عرفان اسلامی است که «زن» با چشمانی شسته‌تر دیده‌شده، هر چند در همان آثار اندک به جا مانده، نشانه‌ّهای کوچک‌انگاری «زن» دیده می‌شود. ▫️ عبدالرحمان جامی در کتاب نفحات‌الانس بعد از روایت احوال اولیاء، فصلی را به زنان عارفِ واصل اختصاص داده‌است. جامی در ابتدای این فصل اقرار می‌کند که اگر بنا بود زنان نیز مانند مردان معرفی شوند، زنان بر مردان برتری داشتند. اما در همان اندک صفحاتی که به معرفی زنان عارف پرداخته، نشانه‌های تحقیر آشکار است؛ چنان که اغلبِ زنانِ معرفی‌شده نام کاملی ندارند و با عناوینی عام مانند: زنی ناشناس، زنی مصری، زنی اصفهانی، مادر محمد و مادر حِسان از آنان یاد شده است. ▫️ در مواریث فکری و فرهنگی ما البته برخی از بزرگان، «زن» را فارغ‌تر از هنجارهای جاری دیده‌اند. چنان که در اشعار فردوسی از فراست و داد و شجاعت زنان سخن رفته‌است. در بین بقیه مشاهیر جهان اسلام اندک استثنائات درخشان هم هست. محی‌الدین ابن‌عربی تنها متفکری است که فراتر از تنگناهای زمان، مقام زن و بلکه برتری او بر مرد را در شهود حق اعلام کرده و در ترجمان الاشواق شرحی ناب از نسبت “آدمِ زن" با حقیقت عرضه داشته. ▫️ در جهانی که توانِ ساختارشکنی و نظر به ارزش‌ها و باورهای نهاده‌شده قوت گرفته، باید دیدگان را دائم از آنچه غالب بوده، شست. بی ‌نظرِ به گذشته، آینده‌ای نیست. اما گذشته را باید با پاک کردن غبارهای دوران دید. برای داوری دربارهٔ «زن» امروز، البته باید سراغ مواریث فکر و فرهنگ خویش رفت، اما آنچه نیاز ضروری اکنون است، شکافتن تقریرات و روایات قالب‌خورده و هنجارشده، و پرسش از اسباب شکل‌گیری آنهاست. ▫️ زمان معاصر، زمان واسازی و بازسازی است. گذشته هرچه بوده، گذشته است. هیچ ملتی نباید در شرمندگی از گذشتهٔ خود بماند. چنان که در تحقیر و تنزیل زن،‌ ملت‌های اروپایی از ملت‌های مسلمان پیش بودند و از آن فرارفتند. زمان معاصر زمان درک تمایزات و بهره‌مندی از مزایای تمایزات است. ▫️در فرآیند بازشناسی «دیگری»، بازسازی نگاه به «زن» اهمیتی ویژه دارد. این بازسازی از دو سوی باید انجام شود. یکی نگاه مردان به «زن» ‌است و دیگری نگاه زنان به «زن». مردان در گذشته با داشتن نسبت فرمانروایی در حوزهٔ عمومی، سلطه بر «زن» را به عنوان امری ذاتی و بلکه الهی تثبیت کرده‌اند. اما اکنون در فرآیندی از دگرگونی قرار گرفته‌ایم. ▫️ باید تعاملی گسترده به کمک همه عناصر فرهنگیِ سنتی و مدرن و معاصر آغاز کرد. آیندهٔ زندگی ایرانیان، از جمله نسبتی با نتیجه این تعامل دارد. باید با بازشناسی گذشته و هضم شرایط کنونی وارد تعاملاتی از جنسی دیگر با «دیگری» شد؛ همان که امروز به صورت دوگانه‌هایی چون «زن» و «مرد» ظاهر شده‌است. ▫️ باید با درک تمایزات میان «زن» و «مرد» وارد تجارب نوی شویم و به چشم‌اندازهای جدیدی برای این نسبت‌ نائل آییم. نتیجهٔ این تجارب و تعامل، در همه مقولات از الهیات و اخلاق تا اقتصاد و سیاست ظاهر خواهد شد. ▫️زن ناقص است،‌ همان‌طور که مرد ناقص است. کاستی باعث فروافتادن نمی‌شود. باید گشوده بود و گذشته را با مَحکِ تجارب اکنون ارزیابی کرد و نه اکنون را به محکمه گذشته برد. شرط اولِ ورود به موضوعاتی چنین خطیر، شستن چشم‌ها و طورهای دیگر دیدن است. