eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
668 دنبال‌کننده
441 عکس
4 ویدیو
16 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻زنان: از تحمل تبعات جنگ تا ترسیم آینده (۲) ‌ ✍سمیه عالمی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی ‌ 🔸 ▫️نقش فرهنگی و روانی زنان در حفظ هویت و ثبات درونی جامعه بحران‌های طولانی‌مدت فقط زیرساخت‌ها را تخریب نمی‌کنند؛ بلکه اعتماد اجتماعی، امید به آینده و نظم اخلاقی را نیز فرسوده می‌کنند. خانواده در چنین موقعیتی به مهم‌ترین نهاد انتقال ارزش‌ها و حافظه تاریخی تبدیل می‌شود. زنان با نقش فعال در تربیت و پرورش فرزندان، شکل‌دهی فضای عاطفی خانه و مدیریت «روزمرگی» خانواده، در حفظ پیوستگی فرهنگی جامعه نقش اساسی دارند. این نقش شامل انتقال غیررسمی اما عمیق مفاهیمی مثل مسئولیت‌جویی، مسئولیت‌پذیری، وفاداری، ایثار، احترام، نظم، و روایت‌های خانوادگی و تاریخی در شرایط مشابه است. این بعد فرهنگی به‌طور مستقیم با مفهوم «مقاومت» پیوند دارد؛ نه فقط به‌معنای مقاومت نظامی، بلکه مقاومت در معنای گسترده‌تر آن یعنی ایستادگی در برابر فروپاشی اخلاقی و اجتماعی، تسلیم‌نشدن در برابر ناامیدی، حفظ کرامت در کمبودها، و پاسداری از هویت در برابر فشارهای بیرونی. زن ایرانی در این چارچوب، هم حامل حافظه جمعی است با روایت خاطرات، مناسک، زبان و آداب، هم معناساز وضعیت با توضیح و تفسیر رویدادها برای نسل جدید، و هم نقش الگو را بر عهده دارد. پیوند نقش مادری با مفاهیمی چون صبر، استقامت، توکل و غیرت اخلاقی، از او چهره‌ای ساخته که در ادبیات دینی و انقلابی معاصر نیز به‌عنوان «تکیه‌گاه مقاومت» بازنمایی شده است؛ خواه در قالب مادر شهید، خواه زن مقاوم در محاصره، خواه مادری که در شرایط دشوار مهاجرت اجباری، خانواده را از فروپاشی حفظ می‌کند. زن امروز نیز در همین حوزه توانسته پنجاه‌و‌اندی شب خانواده‌ی خود را در خیابان نگه دارد و هم بخشی از مدیریت دیگران را بر عهده بگیرد. ▫️زنان: حافظه‌ساز، شبکه‌ساز، امیدساز و نسل‌ساز در دوران بحران در کنار سه حوزه کلیدی اقتصاد خانواده، پیوندهای اجتماعی و انتقال فرهنگ، عامل مهم دیگری نیز در دوران بی‌ثباتی و بحران نقش حیاتی ایفا می‌کند: مدیریت فشارهای روانی و اطلاعاتی در خانواده. دوره‌های بی‌ثباتی، سرشار از شایعات، اخبار نادرست، جنگ روانی و دوگانه‌سازی‌های فرساینده است. اگر خانواده نتواند در چنین فضایی آرامش نسبی، امکان گفتگو و نگاهی واقع‌بینانه را حفظ کند، به‌سرعت در معرض رفتارهای هیجانی و تصمیم‌های پرخطر قرار می‌گیرد. ‌ در عمل، زنان در بسیاری از خانواده‌ها نقش اصلی را در تعدیل تنش، مراقبت از کودکان در برابر اضطراب، و جلوگیری از انتقال ترس به فضای خانه بر عهده دارند. این نقش با آموزه‌هایی مانند «حسن‌ظن»، «امید»، «صبر» و توصیه به پرهیز از ناامیدی تقویت می‌شود. اگر این نقش با سواد رسانه‌ای و مهارت‌های روان‌شناختی جدید ترکیب شود، می‌تواند سطح بالایی از «تاب‌آوری شناختی» برای خانواده ایجاد کند. با توجه به حضور رسانه‌ها در جنگ‌های جدید به‌عنوان ابزار جنگ، آموزش زنان در این زمینه ضروری به‌نظر می‌رسد. