🔻راهبرد سوگ؛ از تلّ زینبیه تا حافظه تاریخی شیعه
حجت الاسلام سید محمد شاهابراهیمی
🔹️ #گزارش_متنی_صوت
در روایتهای دینی آمده است که فرعون هنگامی که آگاه شد حضرت موسی همراه گروهی از مردم از جمله زنان و کودکان،شهر را ترک کرده و به سوی سرزمینی دیگر در حرکت است با همه توان و تجهیزات خود به تعقیب آنان پرداخت. اما در این میان تقدیر الهی به گونهای رقم خورد که همان ابزار قدرت به عامل نابودی او تبدیل شد. حضرت موسی از رود گذشت اما فرعون با سپاه و سلاحهای خود در آب گرفتار شد و نتوانست خود را نجات دهد. گویی سنتی الهی در کار است که گاه از نقاط قوت دشمن، نقطه ضعف میسازد و همان ابزار قدرت را به زمینه شکست تبدیل میکند.
در تاریخ شیعه نیز بارها با مسئله شهادت روبهرو شدهایم و در طول بیش از هزار سال قدرت خون و شهادت را تجربه کردهایم. در این نگاه، شهادت نه صرفاً یک حادثه تلخ بلکه میتواند به رمز پیروزی تبدیل شود. از همین رو، در مواجهه با دشمن باید راهبرد او را شناخت و دید در برابر آن چه میتوان کرد.
یکی از راهبردهای تاریخی در چنین موقعیتهایی سوگ و عزاست، بهویژه هنگامی که طرف مقابل در حال شادی و هلهله است. نمونه برجسته آن را میتوان در رفتار حضرت زینب(س) در واقعه عاشورا و پس از آن
مشاهده کرد. هنگامی که در بلندی تل زینبیه میایستاد و با مویه و مرثیه از مصیبتها سخن میگفت، این سوگواری صرفاً بیان اندوه نبود بلکه نوعی سوگواری حماسی بود. سوگی که در برابر شادی و قساوت دشمن قرار میگرفت.
در این روایتها آمده است که حضرت زینب(س) با معنویت و قدرت کلام خود حتی دلهایی از سپاه مقابل را متأثر میکرد و گاه اشک را بر چشمان آنان جاری میساخت. او در سخنان خود هم از فضائل اهلبیت(ع) سخن میگفت و هم مظلومیت آنان را روایت میکرد. از تشنگی و رنجها یاد میکرد و با بیان دردها و مصیبتها احساسات مردم را برمیانگیخت. در این شیوه مظلومیت به نیرویی برای جذب دلها و ایجاد همدلی تبدیل میشود و میتواند به عاملی برای پیوند و همبستگی میان مردم بدل گردد.
از این منظر سوگواری همیشه در تقابل با کنش و مقاومت قرار نمیگیرد. گاه سوگ خود به نیرویی تبدیل میشود که احساسات جمعی را برمیانگیزد و زمینه واکنشهای بزرگتر را فراهم میکند. به تعبیر دیگر اشک میتواند راز خون باشد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️سنگربانان انقلاب اسلامی
شما زنهاى ما باید بدانید که امروز شما سنگربان ارزشهاى اسلامى هستید در مقابل وضع جاهلى دنیاى غرب؛ شما هستید که از این حصار مستحکم فرهنگ اسلامى دارید محافظت میکنید. زن باید پرورش اسلامى پیدا بکند؛ در علم، در فرهنگ، در سیاست و در همهچیز؛ در میدانهاى اجتماعى و اقتصادى و سیاسى و همهجا برود و پیشتاز باشد، امّا در مسائل شهوانى و جنسى، ملعبهى دست این و آن نشود؛ این حرف ما است. ۱۳۷۰/۰۸/۲۲
#بیانات_رهبر_شهید
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
3086759468803759875_27607163424415.oga
زمان:
حجم:
977.9K
🔻 #صوت | زن و خیابان
بخش هشتم : روح عاطفی در شهر
🎙اکبر شهبازی،دانشجو دکتری دانش اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
مادرانگی خیابان را باید یک جهان اجتماعی با مؤلفههای خاص خود دید؛ عنصری که ما در خیابانهای الان داریم میبینیم و مطابق عقلانیتابزاری و سودمحور نیست بلکه کنش عاطفی و معطوف به محبت است، اینها عناصر مادرانۀ شهر است..