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻اهم نکات رهبر چه نکاتی در بیانات رهبری با اقشار بانوان باید ویژه‌تر مورد توجه قرار بگیرد؟ به قلم جمعی از نویسندگان ذهنی که مداوماً بیانات رهبر انقلاب را در دیدار با بانوان پیگیری و مطالعه کرده باشد و با مفاهیم و مباحث کلیدی ایشان در مسئلۀ زن آشنا باشد، تصدیق می‌کند که در بیانات اخیر با محتوای جدیدی رو‌به‌رو نبودیم، بلکه رهبری همان صحبت‌های گذشتۀ خود را هم تعدماً دقیق نکردند. همین موضوع نشان می‌دهد ایشان با وضعیت‌سنجی از میزان تحقق راهبردهایشان در مسئلۀ زن، فضای ذهنی جامعه را هنوز آمادۀ برداشتن قدم‌های بعدی ندیدند و تشخیص دادند که هنوز جامعه نیازمند تکرار نکات گذشته ولو به نحو کلی‌تر است؛ به‌طوری‌که خودشان در بخش‌هایی از بیانات به جدید نبودن آنها اشاره می‌کنند. متأسفانه آنچه از فضای عمومی در حال حاضر استشمام می‌شود، جدی نگرفتن نکات اساسی این دیدار و دلخوش بودنِ صرف به حواشی آن است. در همین راستا تحریریۀ اقلیما این رسالت را برعهدۀ خود دید که اهم نکات رهبر انقلاب را به چشم بیاورد و با توجه دادن به بیانات قبلی، صحبت‌ها را دقیق‌تر کند یا امتداد عینی و اجتماعی این صحبت‌ها را نشان بدهد. این مرورها را می‌خوانیم:
«ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن وقتی‌ که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ٔ این نکات و این حرف‌ها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه ازسوی کسانی که دیندار اند امّا دین را نشناخته‌اند و همچنین ازسوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند.»  🔻برتری‌طلبی معنوی ممنوع! زهرا ستاری فقیهی، سردبیر تارنمای اقلیما رهبر انقلاب بدون اشارۀ مستقیم در این دیدار بر حقیقت پروژۀ الگوی سوم یعنی «تصویر عمومی از جنس زن» در جامعه ایستادند و هردو گفتمان‌ شرقی و غربی را به‌خاطر داشتن تصویر غیرمحترم و غیرمکرم از زن مذمت و نکوهش کردند. چه آن فرد دین‌داری که حقیقت دین، یعنی «ایمان» را نفهمیده و متوجه نیست که جنس زن به‌سبب اینکه قلب مستعدتری دارد، شکل‌گیری ایمان و طی حرکت معنوی در او سریع‌تر و بهتر از مرد اتفاق می‌افتد و چه آن انسانِ غربی‌ای که به‌کل دین و حقایق معنوی و قلبانی را کنار گذاشته‌ و زن را از امر معنوی تهی کرده است. اما وجه اشتراک این دو نگاه غلط نسبت به زن چیست که رهبری آنها را یک‌کاسه می‌کند؟ هردو زن را یک موجود جسمانی، دنیایی و از لشکر شیاطین تصویر می‌کنند که یکی برای حفظ خود از این تلۀ دنیایی به کنترل زن از طریق پوشش و محدودیت‌های دیگر فرمان می‌دهد و دیگری زن را برای چشم‌نوازی و خوشایندی مرد به بازی‌ می‌گیرد و با تبدیل او به وسیله‌ای برای هوس‌رانی، کرامتش را لگدمال می‌کند. سال ۱۴۰۲ نیز رهبری در دیدار بانوان با مثال زدن از حضرت مریم و آسیه اذعان کردند که در زمینه‌های معنوی خداوند جنس زن