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان: از تحمل تبعات جنگ تا ترسیم آینده (۳) ‌ ✍سمیه عالمی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی 🔸 ▫️بازسازی جمعیت: کیفیتی فراتر از کمیت در نهایت، همه‌ی این کارکردها به مسئله‌ای بسیار مهم پیوند می‌خورند: بازسازی جمعیت در جامعه آسیب‌دیده. جنگ‌ها، ناآرامی‌ها و بحران‌های شدید معمولاً بخشی از جمعیت مولد، به‌ویژه زنان در سنین باروری و کودکان را از بین می‌برند و هرم سنی و ساختار جمعیتی را دچار اختلال می‌کنند. احیای جمعیت در چنین شرایطی، صرفاً به افزایش کمّی تولدها محدود نیست؛ بلکه نیازمند احیای شرایطی است که در آن خانواده‌ها جرئت و تمایل داشته باشند درباره آینده فکر کنند، فرزند بیاورند و برای تربیت او سرمایه‌گذاری عاطفی، زمانی و اقتصادی انجام دهند. زنان در این فرآیند نقشی چندوجهی دارند: از یک طرف، حامل ظرفیت زیستی بازتولید نسل‌اند. ازسوی‌دیگر، با ایجاد فضای عاطفی امن در خانه، تثبیت ساختار خانواده، سازمان‌دهی شبکه‌های حمایتی و انتقال ارزش‌های فرهنگی و دینی، «کیفیت» نسل جدید را شکل می‌دهند. در الگوی ایرانی–اسلامیِ مقاومت، توجه به تولد صرفاً یک رفتار زیستی نیست؛ بلکه به‌عنوان امتداد هویت، استمرار یک راه و همراه ساختن نسل جدید با ارزش‌هایی چون کرامت، مسئولیت و ایستادگی معنا می‌یابد. بنابراین، جمعیت در این نگاه، نه فقط عدد، بلکه «نسل برخوردار از ریشه و جهت» است. ▫️زن: کنشگر فعال بازسازی جامعه از این منظر، زن در بحران و پس از آن، نقش «حافظه‌ساز»، «شبکه‌ساز»، «امیدساز» و «نسل‌ساز» را دارد. اگر جامعه‌ای بخواهد از چرخه‌ی بی‌ثباتی عبور کند، باید سرمایه‌گذاری اصلی‌اش را نه بر تغییرات سطحی، بلکه بر تقویت زنان، خانواده‌ها و شبکه‌های اجتماعی محلی قرار دهد. آینده از دل بازسازی جمعیت، تاب‌آوری خانواده، و توان فرهنگی–اجتماعی زن برای تبدیل آشوب به امکان ساخته می‌شود. به‌همین‌دلیل، در بسیاری از تحلیل‌های جامعه‌شناختی و فرهنگی، زن در جامعه‌ای مانند ایران، فاعلی حاشیه‌ای یا صرفاً مصرف‌کننده خدمات نیست، بلکه از مهم‌ترین عوامل بازسازی و استمرار جامعه محسوب می‌شود. او از طریق ایجاد و تقویت اقتصاد بقا در سطح خانواده، معماری و نگهداری شبکه‌های اجتماعی حمایتی، پاسداری و انتقال فرهنگ، هویت و الگوی مقاوم، شرایطی فراهم می‌کند که جامعه بتواند از بحران عبور کند و ظرفیت جمعیتی خود را نیز بازسازی نماید. در این چشم‌انداز، بقای جامعه نه‌فقط نتیجه‌ی سیاست‌ها و ساختارها، بلکه تاحدزیادی حاصل کنش روزمره و هوشمندانه زنانی است که در سکوت، هسته‌های پایدار زندگی را زنده نگه می‌دارند. به‌همین‌دلیل در بسیاری از منازعات بزرگ، زنان از برگ‌های بازی صاحبان قدرت در جهان‌اند. در این بخش، زن امروز ایران باید همراهی جدی شود. به‌نظر می‌رسد با این عقبه، باید از همین حالا و از کف خیابان که درگاه ورود انسان ایرانی به سومین دوره از دوران انقلاب اسلامی ایران است، به نقش زنان در بازسازی توجه شود. نباید فقط در رژه‌های نمادین با ادوات و سلاح صورتی باقی بمانیم. ضروری است که زنان و دختران در زمانه‌ی بحران، سلاح و ادوات خاص خودشان را برای مقاومت و تاب‌آوری داشته باشند و هرچه زودتر باید از قدرت و ادوات خود آگاهی پیدا کنند و آن‌ها را بشناسند تا سریع‌تر وارد فاز ساخت دوباره جامعه شوند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
نسخهٔ الکترونیک فصلنامهٔ اقلیما را در کتاب‌خوان طاقچه مطالعه کنید 🌱 🔸 با توجه به اتمام موجودی شماره‌های سابق به اطلاع می‌رساند، نسخۀ الکترونیک فصلنامه اقلیما به صورت کامل در کتابخوان طاقچه منتشر شده است. شماره صفر «زن مسلمان ایرانی و مقولهٔ الگو»: https://taaghche.com/book/191290 شماره 1 و 2 «به تماشای زن مبارز و حجاب سیاسی» : https://taaghche.com/book/202323 شماره 3 و 4 «معماران روزگار جدید»: https://taaghche.com/book/240690 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻بعثت ناتمام منتظر رویدادپردازیِ زنانه در خیابان‌ها ✍ محمدهانی ایرانمنش عضو شورای عالی جهاد سازندگی 🔹 در طول تاریخ تشیع، حجم از حضور و میدان‌داری مردم در دفاع از نظام و انقلاب بی‌نظیر بوده است؛ وضعیتی که در بزنگاه