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻از سوگ تا حماسه؛نقش الگوهای زنانه در فرهنگ ایرانی
دکتر میثم مهدیار عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
🔹️#گزارش_متنی_صوت
در تجربه اجتماعی ایران، بارها دیده میشود که زنان داغ را تنها به عنوان اندوهی شخصی تجربه نمیکنند بلکه آن را به نوعی سوگ حماسی تبدیل میکنند. زنانی در سنین مختلف چه داغدیده و چه داغندیده، در میدان حضور دارند و گفتار و رفتار آنان رنگ و بوی حماسه دارد. فرهنگی که در دل خود سوگ حماسی را حمل میکند، در بخش مهمی از تجربه تاریخی جامعه ایران از دل زنان ایرانی برآمده است.
شجاعت و دلاوری زن ایرانی حتی در شرایطی چون بمباران که در میان خطر نیز شعار «اللهاکبر» سر میدهد نمونهای قابل توجه از این روحیه است. برای فهم چرایی دستیابی زن ایرانی به چنین درجهای از پایداری و حماسه، میتوان به الگووارههای زنانه در تاریخ و فرهنگ ایرانی اشاره کرد.الگوهایی که در ناخودآگاه تاریخی جامعه رسوب کردهاند. بسیاری از الگووارههای ما در حوزههای دین، سیاست و فرهنگ طی قرون متمادی تداوم یافته و در هسته تاریخی جامعه ایرانی نفوذ کردهاند و در لحظههای بحرانی، خود را در رفتار و کنش اجتماعی آشکار میکنند.
زن ایرانی در بسیاری از موقعیتها بر پایه همین سنتهای اسطورهای و ادبی عمل میکند. در ادبیات حماسی ما نمونههایی چون رودابه را میبینیم که با سخنوری و تدبیر خود بر اطرافیان تأثیر میگذارد، یا فرنگیس در شاهنامه که همسر سیاوش و مادر کیخسرو است و با وفاداری و استواری، پادشاه آینده ایران را از گزند حوادث حفظ میکند. این نمونهها را میتوان از جمله الگووارههای ماندگار ادبی و فرهنگی دانست که در طول زمان در حافظه تاریخی جامعه انباشته شدهاند و در بزنگاههای اجتماعی و تاریخی مجال بروز پیدا میکنند.
در کنار این سنتهای اسطورهای و ادبی، یکی از مهمترین الگووارههای فرهنگی در جامعه ایرانی شخصیت حضرت زینب(س) است. هر ساله در آیینهای عاشورایی، یاد حماسهآفرینی حضرت زینب(س) در واقعه عاشورا و پس از آن زنده میشود و این شخصیت در ذهن و زبان جامعه ایرانی حضوری ماندگار دارد. جمله مشهور ایشان، «ما رأیتُ إلا جمیلاً»، در حالی بیان شد که ایشان داغ از دست دادن هجده تن از عزیزان خود را بر دل داشتند. همین جمله به یکی از ماندگارترین گزارههای حماسی و زیباشناختی در فرهنگ دینی و تاریخی ما تبدیل شده است. گزارهای که نشان میدهد چگونه میتوان سوگ را در افق معنا و زیبایی به حماسه تبدیل کرد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
-707349013995118846_32272961910291.oga
زمان:
حجم:
2.4M
🔻#صوت | زن و خیابان
بخش نهم : خلق مناسک در خیابان
🎙اکبر شهبازی،دانشجو دکتری دانش اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در سالهای اخیر، توسط برخی از اصحاب علوم اجتماعی تلاش شده تا مناسک خصوصا دینی و آئینی به شکل جدی نقد شود؛ اما صورت کلی این جریان مناسکستیز، هل دادن آن جامعه به سمت انزوای جمعی است. در این فرصت، باید مناسک را زنده کرد و برای خیابان در این ایام مناسک خلق کرد و از ادبیات فربهی مناسک نترسید. دورکیم اساسا اصل وجود جامعه و دین را محصول وجود مناسک میداند..