را ترجیح داده است تا حس برتری طلبی مرد را که ناشی از جثۀ بزرگ‌تر و صدای بم‌تر است، نفی کند. در اینجا دیگر زن نیست که از راه تبعیت از مرد به خدا می‌رسد بلکه بالعکس، مرد باید یک زن را الگوی خود برای رسیدن به رشد و کمال معنوی قرار بدهد. این زن است که به‌خاطر قلبِ مستعد خود، حق را زودتر از مرد، از ولی‌ الهی پذیرا می‌شود و با نفوذ عاطفی خود در مرد، واسطۀ فیض امر الهی به وجود مرد می‌شود. به شهادت تاریخ می‌توان گفت هرجا جنس زن در موضع ضعف و مهجوریت قرار گرفت، امر ولایت نیز در جامعه کمرنگ و تضعیف شد و هرجا زنان به میدان ورود کردند, انقلاب و امر ولایی را در جامعه احیاء کردند. علت اهمیت این نیروی عظیم ایمانی برای رهبران دینی همین پیوند ناگسستنی میان احیای امر زنانه و تقویت ولایت است. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
«حقِ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ٔ یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمی‌زند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به‌این‌صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به‌هرصورت.» 🔻به در گفتیم تا دیوار بشنود! رها پارسا، پژوهشگر مطالعات جنسیت در بیانات روز گذشته‌، رهبری صریحاً به دو محور ارزش و حقوقِ زن در جامعه و خانواده پرداختند و پس‌از تصریح به شأن و منزلت زنان، در بحث حقوق بانوان، اولین نکته‌ٔ ایشان محبت و احترام به زن در خانه بود. آن بخش از‌ بیانات که به‌عنوان تنها نکته‌ٔ اصلی و پررنگ‌ از نکات ایشان در رسانه‌ها بازتاب داده شد. درحالی‌که ایشان پس از اشاره‌‌ای کوتاه به این حق به دومین حق مهم و بزرگ زنان در خانه یعنی «عدم خشونت» پرداختند. حقی که به‌صورت مشخص توسط نهاد قانون‌گذار مستلزم پیگیری است و به‌عنوان یکی از تکالیف او در تکریم و پاسداری از حقوق بانوان شناخته می‌شود. اما مجلس شورای اسلامی همزمان با برگزاری این دیدار، به تصویب یک‌جانبه‌ٔ قانون جدید مهریه پرداخت، درحالی‌که هنوز پرونده‌ٔ لایحه‌ٔ منع خشونت زنان روی میز مجلس باز است و همچنان پیگیری‌های لازم و جدی برای تصویب آن انجام داده نمی‌شود! باوجود‌آنکه در بیانات رهبری بارها و بارها رویه‌ٔ غلط ساختاری، فرهنگی و اجتماعی جهان غرب در نسبت با زنان یادآوری کرده‌اند و هتک کرامت و پایمالی حقوق زن را جهت مثال تذکر می‌دهند، ایشان تصریح کردند که چه به لحاظ وضعیت فرهنگی و چه حتی به لحاظ رسانه‌ای باید مراقب بود که دست‌فرمان غرب در نابودی جایگاه و ارزش زن را پیش‌ نگیریم و در جامعه رواج ندهیم؛ نگاه و نظریه‌ٔ اسلام را به‌ درستی اجرایی و در بطن جامعه عملی کنیم و باعث گسترش آن در شویم. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
«اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست می‌کنند؛ می‌گویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّت‌ها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمی‌ماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، می‌تواند در همه‌ٔ عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد.» 🔻باند تبهکار غربی، مدعی نجات زن! مهلا تکلو، پژوهشگر مطالعات جنسیت در تجربهٔ استعمار فرانسه در الجزایر، «کشف حجاب» نقطهٔ آغاز پروژهٔ استعماری بود. استعمارگران برای پیشبرد طرح امپریالیستی خود باید بنیان‌های فرهنگی و ظرفیت مقاومت جامعه را هدف می‌گرفتند. به همین دلیل، زنان مسلمان و به‌ویژه حجاب آنان در کانون حمله قرار گرفت، زیرا حجاب نه‌تنها نشانه تمایز فرهنگی، بلکه منبعی برای عزت‌نفس و هویت جمعی زنان مسلمان محسوب می‌شد. عطیه لطیف تأکید می‌کند که برای ایجاد یک اقدام استعماری مؤثر، استعمارگران باید رابطه سلطه را «موجه» جلوه دهند؛ به همین دلیل، «شرق» را اختراع کردند: دیگریِ وحشی، بدوی و فروتر که به‌ظاهر نیازمند تسلط غربی‌ها بود. ازاین‌رو، استعمار صرفاً اشغال سرزمین نبود، بلکه نبردی روانی با هدف بازسازی ذهنیت و هویت مردم تحت سلطه بود که در مرکز این نبرد، زنان قرار داشتند. در دیگر کشورهای مسلمان از جمله ایران، تلاش برای ازمیان‌بردن پوشش زنان یکی از ابزارهای اصلی این نبرد امپریالیستی شد؛ تلاشی که در زمانهٔ ما نیز با روایت‌های جدید و در قالب گفتمان «نجات زنان مسلمان» ادامه یافته است. در خلق روایت زن مسلمان درمانده، حجاب همچنان به‌مثابهٔ نماد عقب‌ماندگی یا نشانه‌ای از روابط پدرسالارانه معرفی می‌شود تا سلطه فرهنگی غرب توجیه شود. بااین‌حال، واقعیت جوامع مسلمان داستان دیگری روایت می‌کند. زنان مسلمان در تجربه تاریخی و معاصر، ظرفیت، توان و انگیزه لازم را برای پیشرفت و نقش‌آفرینی دارند و می‌توانند درعین وفاداری به باورهای دینی خود، مسیر توانمندسازی را طی کنند. این زنان، برخلاف روایت‌های استعماری، نه نیازمند «نجات» غربی‌اند و نه پیشرفت را در گسست از هویت و پوشش خود می‌بینند. تمایل به تأیید گرفتن از غرب، نشان‌دهنده‌ٔ حقارت درونی‌شده‌ای است که باید برچیده شود. زنان مسلمان برای به دست گرفتن قدرت خود به تأیید یا اجازه‌ٔ کسی نیاز ندارند. این در ذات ما است و در رگ‌های ما جریان دارد‌. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
«در نگاه اسلام زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی اند؛ کاملاً متعادل با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی این خصوصیات با هم تفاوت دارند.» 🔻زوجیت، خودش برابری را تجویز می‌کند! حمیده عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی در ابتدا باید گفت که اصل «زوجیت» یک قانون عام در نظام خلقت در اندیشه قرآنی رهبری است؛ خداوند می فرماید: « وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) از هر چیزی دو گونه آفریدیم، باشد که شما متذکر شوید. ذاریات، (۴۹) براساس همین اصل ایشان توضیح می‌دهند که زن و مرد بر مبنای یک قانون الهی در کنار هم به صورت هم شأن و هم تراز تعریف می‌شوند؛ قانونی که بر تعادل، توازن و مکمل بودن این دو بنا شده است. به بیان دیگر زوجیت فقط به معنای وجود دو جنس متفاوت نیست، بلکه به معنای هماهنگی و هم‌افزایی میان دو عنصر برابر