حساس تمدن‌سازی نوین اسلامی-ایرانی رقم خورده است. این تمدن قرار است به عنوان یک الگوی کارآمد، انسانی و الهام‌بخش به جهان عرضه شود. اما تحقق این تمدن بدون حضور فعال و مشارکت عمیق مردم که ولی‌نعمتان انقلاب هستند، ممکن نیست. ▫️«نهضت زنانه»: خیزشی از پایین به بالا در دل این میدان‌داری عظیم، یک پدیده تعیین‌کننده و پیشران وجود دارد که می‌توان آن را «نهضت زنانه» نامید. آمارهای دقیق و مشاهدات میدانی ما نشان می‌دهد که بیش از ۷۵ درصد از حضور در عرصه‌های مختلف، اعم از مراسم‌های معنوی مانند اعتکاف و همچنین در صحنه‌های مواجهه با حوادث اخیر، متعلق به بانوان بوده است. این حضور، یک اتفاق ساده نیست؛ بلکه یک «پیشنهاد بانوان» است که توسط خود آن‌ها پیش برده می‌شود و باید آن را به عنوان یک فرصت تاریخی و اتفاقی بسیار مبارک تلقی کرد. ▫️پرسش اساسی: ارتقاء حضور به «نقش‌آفرینی مؤثر» پرسش اساسی که ذهن من و بسیاری از فعالان اجتماعی را درگیر کرده، این است که چگونه می‌توانیم این «نهضت زنانه» و این انرژی عظیم را از حالت صرف «حضور»، به مرحله «نقش‌آفرینی مؤثر» ارتقا دهیم؟ چگونه باید این پتانسیل پرشور را جذب، هضم و به درستی هدایت کنیم؟ ▫️بعثت دوبارهٔ «حلقه‌های میانی» «باید حضور مردم در خیابان‌ها به نقش‌آفرینی موثر تبدیل شود» پیام رهبری انقلاب در بیانیه خود این بود. اینجاست که نقش کلیدی «حلقه‌های میانی»– یعنی تشکل‌ها، مساجد، هیئات مذهبی، پایگاه‌های بسیج و همه رهبران اجتماعی و فرهنگی برجسته و حیاتی می‌شود. وظیفه شما این است که این حرکت خودجوش را درک کرده، خلاءهای موجود را پر کنید و با شکل‌دهی به جریان‌های مردمی، استعدادهای نهفته، به‌ویژه در میان زنان و جوانان را شکوفا سازید. ما امروز در شرایطی هستیم که می‌توان آن را «جنگ ترکیبی و وجودی» نامید؛ بنابراین استفاده بهینه از تمام ظرفیت‌های مردمی، به خصوص نیروی پویا و سازمان‌یافته زنان، برای پیروزی در این نبرد، حیاتی است. البته سایر ظرفیت‌ها مانند حضور «میلیون‌ها داوطلب جان‌فدا» و انرژی پرشور نوجوانان نیز مغتنم است، اما محور تمرکز ما بر سازماندهی این نهضت عظیم زنان است و مشروعیت حضور ما در گرو نصرت میدانی ما است. ▫️راهکار اصلی: «رویدادپردازی» برای دستیابی به این نقش‌آفرینی مؤثر، راهکار اصلی من «رویدادپردازی» است. ما باید از دوران همایش‌های یک‌طرفه، سخنرانی‌های منفعل‌کننده و کلیشه‌ای عبور کنیم. به جای آن، باید رویدادهایی طراحی کنیم که در آن مردم و به‌ویژه بانوان، در متن ماجرا باشند؛ ایده‌هایشان شنیده شود و در فرآیند طراحی و اجرای عملیات‌ها مشارکت فعال داشته باشند. رویدادپردازی یعنی گفتگو را محور قرار دهیم تا مخاطب از حالت منفعل خارج شده و به یک «کنشگر» تبدیل شود. این رویکرد به نهضت زنانه هویت می‌بخشد و آن را به سوخت پیشران تمدن‌سازی تبدیل می‌کند. ما صرفاً با تنگه هرمز و موشک پیروز نخواهیم شد ما با اراده پیروز خواهیم شد. ▫️ابتکار عمل «حلقه‌های میانی» و تبدیل حضور به نقش‌آفرینی امروز وضعیت بین‌المللی مساعد است و انگیزه در مردم موج می‌زند. نباید منتظر اقدامات دستگاه‌های حاکمیتی ماند؛ ابتکار عمل باید در دست شما حلقه‌های میانی باشد. بیایید این حضور را به نقش‌آفرینی مؤثر تبدیل کنیم. چراکه وظیفه تنها شعار دادن نیست. این انقلاب، انقلاب مردم است و تمدن آینده نیز، تمدن مردم خواهد بود. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir @Eqlima_Mag