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
💢شمارۀ دوم ویژهنامه «اساس ملت» منتشر شد زن معاصر و دنیای نوفرعونیان مطالعهٔ اسرائیل از دریچهٔ جن
🔻سخن سردبیر
یکتنه بحران میآفریند
هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر
🔹️#گزیده_ویژهنامه
احصاء ویژگیهای کلی تمدن غربی با توجه به تعریف درست از جنسیت زنانه و مردانه، هویدای ماهیت وجودی آن است. این تمدن که کمتر با نفس زنانه سازگار و بیشتر برخاسته از ویژگیها و معناهای مردانه پدید آمده است؛ تمدنی که به حق در بیانات رهبری تمدنی مردسالار توصیف شده است. اسرائیل خصوصاً پس از طوفان الاقصی به عنوان چهرۀ آشکار و عریان و البته رادیکال شدۀ تمدن غربی از این منظر به شکل ویژهای قابل مطالعه است.
در این میانه، شخصیت زن اسرائیلی- اگرچه هویتی پیچیده، چندپاره و متکثر دارد اما در یک قضاوت ابتدایی و در مجموع- در ذیل این اراده و فهم مردانه هویتیابی و کنشگری میکند. به عبارتی بر اساس دو مقدمه قبلی - ۱.غلبه هویت مردسالار غربی در غرب و ۲. اسرائیل به مثابه صورت حاد و آشکار تمدن غرب باید انتظار داشت زن اسرائیلی، شدیدترین نحو و البته پیچیدهترین انواع غلبۀ اراده مرد غربی را تجربه میکند. بررسی این رابطه نشان میدهد که زن در این نظم نه به عنوان موجودی مستقل و معنوی (حسب فطرت و خلقت زن در دستگاه اسلامی)، بلکه عمدتاً در دو نقش از پیش تعیین شده انتخاب میکند: یا به عنوان کالای جنسی، ابزار لذت و بازتولید ملت در پروژۀ مصرف و ابتذال یا به عنوان سرباز و ابزار خشونت در پروژۀ جنگ و سلطه.
البته میشود از بازتولید هویتهای شبه شرقی و متحجرانه نیز در برخی گروههای زنانه اسرائیلی نیز بحث کرد.
آنچه در تحقیقات این ویژهنامه حاصل شد نشان میدهد که نمودهای زنانگی در اسرائیل، تنها تشابهاتی ظاهری است که از معنا و ارادۀ اصیل زنانه تهی شده و مردوارگی به معنای وسیع کلمه جایگزین آن گشته است. این مفهوم که از بیانات رهبری اقتباس شده، اشاره دارد به شرایطی که در آن کارهای مردانه و ناسازگار بافکر جسم و روحیه زنانه بر زن تحمیل میشود.
در نگاهی سطحی، مردوارگی صرفاً به مشاغل سخت و رفتارهای خشن مردانه تعبیر میشود، اما معیار اصلی و شابلون حقیقی آن سلب استقلال و اراده از زن و به خدمت گرفتن تمامی ظرفیتهای او در مسیری بیگانه با سرشت و کرامت انسانیاش است. پیامد چنین نظم جنسيتي نامتعادلی، بحرانی عمیق است. بحرانی که رهبر شهید انقلاب اسلامی از آن به عنوان بحران زن و معادل «بحران معنویت» و «بحران انسانیت» نام بردهاند.
➕دانلود فایل شماره دوم ویژهنامه اساس ملت
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻گرفتار در افق زمین
مروری بر کتاب جنسیت و مقاومت در سرزمین منازعه
حسامالدین شهرابی فراهانی، دکتری فلسفه غرب و پژوهشگر فلسفه و حکمت اسلامی
🔹️#گزیده_ویژهنامه
در بخش مربوط به زنان اسرائیلی، نویسنده مسیر مشابه، اما با زمینهای متفاوت را دنبال میکند. جامعۀ اسرائیل از بدو شکلگیری، خود را نظامی و امنیتمحور تعریف کرده است. زنان از ابتدای خدمت سربازی گرفته تا نقشهای سیاسی، همواره در سایۀ الگوی «مردِ سرباز» تعریف شدهاند؛ بااینحال، دههٔ ۱۹۸۰ نقطۀ عطفی بود: حمله به لبنان و اشغال طولانی آن، نسلی از زنان را برانگیخت تا علیه جنگ و اشغال به پا خیزند. از دل همین فضا، جنبشهایی چون «زنان سیاهپوش» (Women in Black) پدید آمد که هر هفته در میدانهای شهر، در سکوت و با لباس سیاه، پلاکاردهایی علیه اشغال در دست میگرفتند.