و البته متفاوت است؛ اینکه هرکدام بخشی از یک کل بزرگ‌تر به نام انسانیت‌اند. از این رو زن و مرد در استعدادهای اصیل انسانی با یکدیگر اشتراک دارند و تفاوت‌های زن و مرد تنها در کارکردها و عملکردها نمود پیدا می‌کند. یعنی تفاوت‌هایی که باعث میشود هر جنس قابلیت‌های خاص خود را داشته باشد؛ اما مقاصد کلی سلوک و رشد، تعالی و کسب تقرب الهی برای هر دو جنس یکسان است. اگر مرد مختار و مکلف خلق شده زن هم مختار و مکلف است. هر دو از یک ظرفیت بنیادین برای رشد معنوی بهره‌مندند و هر دو می‌توانند در مقام انسانی به مراتب والا دست یابند. هنگامی که از تعادل میان زن و مرد سخن گفته می‌شود، منظور تنها توزیع وظایف یا تفاوت های نقش آفرینی نیست، بلکه اشاره به این حقیقت است که در مقیاس انسانیت، هر دو در یک سطح قرار دارند. تمایزهای موجود نه موجب برتری یکی بر دیگری می‌شود و نه باعث کاهش شأن انسانی هر کدام این تمایزات، تنها شکل بروز و تجلی ویژگی‌های مشترک انسانی را متفاوت می‌کند؛ به گونه‌ای که زن و مرد هر دو از ساختار روحی و نفسی و جسمی مشابه برخوردارند اما نحوه ظهور و عمل این ساختار در عرصه‌های گوناگون می‌تواند متفاوت باشد. چنین نگاهی زن و مرد را دو گونه متعادل و مکمل می‌بیند؛ دو جلوۀ متفاوت از یک حقیقت انسانی که هم زمان در کنار تفاوت‌های طبیعی شان بر محور مشترک انسانیت حرکت می‌کنند. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
«در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور.» 🔻عدالت؟ شاید بعداً فاطمه سادات سجادی، پژوهشگر مطالعات جنسیت برای تحقق یک جامعه عادلانه، ضروریست تا نهادها و سازوکارهای اجتماعی بر مبنای عدالت و رعایت حقوق انسانی تدبیر شوند. تجربهٔ اجتماعی غرب، تجربهٔ بی‌عدالتی محض در ساختارهای حکومتی، فرهنگی و خانوادگی است و زن در این سازوکار با متاثر شدن از بی‌عدالتی سیستماتیک غربی، علی‌رغم کوشش‌های فراوان نیز بدون بهره برابر با مرد، دچار بی‌توجهی و نارس‌بودگی است. درصورتی‌که زن دارای ارزش برابری با مرد نباشد، جامعهٔ شکل گرفته بر مبنای این تعارض و نابرابری فاحش، جامعه‌ای ناعادلانه و نامتعادل خواهد بود‌. زن و مرد به‌عنوان دو عنصر متعادل انسانی، هردو برای ادامه زندگی، تداوم نسل بشری و دستیابی به پیشرفت‌های تمدنی دارای وظیفه و نقش اند و حضور آنها محترم شمرده شده است. لذا ضروری است بستر ایفای وظیفهٔ خاص هردوی آنان نیز به عادلانه‌ترین شکل ممکن فراهم شود. در همین راستا، بسط و گسترش مصادیق عدالت اجتماعی و انطباق طرح‌های مختلف مدیریتی در تمام ساحات اجتماع با مبانی اصلی عدالت، از اهمیت برخوردار خواهد بود. از مهمترین مصادیق عدالت اجتماعی، انتفاع زن از ارزش‌گذاری برابر با مردان است. زنان در جوامع غیرمتعادل غربی، علی‌رغم حضور در مناصب مشابه و صرف وقت و تلاش‌های بعضاً بیشتر و شدیدتری برای کسب جایگاه‌های موثر اجتماع، از دستمزد پایین‌تر و امتیازات کمتری از مردان برخوردارند. این وضعیت نابرابر، لزوماً به حالت بی‌عدالتی محض رسیده و بنای اجتماع را متزلزل خواهد