🔻دشمن خود را درحال جنگیدن با زن ایرانی می‌بیند ✍زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت مهدیه اسفندیاری وقتی از ماجرای گروگان‌گرفته شدنش در فرانسه می‌گوید جایی اشاره می‌کند که یک شاکی خصوصی از انجمن یهودیان اروپایی داشته است؛ انجمنی که وکیل فرانسوی نتانیاهو از اعضای اصلی آن است. بعد هم تا روز دادگاه، چهار مؤسسه دیگر به عداد شاکیان خصوصی اضافه می‌شوند که چهارتا از آنها صهیونیستی هستند! برای خود مهدیه هم عجیب بود که چرا صرفاً بخاطر ترجمۀ فرانسوی اخبار مقاومت در یک کانال تلگرامی، این‌همه حساسیت و بدرفتاری می‌بیند، عناوین سنگین مجرمانه را به او نسبت می‌دهند و سخت‌گیرانه‌ترین رویه‌های حقوقی و بازداشتی را برایش پیش گرفته‌اند. او که نه متن تحلیلی منتشر کرده بود و نه ترجمه و بازنشر اخبار مربوط به مقاومت، اصلی‌ترین کاری بود که انجام می‌داد. البته خودش جلوتر اشاره می‌کند که به اذعان مأمورین فرانسوی، ایرانی بودن همان جرمی است که ربودن و دربند کردن او را مشروع جلوه می‌داد. این ماجرا پرده از حقیقتی برمی‌دارد که به نظر می‌رسد پیش‌تر جز رهبر شهید و خود دشمن، کسی صحنۀ نزاع را به این وضوح، درک و صورت‌بندی نکرده بود. درکی که نشان می‌دهد چرا زن مسلمان ایرانی، با کوچک‌ترین و روزمره‌ترین اقدامات خود سنگین‌ترین هزینه‌ها را متحمل می‌شود. دشمن با آن ذهنیت مادی‌محور و خوی سلطه‌گری‌اش، خسارتی بزرگ را جدای از بمب و موشک، از ناحیۀ زنان ایرانی ارزیابی می‌کند. چرا که زنان ایرانی به‌عنوان پیشکسوتان جریان مقاومت و معلم ثانی زنان جهان، واقعاً و در واقعیت میدان، سیلی‌های جبران‌ناپذیری به دشمن زده‌اند و اصلی‌ترین خواسته‌های او را ناکام گذاشته‌اند. به‌طوری که حتی رهبر شهید انصارالله، ایمان زنان ایرانی را برای یمنی‌ها مثال‌زدنی می‌داند. مهم‌تر از همه آنکه زن ایرانی توانسته با رهبری یک نهضت انقلابی، ارادۀ سیاسی خودش را در یک ساختار و تشکیلات سیاسی به‌نام نظام انقلابی سرریز کند. تشکیلاتی که با شروع جنگ رمضان، سرتاپا مبعوث می‌شود و آمریکا و اسرائیل را به غلط کردن می‌اندازد. همان چیزی که رهبر شهید، سال‌ها پیش به آن اشاره کرده بود: «غربی‌ها نسبت به زن ایرانی و رعایت حقوق او ترحّم ندارند بلکه از زن ایرانی کینه دارند.» و «حقیقت مسئله این است که زنِ باشرف و بااستعداد ایرانی یکی از بزرگترین ضربه‌ها را به تمدّن غرب زده». این بیان، منطق راهبردی دشمن در طراحی و پیگیری پروژه‌های خصمانه علیه زن ایرانی را آشکار می‌کند. حتی اگر روایت تاریخی مهدیه را نشنیده بودیم، از روی بالا رفتن سطح دشمنی‌ها با زن ایرانی و مسائل مربوط به او در دهه‌های اخیر، می‌شد فهمید که درگیری مستقیم این زن با تمدن غربی، چنان جدی و مؤثر پیش می‌رود که تا این اندازه، عداوت و کینۀ‌ آنها را نسبت به خود برانگیخته است. رفتارهای تحقیرآمیزی که در طول مدت اسارت به مهدیه تحمیل می‌شود برای سرکوب‌کردن احساس سلطه‌ناپذیری و عزت اوست. واقعیت این است که زنان مقاومت، تمام جزئیات زندگی خود را در مسیر مبارزه با استکبار طراحی کرده‌اند. نفس وجودِ این زن، تهدیدی مستقیم برای جبهۀ استکباری آمریکایی-صهیونیستی است. از حجابش گرفته که او را به نماد تسخیرناپذیری در برابر نظام سلطه تبدیل می‌کند (که در روایت مهدیه، به کرات درگیری‌اش بر سر حجاب را با مأمورین و قضات فرانسوی به دلایل واهی می‌بینیم)، تا اینکه در خطرناک‌ترین و حساس‌ترین لحظات تاریخ، پیش از همه برای مبارزه حاضر است و همراه خود عموم مردم را نیز به میدان می‌کشاند. در یک کلام، مشکل نظام سلطه با «انسان مستقل صاحب‌اراده» است و زنان مقاومت درست در نقطه‌ای ایستادند که مهم‌ترین مسئولیت آنها (حتی اگر مادر نباشند) انسان‌سازی است. پرورش انسان‌هایی که با تحفظ بر اراده‌شان، نه تنها زیربار هیچ ظلم و بهره‌کشی نمی‌روند، بلکه ارادۀ فاتحانه و عزتمندانۀ خود را بر دشمن غالب می‌کنند. مهدیه شخصیت آرامی دارد اما وقتی ۱۰-۱۵ نفر پلیس مرد که برخی