شارونی این کنشها را «بدنهای مقاوم» مینامد؛ بدنهایی که در برابر زبان مردانۀ قدرت، با سکوت و حضور ایستاده پاسخ میدهند؛ اما نویسنده در عین ستایش این جنبشها، منتقد نگاه محدود آنها نیز است. بیشتر زنان اسرائیلی صلحطلب از طبقۀ متوسط و تحصیلکردهاند و کمتر با رنج و واقعیت زندگی فلسطینیان تماس مستقیم دارند؛ به همین دلیل، جنبش صلح زنانه در اسرائیل همواره میان «اعتراض اخلاقی» و «درک ساختاری از ستم» در نوسان مانده است.
یکی از فصلهای مهم کتاب به روابط میان زنان فلسطینی و اسرائیلی اختصاص دارد. نویسنده باظرافت نشان میدهد که ایدۀ «همبستگی زنان» جذاب است، اما در عمل با موانع جدی مواجه میشود: اختلاف در زبان، در آزادی حرکت، در شرایط حقوقی و در خود مفهوم عدالت.
برای زن فلسطینی که در اشغال زندگی میکند، «صلح» بدون پایان اشغال معنایی ندارد. برای زن اسرائیلی، «صلح» اغلب به معنای کاهش خشونت و امنیت برای خانوادهاش است. شارونی از این تفاوت بهعنوان «شکاف تجربهای» یاد میکند که تنها با گفتوگو و شجاعت در مواجهه باقدرت میتوان بر آن غلبه کرد؛ به همین دلیل، او مخالف نگاه رمانتیک به «خواهرانگی جهانی» است و معتقد است ائتلاف واقعی بدون درک نابرابری ساختاری ممکن نیست.
➕دانلود فایل شماره دوم ویژهنامه اساس ملت
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻نقشهای کلیدی زنان در جنگ رمضان
دکتر سارا طالبی، استاد حوزه و دانشگاه
🔸️#یادداشت_اختصاصی
جنگ اخیر، نمادی از بعثت امت اسلامی در پی هجوم به هویت الهی ملت ایران بود. زنان در این بعثت، به عنوان فرصتی علیه طاغوت، باید رشد کنند و رشد دهند.
در این تربیت اجتماعی و تطور مردم در قیام لله، زنان نقش های مهمی را ایفا می کنند:
🔹الهامبخشی و تقویت روحیه: زنان اغلب بهعنوان نمادهای مقاومت، فداکاری و امید در جامعه عمل کردهاند. داستانها و اعمال آنها، چه در جبهههای نبرد و چه در پشت خطوط مقدم، میتوانسته الهامبخش مردان برای ادامه مبارزه و حفظ امید در شرایط سخت باشد. آنها با حفظ ارزشها و یادآوری آنچه برای دفاع از آن مبارزه میکنند، به تقویت عواطف اجتماعی مانند وطنپرستی و همبستگی کمک کردهاند.
🔹بسیج عمومی و حمایت از مبارزان: زنان در سازماندهی حمایتهای مردمی، جمعآوری کمکهای مالی و تدارکاتی، پرستاری از مجروحان و پشتیبانی از خانوادههای رزمندگان نقش فعالی داشتهاند. این فعالیتها نهتنها بار لجستیکی جنگ را کاهش میداده، بلکه به مردم احساس مشارکت و مسئولیتپذیری در قبال تلاشهای جنگی را میداده است.
🔹حفظ انسجام اجتماعی و فرهنگی: در کنار مسئولیت نظامی مردان، زنان مسئولیت حفظ ساختار خانواده، تقویت فرزندان و انتقال ارزشهای فرهنگی و ملی، تمرکز دارند. این امر به جلوگیری از فروپاشی اجتماعی و حفظ هویت ملی در دوران بحران کمک شایانی میکرده است.