کرد. حال آنکه باید هردوی این عناصر متعادل انسانی از ارزش و احترام برابری برخوردار باشند. درصورتی‌که زنان دارای ارزش برابری با مردان باشند و کار و تلاش آنان محترم شمرده شود، جامعه یک قدم به تحقق عدالت نزدیکتر خواهد شد. بیمه‌های خاص، در نظر گرفتن مرخصی‌های ویژه و توجه به امتیازات حکومتی برای زنان، می‌تواند بستری را فراهم آورد که نهایت آن، به عدالت در عرصهٔ اجتماع منجر شود. نمود عدالت در دو ساحت خانواده و اجتماع بدین معناست که صرف‌نظر کردن از هرکدام از اینها، ما را از تحقق ارزش جهان‌شمول عدالت باز می‌دارد؛ اگر رفتار با زن در خانواده چیزی غیر از رفتار عادلانه باشد، پای عدالت اجتماعی لنگ می‌زند و اگر سازوکارهای اجتماعی مبتنی بر عدالت پی‌ریزی نشوند، رکن خانوادهٔ عادلانه محقق نخواهد شد. ضامن اجرای رفتار عادلانه در خانواده، در درجهٔ اول دولت، حکومت و نهایتاً آحاد مردم هستند. این مهم، لزوم تدبیر حکومت نسبت به صیانتِ از عدالت در خانه را پیش چشم واضح می‌کند؛ عدالت در خانه محقق نمی‌شود، مگر آنکه حکومت با تعیین سازوکارهای حمایتی و ایجاد موانع بر سر راه ظلم، برای حمایت و پاسداری از اولین حق زن یعنی حق برخورداری از عدالتِ رفتاری در خانواده، قیام کند. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
«پوشش... از آن محدودیّت‌هایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن. مسئلۀ پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند. خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است[ که من فقط یک اشاره‌ای کردم]؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است.» 🔻معنای ناشناختۀ حجاب هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر الگوی سوم برخلاف نگاه تقلیل‌گرایانه‌ای که فلسفۀ حجاب را صرفاً به مسئله پوشش و کنترل امور جنسی فرومی‌کاهد و تکلیف آن را عمدتاً متوجه زنان می‌داند، در منطق ارائه‌شده، حجاب صرفاً یک پوشش نیست، بلکه مرز و حریمی میان زن و مرد است. این حریم، با خاستگاهی کاملاً منطقی و مبتنی بر تفاوت‌های جنسیتی، در واقع مانعی در برابر غلبه نیروی مردانه بر زنان ایجاد می‌کند؛ غلبه‌ای که در نهایت زن را به «شیء» یا «جنس دوم» تبدیل می‌سازد. از این منظر، حجاب عاملی برای مهار یک عامل خطرناک است، اما این خطر صرفاً به فسادهای جنسیِ فردی فروکاسته نمی‌شود. در نگاهی کلان‌تر، عملِ خطرزای اصلی، برهم‌خوردن تساوی و تعادل میان زن و مرد در عرصه‌های مختلف اجتماعی و انسانی است. این تعادل، همان عاملی است که حرکت تاریخی و تمدنی فرد و جامعه را پیش می‌برد. بنابراین، رعایت نکردن این «مرز فطری» (حجاب)، با مختل کردن آن تعادل بنیادین، به عنوان عاملی برای انحطاط جوامع و تمدن‌ها قلمداد می‌شود. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از رادیو اقلیما
📻 قسمت هشتم: |دیدارهای نادیده| چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانون‌گذار هر روز بیشتر می‌شود؟ با صدای فاطمه بهرامی زهرا ستاری فقیهی کست‌باکس | ایتا @radio_eqlima 🎧