از آنها ضدتروریست هستند برای دستگیری و تفتیش به خانه‌اش می‌ریزند، ناگهان عصبانی و متکبر می‌شود و در برابرشان رجز می‌خواند؛ به این استناد که «جلوی دشمن باید رجز خواند» و «می‌خواستم به آنها نشان بدهم چقدر حقیرند.» از این رو، بیش از پیش مشخص می‌شود که چنین دشمنی، نه از روی ترحم، زنان فلسطینی را بیشتر از مردان هدف قرار می‌دهد و نه آرایش رسانه‌ای گسترده‌اش علیه حجاب زنان مسلمان، نشانه‌ای از خیرخواهی و آزادی‌طلبی او برای این زن است. این دشمن مستکبر اگر دستش برسد، می‌خواهد تمام زنان مقاومت را از روی زمین محو کند، یا دست‌کم ابزارها و نماد‌های مقاومت و جهاد را از آنان بگیرد. چرا که پیوند استعداد‌های زنانه و مکتب انقلابی، خطرناک‌ترین ترکیب علیه افزون‌خواهی‌هایش را می‌سازد. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
📌 | قالب‌های مجله اقلیما 📱با زدن بر روی هشتگ‌ها به محتواهای مربوطه دسترسی پیدا کنید: 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️ اروپایی‌ها با چادر و حجاب از همه چیز بیشتر دشمن‌‌اند به‌مناسبت انتشار خاطرات مهدیه اسفندیاری در زندان فرانسه: الگوی غربیِ امروز اروپایی، برخاسته و زاییده از الگوی باستانی رومی و یونانی آنهاست. زن وسیله‌ای برای تكيف و التذاذ مرد بود و همه چیز تحت الشعاع این بود، آنها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن اند، چرا؟ چون فرهنگ آنها این را قبول ندارد اروپایی‌ها این‌طورند؛ آنها میگویند هرچه را که ما فهمیده‌ایم دنیا باید از ما تقلید کند! مایلند که جاهلیت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها میخواهند زن به سبک اروپایی را در جامعه رواج بدهند؛ که عبارت است از سبک مد و مصرف و آرایش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسی بین دو جنس؛ می‌خواهند این چیزها را به‌وسیلهٔ زنان رواج بدهند. هرجا با این هدفگیری غربیها مخالفت بشود، فریادشان بلند‌میشود. اینها کم طاقت هم هستند! همین مدعیان غربی کمترین مخالفتی را با مبانی پذیرفته خودشان تحمل نمی کنند. ۱۳۷۰/۰۸/۲۲ | 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 جدی‌ترین هماورد راهبردی غرب ✍ هانیه زلفی پژوهشگر مطالعات جنسیت 🔸 در تحلیل مناسبات تمدنی معاصر، زن مسلمان ایرانی را می‌توان جدی‌ترین هماورد راهبردی غرب قلمداد کرد. انقلاب اسلامی بستر ظهور الگویی از زن شد که با بازیابی تشخص پایمال‌شده‌ی خویش، اقتدار اراده‌اش را به نظام بین‌الملل دیکته کرد. این فاعلیت تاریخی که ریشه‌های آن در وقایع الهام‌بخشی نظیر ۱۷ دی ۱۳۵۶ تجلی یافت، نه‌تنها موتور محرک انقلاب بود، بلکه در دهه‌های پس‌از آن نیز ازطریق بازتولید حیات‌بخشِ ارزش‌های اسلامی در متن زندگی مدرن، ضامن بقای انقلاب گشت. به‌همین‌سبب، تضعیف جایگاه نهادی و معنوی زن در ایران، به کانون تمرکز دشمن در طراحی سناریوهای تکراری برای ایجاد آشوب‌های داخلی بدل شده است. واکاوی روایت‌های تکان‌دهنده‌ی پس‌از آزادی خانم مهدیه اسفندیاری و بازخوانی ایام اسارت ایشان، ابعاد عمیق‌تری از ترس و نفرت ساختار قدرت در غرب را نسبت به این هویت نوین آشکار می‌سازد. زنی که توانسته است با عبور از انگاره‌های استعماری و مقاومت در برابر تبدیل شدن به یک کالای تزئینی، مسیر تاریخ را تغییر دهد، به جهانیان ثابت کرد که هویت اصیل انسانی در برابر وعده‌های کاذب و آزادی‌های فرمی غرب نفوذناپذیر است. در جوامع غربی، آزادی زن ماهیتی نمایشی دارد؛ بدین معنا که بسترهای رشد و فعالیت اجتماعی او به شرطِ ایجاد التذاذ جنسی برای مردان فراهم می‌شود و عملاً هویتی مستقل از این چرخه برای او متصور نیستند. پارادایم غربی، زن را میان دو انگاره‌ی تقلیل‌گرایانه