🔹مشارکت مستقیم در مقاومت: در بسیاری از موارد، زنان خود مستقیماً در فعالیتهای مقاومت، از جمله جاسوسی، پیامرسانی، و حتی شرکت در نبردهای چریکی یا دفاع از سرزمین خود نقش داشتهاند. شجاعت آنها در چنین شرایطی، الگویی قدرتمند برای دیگران بوده است. زنان بسیاری از نقاط مهم در گرمابخشی و انگیزه دهی به مردان و حفظ ستون فقرات جامعه را برعهده دارد.
🔹ارتقای شجاعت و عواطف اجتماعی:
زنان با نشان دادن استقامت، فداکاری و شجاعت در مواجهه با سختیها، به ارتقای سطح کلی شجاعت در جامعه کمک کردهاند. آنها با رجز خوانی، اقتدار معنوی را تقویت نمودهاند. درک این نقشها برای ارزیابی جامعتر تاریخ جنگها و اهمیت مشارکت همه اقشار جامعه ضروری است.
🔹 الگوآفرینی برای اقتدار و ایثار: تجربه بیان میکند که زنان بیش از نقشهای تکراری (مانند پرستاری، پشتیبانی، یا حفظ خانواده) ، بلکه در سطح کلانتر، در فرآیندهای تصمیمگیری که سرنوشت جامعه را تعیین میکنند، می توانند حضور فعال داشته باشند.
زنان اغلب تجربیات و دیدگاههای منحصربهفردی از بحرانها دارند که ناشی از نقشهای اجتماعی، خانوادگی و تجربیات زیستهشان است. این دیدگاهها برای درک جامعتر ابعاد مختلف بحران و یافتن راهحلهای مؤثرتر ضروری هستند. نادیده گرفتن این دیدگاهها در فرآیند تصمیمگیری، منجر به تصمیماتی ناقص و ناکارآمد خواهد شد. زنان، اگر خودرا بیابند الگوآفرین هستند و اقتدار ایجاد نمایند.
🔹مسئولیت مشترک: مشارکت زنان در تصمیمگیری به معنای تقسیم مسئولیت در مواجهه با بحرانهاست. این امر نهتنها به توزیع عادلانهتر بار مسئولیتها کمک میکند، بلکه کمک میکند که راهحلها جامعتر بوده و نیازهای جامعه را بهتر پوشش دهند.
الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (سوره توبه، آیه ۷۱)
اینجا ولایت اجتماعی متقابل نشان می دهد، ظرفیت زنان را در مسائل زیربنایی نباید فقط در اکتفا به کنشهای میدانی دید.
🔹تقویت صبر و همبستگی جامعه: جامعه توحیدی، مصداق اصبروا و صابروا و رابطوا است. در این جریان ها زنان در تصمیمگیریهای اجتماعی، بهویژه در زمان بحران، مشارکت دارند، معمولاً تابآوری بیشتری از خود نشان میدهند. این مشارکت به ایجاد سیاستهایی منجر میشود که جامعتر، فراگیرتر و پایدارتر هستند.
زن مقاوم بهعنوان «عامل فعال و تصمیمگیرنده» در شرایط بحران جنگی، مقاومتر ساختن جامعه ضروری است.
بیعت زنان، قوام بخش قلوب اجتماع:
در شرایط خطیر پس از داغ شهادت و فقدان رهبر شهید سید علی خامنهای (مدظله العالی)، «بیعت زنان» اهمیتی مضاعف یافت. این بیعت، از جنس امام شدن خانواده های پیشرو برای جهان اسلام و تقویت قلوب امت بود، بیعتی نه صرفا از سر وظیفه بلکه بر مبنای محبتی قوام بخش اجتماع
در نهایت، به قول حاج قاسم فرصت ها در اوج تهدیدهاست و به فرمایش امام روح الله زنان، که قشر انسان سازند، در این تحولات اخیر باید به تحقق الگوی سوم که فرمایش مهم رهبر شهید انقلاب است و حیات جریان اجتماعی، به آن منوط است، قیام کنند و به حداقل ها اکتفا نکنند.
📗 @Eqlima_Mag
🔻هیچ چیز برای زن ایرانی، خطرناکتر از آمریکا نیست
فاطمه صفدری، دانشجوی دکترای ارتباطات
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
آمریکا بیشتر دهههای موجودیت خود را به جنگ گذرانده است. این موجودیت جنایتکار در خلال این جنگها ابتدا تلاش داشت رضایت مردم خود را برای جنگیدن جلب کند، اما این کافی نبود. متخصصان پروپاگاندا و تبلیغات جنگ به این نتیجه رسیدند که بخشی از رضایت آمریکا و جامعۀ جهانی در گرو این است که آمریکا نشان بدهد خود مردم کشور هدف، از حمله به کشورشان خوشحال هستند! اینجاست که مفهوم «رضایتِ برساخته» وارد بازی میشود: فرایندی که در آن، رضایت نه از دل تجربۀ زیسته مردم، بلکه از دل روایتها، تصویرسازیها و بازنماییهای گزینشی ساخته میشود.
یکی از مسیرهای اصلی این ساختنِ رضایت، استفاده از گفتمان حقوق بشری بهویژه در حوزه زنان است. وقتی یک کشور بهطور مداوم بهعنوان جایی خطرناک برای زنان تصویر میشود، این تصویر بهتدریج از یک گزارش اجتماعی به یک پیشفرض بدیهی تبدیل میشود. در این نقطه، هر نوع فشار یا حتی اقدام نظامی، میتواند در ذهن مخاطب بهعنوان «واکنشی قابل درک» یا حتی «اخلاقی» جلوه کند. مسئله این نیست که واقعیتها وجود ندارند؛ مسئله این است که کدام واقعیتها انتخاب، برجسته و تکرار میشوند، و کدامها حذف. به عنوان مثال آمارهای جهانی نشان میدهند که در هندوستان آمار تجاوز به زنان به گونهای است که در هر ساعت چندین زن مورد تجاوز قرار میگیرند، با این حال آمریکا تاکنون برای آزادسازی زنان هندوستانی از مردان خطرناک هندی اقدام نکرده است و این موضوع را دستاویز خلق رضایت برای جنگ با آنان قرار نداده است.
در همین چارچوب، بخشی از کنشهای رسانهای در دیاسپورای ایرانی، مثل ویدئوهای رقص پس از اخبار حمله یا پیامهای تشکر از آمریکا و رژیم صهیونیستی، در رسانههای غربی بهگونهای بازنشر میشوند که معنایی فراتر از خودشان پیدا کنند. اینها دیگر صرفاً کنشهای فردی نیستند؛ به نشانهای تبدیل میشوند از اینکه «ایرانیها خودشان هم با این مداخله موافقاند». اینجاست که یک حرکت پراکنده، در دل یک روایت بزرگتر جاگذاری میشود و به تولید همان رضایت برساخته کمک میکند.
همزمان، ماجرای ورزشکاران زن ایرانی در خارج از کشور نیز در همین الگو قابل فهم است. فشار برای پناهندگی، صحنههای احساسی گریه ایرانیان دیاسپورا برای جلوگیری از بازگشت ورزشکاران و روایتهایی که بازگشت را تقریباً معادل با خطر مرگ نشان میدهند، همگی در یک قاب مشخص قرار میگیرند. تلاش بر این است که نشان بدهند بازگشت ورزشکاران زن به ایران معادل مرگ حتمی آنان به دلیل همخوانی نکردن با سرود ملی است. در چنین فضایی، پیچیدگیها حذف میشوند و جای خود را به یک روایت دراماتیک و قانعکننده میدهند؛ روایتی که کارکردش بیش از اطلاعرسانی، جهتدهی به احساس و قضاوت مخاطب بینالمللی و دیاسپورای ایران است که با دسترسی به این اینترنت، قدرت روایتسازی درباره مردم ایران درخلال جنگ را دارند.
در نهایت، آنچه شکل میگیرد، یک پازل هماهنگ است: تصویر زنِ در خطر، کنشهای نمادین دیاسپورا، و روایتهای احساسی از «گریز» و «نجات» از دست حکومت. این قطعات، وقتی کنار هم قرار میگیرند، یک پیام ساده اما قدرتمند میسازند: مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل نهتنها قابل قبول، بلکه خواستنی است—حتی برای خودِ مردم آن کشور. این دقیقاً همان نقطهای است که رضایت، دیگر یک واقعیت اجتماعی نیست؛ یک محصول رسانهای است.