محصور کرده است: یا زنِ مردواره که با نفی ظرافت‌ها و ویژگی‌های طبیعی خویش در سودای کسب اعتبار در عرصه‌های مردانه است، و یا زن به مثابه کالا که ابزاری برای کام‌جویی مادی محسوب می‌شود. زن مسلمان ایرانی با درهم‌شکستن این دوگانه و دستیابی به موفقیت‌های خیره‌کننده در عرصه‌های علمی، ورزشی و اقتصادی، عملاً پروژه‌ی «حقیرسازی زن» را که توسط تفکر صهیونیستی ترویج می‌شود، با بن‌بست مواجه کرده است. ریشه‌های تاریخی نشان می‌دهد که جریان‌هایی همچون فمینیسم غربی، بیش‌از آنکه به دنبال تعالی زن باشند، در پی تأمین نیروی کار ارزان برای کارخانه‌های دوران پسارنسانس شکل گرفتند؛ پروژه‌ای که با شعار برابری، بارهای مضاعفِ مالی و مسئولیت‌های خارج از طبیعتِ زن را بر او تحمیل کرد و به استهلاک وجودی وی انجامید. اما الگوی زن ایرانی با حفظ حریم خانواده و هویت فرهنگی خویش، این منطق مادی را ابطال نمود و موازنه قدرت تمدنی را به نفع الگوی اصیل اسلامی تغییر داد. امروزه افشای مداوم اسنادی از سوءاستفاده‌های سیستماتیک رهبران غربی از زنان و دختران، پرده از ماهیت حقیقی جامعه‌ای برمی‌دارد که تحت تأثیر تفکر صهیونیستی بنا شده است. در چنین ساختاری، ظهور زنی با اراده‌ی مستقل و موفق که خارج از این چرخه‌ی استثمار تعریف می‌شود، یک تهدید وجودی برای تفکر صهیونیستیِ غرب است. لذا کاملاً منطقی و قابل‌تحلیل است که دستگاه‌های قدرت در غرب، از امثال مهدیه اسفندیاری‌ها در هراس باشند و از تمام توان سخت و نرم خود برای حذف یا محدودسازی آنان بهره بگیرند؛ چرا که این زنان، ابطال‌گرِ افسانه‌ی برتریِ فرهنگی غرب هستند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 زن ایرانی بت‌شکن است چرا امثال مهدیه اسفندیاری‌ها می‌توانند، تعریف جدیدی از «زن» را به شرق و غرب ارائه بدهد؟ ✍ حمیده عرب‌سرخی دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی 🔸 اولین باری که با تصویر و نام این زن آشنا شدم به حدود یک سال پیش برمی‌گردد. در آن زمان از طریق شبکه‌های اجتماعی مطلع شدم که خانمی به نام مهدیه اسفندیاری، شهروند ایرانی مقیم کشور فرانسه، به خاطر حمایت از فلسطین و مسئله مقاومت، به اتهام تروریسم به زندان افتاده و از او خبری در دست نبود. در ابتدا همیشه آرزو داشتم که اگر روزی این زن آزاد شود، درباره اتفاقاتی که برایش رخ داده اطلاع پیدا کنم. به خاطر می‌آورم که تکه‌هایی از صحبت‌های خواهرش را در تلویزیون می‌دیدم که می‌گفت خواهرش به خاطر حذف حجابش، تحت فشارهای زیادی قرار گرفته و این یکی از سخت‌ترین شکنجه‌هایی است که یک زن می‌تواند تحمل کند. زمانی که برنامه و مصاحبه خانم اسفندیاری را مشاهده کردم، نکته‌ای که برایم مهم بود، توجه او به مسائل معنوی فراتر از مسائل مادی، حتی در حین تحمل شکنجه‌های سخت بود. همان‌طور که خودشان می‌گفتند، در این شرایط، غذای حلال به او داده نمی‌شد و موضوعات مشابه. به نظرم جالب است که فردی در حساس‌ترین شرایط، درخواست ساده‌ترین چیزها نظیر آب و غذا را دارد، اما همچنان پیگیر مسائل معنوی از جمله قرآن و حجاب خود است. به‌نظر می‌رسد که مهدیه اسفندیاری در این زندان مخوف، به جستجوی مولفه‌های و مکشوفه‌هایی پرداخته که به احساس امنیت و هویت او کمک کند. او در نهایت تواضع و فروتنی، تلاش می‌کند تا خود را بسازد. در جایی که برخی افراد به دنبال لو دادن دیگران هستند تا از مهلکه فرار کنند، او در زندان نیز از عقاید خود دفاع کرده، نماز می‌خواند، قرآن می‌خواند و دعا می‌کند. هرچند ممکن است او از اصطلاح «سلوک نفس» استفاده نکند، اما به وضوح با زنی مجاهد روبرو هستیم که سعی دارد دنیای کوچکی را در درون خود پرورش دهد. جالب توجه است که سپرهای اصلی دفاع وی، همان معنویات هستند که از او جدا شده‌اند. حجاب او به عنوان یک علامت بارز و نماد یک زن مسلمان، به او اعتماد به نفس بیشتری می‌دهد تا در برابر اتفاقات ناگوار ایستادگی کند و از آنچه بر او گذشته فریاد بزند. این نکته حائز اهمیت است که در گوشه‌ای از جهان، افرادی به خاطر یک لحظه‌ ناگهانی مثل حمله به مکانی و... دست به غارت فروشگاه‌ها می‌زنند، در حالی که در سوی دیگر، در زندانی با شرایط سخت، زنی به دنبال اهداف معنوی بزرگتری است. مهدیه اسفندیاری در تلاش است تا حجاب خود را به‌عنوان یک سپر امنیتی و نمادی از تمایز با دیگر افراد طلب کند و به دین خود در چهارچوب زندان پایبند بماند. این ممکن است همانی باشد که رهبر انقلاب به آن اشاره کرده و زنان را پیشگامان عرصه قدرت معنوی دانسته است. مهدیه اسفندیاری یکی از نمونه‌های معاصر زنان مجاهد و مومن ایرانی است که در برابر ظلم ایستادگی کرده است با اینکه می‌دانسته سرنوشت نامعلوم و گنگی در انتظار او خواهد بود. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir @Eqlima_Mag
آیت الله عابدینیآخر الزمان حرکتی زنانه .mp3
زمان: حجم: 3.8M
🔻 | آخرالزمان حرکتی زنانه است عاطفه، قدرت جوشان بدون انتها 🎙 حجت الاسلام محمد‌رضا عابدینی عاطفه و احساس در زن و جوان بروز شدیدتری پیدا می‌کند و قدرت اسلام در همین زنان و جوانان است. عاطفه مجرای نفوذ شیطان است اما قدرت اسلام در وجدان و قلبی است که در زنان و جوانان جوشان‌تر است. این شرکت زنان در جهادهای شبانه در نظام ایمانی حساسیت بیشتری از مردها دارند. این قدرت را باید سازمانی‌دهی پیدا کنند. جنگ‌های آخر الزمان مبتنی بر احساسات و عاطفه است‌ مبتنی بر جذب‌ها و دفع‌ها و این نظام زنانه قدرت‌مندترین جریان آخرالزمانی است، این قدرت زنانه در این جنگ‌های شناختی عیان می‌شود. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️ بنده هر وقت با این زنان برجسته مواجه میشوم، در مقابل آنها احساس خضوع میکنم در کنار اینها، بروز و ظهور کاملاً برجسته هویت و شخصیت مستقل زن ایرانی در عرصهٔ مجاهدت‌ها، از جمله در دفاع مقدس و دنباله‌های آن تا امروز؛ این همه همسران شهدا همسران، جانبازان مادران شهیدان بازماندگان برجسته کسانی که رفتند جانشان را در راه خدا دادند و اینها با اراده محکم عزم راسخ و با صبر، هر انسانی را در مقابل خودشان خاشع و خاضع میکنند. بنده که حقیقتاً هر وقت با این زنان برجسته مواجه می‌شوم در مقابل آنها احساس خضوع میکنم بنده زیاد برخورد میکنم با مادران شهیدان با همسران شهیدان با همسران جانبازان این بانوی فداکاری که یک عمر زندگی خودش را می‌گذارد برای مدیریت کردن و بهبود بخشیدن به زندگی یک معلول و جانباز برای خاطر خدا؛ این چیز کوچکی نیست اینها به زبان آسان است. آن مادری که دو فرزند سه فرزند چهار فرزند را در راه خدا داده و همچنان محکم ایستاده به ما سفارش می‌کند که بایستید؛ محکم باشید! انسان واقعاً در مقابل این همه عظمت احساس خشوع میکند. اینها واقعیتهای زنانه جامعه ما است که بسیار افتخار آمیز و مهم است. ۱۳۹۳/۰۱/۳۰ | 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻سعی می‌کنند حقارتشان را با تحقیر بپوشانند ✍ مهلا تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت 🔸 تحقیر، در نگاه بسیاری از متفکران، از ویرانگرترین تجربه‌هایی است که می‌تواند بر روح انسان فرود آید. آنتوان چخوف به‌درستی می‌گوید که تحقیر بدترین بلایی است که زندگی می‌تواند بر سر آدمی بیاورد؛ زخمی است که در ژرفای قلب و ذهن و رگ‌های انسان باقی می‌ماند. ردّ تحقیر، حیات روحی را فرسوده می‌کند و اراده را می‌بلعد. در حدیث قدسی آمده است که «هر که بندهٔ مرا خوار کند، با من اعلام