برای مقابله با این موضوع، باید نشان داد که زنان ورزشکار ایرانی همواره کشور خود را قلبا نمایندگی کردهاند و مردم نیز همواره حامی آنان هستند. ورزشکاران ایرانی همیشه غیورانه در هر کموکاستی از کشور حمایت کردهاند و مردم نیز همواره با دعای خیر و شادی برای پیروزی آنان، آنان را همراهی کردهاند. با این وصف، طرد این ورزشکاران و نفرتپراکنی نسبت به آنان در شرایط حاضر قطعه آخر پازل رسانهای است که دشمن به آن امید دارد. باید توجه داشت که این ورزشکاران علاوه بر مزاحمتهای دیاسپورا و اعمال فشار از سوی آنان، از طرف پلیس و متولیان پناهندگی یک کشور بیگانه نیز به صورت غیرقانونی تحت فشار قرار گرفتهاند. اساس مداخله و تحمیل چنین فشاری به تیم کشوری که در جنگ است امری ظالمانه است که باید محل اعتراض مردم باشد. در صورتی که به جای اعتراض به مداخله دشمن و تلاششان برای تحریف واقعیت، هر گونه دیگریسازی با ورزشکاران به نام وطنپرستی رخ دهد، صرفا بازی رسانهای دشمن تکمیل میشود. امروز دشمن در جنگ شناختی خود برای ساخت تصویر ایران سرکوبگر و نیازمند نجات توسط آمریکا، هر روز به سوژه جدیدی متوسل خواهد شد و باید با هوشمندی کلانروایت این سوژهها را دید و با آن مقابله کرد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻این خیابان چهره زنانه دارد!
حمیده عربسرخی، ارشد جامعهشناسی و پژوهشگر مطالعات جنسیت در مجله خردورزی
🔁#بازتاب_اندیشهها
این روزها، روزهای پرتبوتاب و پراضطرابی است. ما در روزهایی هستیم که مدتهاست از آن حرف میزنیم. در طول ۴۷ سال انقلاب اسلامی مردم ایران در حال مقاومت و تلاش برای اثبات هویت مستقل خود از سایر ملل هستند، اما توجه به نقش فعال و مؤثر زنان در میدانهای اثرگذاری و عمل در شرایط کنونی دارای اهمیت وافر است.
در شرایط کنونی مولفهای تحت عنوان پشت و جلوی جبهه نداریم؛ اصطلاحی که بهعنوان مفهومی کلیشهای مورد استفاده قرار میگیرد، در این بسط معنایی زنان در پشت جبهه و تدارکات فعالیت میکنند و وارد عرصههای اثرگذار نمیشوند، درحالیکه اکنون پشت جبههای وجود ندارد، فقطوفقط کسی که پشت لانچر نشسته و مستقیمتر و ملموستر با مسئله جنگ، آن هم به لحاظ مادی نه معنوی، مواجه است، جلوی جبهه محسوب میشود. همه افراد، چه زن چه مرد، در جبهه نبرد حق علیه باطل هستند.
حضور پرشور و فعال زنان ایرانی در تجمعات، عزاداریها و موقعیتهای خیابانی محسوس است. خیابان اکنون از محلی برای تردد و عبور افراد و فضایی که افراد به جهت حرکت از مبدأ به مقصدی در آن تردد میکنند به محلی امن بدل شده است. همچنین در زمان اغتشاشات یا موقعیتهای حساس دیگر در جامعه ایران، بسیاری از خیابانها به محلی برای تشویش و ناامنی تبدیل شده بود، محلی که موجب کاهش ترس، افزایش همدلی، گسترش وحدت بین افراد میشود. خیابان به محلی برای تسکین روحیه و قوای مردم تبدیل شده است.
زنان با قدمگذاری در میدان جهاد، تشویق اعضای خانواده به حرکت به سمت خیابانها و همراه داشتن فرزندان و کودکان خود نشان میدهند که ترسی از دشمن ندارند. فریاد میزنند و مطالبه خون امام شهیدشان را دارند، ترس را پس میزنند و میگویند که ما همان ملتی هستیم که مظلومیم و مقتدریم.