جنگ کرده است»؛ یعنی تحقیر تعرضی به شأن قدسی انسان است و وقتی کسی انسانی را تحقیر می‌کند گویی خدا را تحقیر کرده‌است. تحقیر به فرد القا می‌کند که شایسته تکریم نیست و باید در مقام خفت بایستد؛ و همین تجربه، اراده او را تسخیر می‌کند. عزت، مهم‌ترین نیروی درونی برای ادامه زیستن است و با حقیقت وجود انسان پیوند دارد؛ از همین‌روست که فروپاشی عزت، فروپاشی خود است. من زمانی عمیق‌تر به مفهوم تحقیر توجه کردم که پای روایت‌های زنان مسلمان در مواجهه با غرب نشستم. در خاطرات مهدیه اسفندیاری، لحظه‌ای ثبت شده که نماد کامل یک تحقیر رسمی است: منع ورود او با حجاب به دادگاه. او با برهم‌زدن نظم همان دادگاه، وادارشان کرد که حجاب را به او بازگردانند. وقتی درباره این واقعه با دیگران سخن گفتم، به یقین رسیدم که بسیاری از ما اگر در جای او بودیم همین کار را می‌کردیم؛ زیرا بسیاری چیزها هست که می‌توان بدون آن‌ها زندگی کرد، اما عزت نفس از این سنخ نیست. برای زنان مسلمان، پیوند میان عزت و حجاب، پیوندی ناگسستنی است؛ فقدان عزت، انسان را به شیئی تقلیل می‌دهد، به موجودی که دیگر شمار نمی‌شود. و هیچ انسانی تاب چنین تقلیلی را ندارد. ما تشنهٔ توضیحی هستیم برای این پرسش که چرا غرب در نخستین مواجهه با زن مسلمان، حجاب او را به سخره می‌گیرد. برخی این رفتار را پروژه سیاسی می‌دانند؛ مثلاً منع پوشش‌های دینی در مدارس فرانسه را تلاشی برای کنترل و نظارت. این پاسخ نه کاملاً منفی است و نه تماماً درست. الیویه روآ یادآور می‌شود که زنان همواره در قلب فرهنگ قرار دارند. در دهه ۱۹۳۰، هنگامی که شوروی خواست آسیای مرکزی را «شوروی‌وار» سازد، نخستین میدانِ نبرد، کشف حجاب و سوادآموزی اجباری زنان بود. ماهین حق نیز می‌نویسد که فرانسه در الجزایر رفتاری مشابه داشت: استعمارگران دریافتند مهم‌ترین مانع سلطه، زنان الجزایری بودند؛ بنابراین با اجرای سیاست‌های استعماری در لباس «فمینیسم»، تلاش کردند زن مسلمان را از خویشتن و ریشه‌هایش جدا کنند. این الگو در تقابل غرب با ایران پس از انقلاب اسلامی نیز تکرار و شدت روز به روز بیشتر میشود. حجاب زن ایرانی نشانه اراده‌ای است مستقل، که تن به تسخیر نیروی بیرونی نمی‌دهد. چنین نشانه‌ای برای ذهنیت سلطه‌جو ناخوشایند و حتی برانگیزاننده نفرت است؛ زیرا وقتی عامل تحقیرکننده بی‌نزاکت، ارزش‌های فرد را مستقیم هدف می‌گیرد. در این نقطه، هدف دیگر تغییر دادن نیست؛ حذف کردن است. پشت پردهٔ تحقیر از منظر روان‌شناختی، برای تحقیرکننده، کسب یک لذت زودگذر است، اما هدف نهایی‌اش تغییر رفتار فرد نیست، بلکه خلاص شدن از «وجود» اوست. این مکانیزم می‌تواند از سطح فردی فراتر رود و به احساس جمعی تبدیل شود؛ همچون فرانسه که اعمال تحقیر را به یک تجربه ملی بدل کرده است. وقتی حضور یک زن مسلمانِ محجبه، یادآور تاریخِ شکست‌ها یا ناکامی‌های غرب شود، نگاه تحقیرآمیز می‌تواند نسل‌ها بازتولید شود. این احساس تحقیرشدگی، آرام‌آرام به احساس تهدید بدل می‌شود؛ تهدیدی که در آن باید «دیگری» از میان برداشته شود تا احساس سلطه بازگردد. تحقیرِ زن مسلمان، تلاشی است برای متلاشی کردن تمامیت آگاهی و شخصیت او؛ تلاشی برای انتقام از نیروی زنانه‌ای که تن به طاغوت نمی‌دهد. بن ارنراک می‌نویسد که صهیونیست‌ها به مساجد فلسطینیان ادرار می‌کردند یا فرش‌هایشان را می‌سوزاندند و سربازان می‌گفتند: «اگر فلسطینی حرف زد، بزن؛ اگر چرخید، بزن؛ فقط مطمئن شو کنترل کاملاً دست توست.» جوهرهٔ امر، کنترل است؛ کنترلی در خدمت نیرویی مادی و بریده از حقیقت. و این زن مسلمان است که تن به این کنترل نمی‌دهد؛ همین است که کینه می‌آفریند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir @Eqlima_Mag