زنان مسلمان ایرانی در طی ۴۷ سال پس از انقلاب اسلامی همچنان در زمانی که باید، اثرگذار هستند. آنها میتوانند خیل عظیمی از جمعیت را به سمت خیابانها بکشانند. اکنون، زنان حضور فعال دارند، اثرگذار هستند، شعار میدهند، تجمعات زنانه برگزار میکنند، کفن میپوشند و به میدان میآیند.
آنچه در فرهنگ عام و کلیشهها وجود دارد این است که زن از مرد لطیفتر است؛ پس عاطفه زن به معنای منفی آن غلبه دارد و در برخی موقعیتها نمیتواند اثرگذار باشد و صرفاً سازوکارهای خاصی را برای زن تعریف میکنند که محدود به فضای خانه در معنای حداقلی آن است؛ اما امروز زنان در صف اول میدان جهاد قرار دارند. آنها همپای مردان و حتی جلوتر از آنان کفن میپوشند و به خیابان میآیند.
زنان بعد از رفتن امام شهیدشان و قرار گرفتن در فضایی از سوگ، انفعال و افسردگی، دیوارهای انفعال و افسردگی را کنار میزنند و سوگ را تبدیل به حماسه، شور و بالندگی میکنند. این عزاداری را محلی برای تبلور مفاهیمی مثل خشم، انتقام، اقتدار و استواری وطن قرار میدهند. آنها وطنپرستیشان را با گفتن شعارها در زیر گوش فرزندانشان، آنان را تربیت میکنند. زنان، نسل جدید انقلاب اسلامی را به میدان میآورند و با ولی جدید خود تجدید بیعت میکنند.
آنها در موقعیتهای مختلف از جمله تدارکات، آشپزی، آمادهسازی پک، قرآن خواندن، شعار دادن، تجمع رفتن، برگزاری تشییع نمادین هستند؛ لذا اگر میخواهیم حرکت معنوی جامعه پیشرو و مفاهیم ایمان و تقوا قویتر شود، حضور فعال زنان در صحنه، مؤثر و حیاتی است.
همانطور که امام خمینی(ره) میگویند اگر زنان نبودند من نمیتوانستم انقلاب را به سرانجام برسانم، حضور فعال و مؤثر زنان به عنوان عناصری که قدرت معنوی آنها بر قدرت مادیشان غلبه میکند و میتوانند در جهت ارائه انوار و فیوضات الهی قرار بگیرند و ارتباط وسیع و عمیقتری را با ولی خودشان برقرار کنند و این نسبت را به صورتی گسترده در بین اقشار جامعه و خانواده خود پخش کنند، اهمیت زن مسلمان ایرانی را در صحنه نبرد حق علیه باطل دوچندان میکند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️شما دخترانِ فاطمه هستید
بدانید امروز در هیچ جای دنیا زنانی که مثل این مادران شهدای ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه ما، مادرانی با این خصوصیات که از پدرها بهتر و قویتر و آگاهانهتر ایستادند، در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامی است؛ این همان دامان پاک و مطهّر و نورانی فاطمه زهرا سلاماللهعلیهاست. شما دخترانِ فاطمه هستید؛ فرزندان فاطمه زهرا هستید؛ دنبالهروان فاطمه زهرا هستید.
۱۳۷۹/۰۶/۳۰ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
1_24985882407.mp3
زمان:
حجم:
4M
🔻#صوت | زن ایرانی و تکثیر شجاعت
🎙حریر عادلی، فعال رسانه
در فراخوانی که چند روز پیش داده بودند، خیلیها ترسیدند و به خیابان نیامدند اما من خانمهای بسیار زیادی را دیدم که با کالسکه و بچههایشان و شجاعت خاصی که این را فقط از قدرت ایمان میشود گرفت، به خیابان آمدند. فکر کنید یک مادر تمام مصائب بارداری و بزرگ کردن فرزند را به دوش کشیده و حالا او را دارد در جایی میآورد که میداند منطقۀ خطر است. شهادت یک زن هم نهتنها باعث نمیشود مابقی خانمها بترسند و بیرون نیایند، بلکه آنها را با قوت و جمعیت بیشتری به خیابان میکشاند...
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag