eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
671 دنبال‌کننده
443 عکس
4 ویدیو
16 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻عبور از سوژۀ بی‌حجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی (۲) فرصت کم‌نظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بی‌حجابی دکتر محمدرضا قائمی‌نیک منتشرشده در کانال مجتمعنا 🔁 ▫️چالشِ تمایز در جامعه انقلابی با این‌حال پذیرشِ ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، تبعاتِ بسیار سهمگینی برای جامعۀ انقلابی دارد که از خلالِ تحقق یک انقلاب کبیر، تحمل هزینه‌های دفاع مقدس هشت‌ساله، مخصوصاً از حیث توصیۀ شهدایِ این جنگ به رعایت حجاب، تمنای رسیدن به تمدنِ اسلامی را داشته است. پذیرشِ ایدۀ هویتیِ تمایز، عملاً هرگونه توضیحی دربارۀ مبانی الاهیاتی و مابعدالطبیعی از جهان را مضمحل می‌سازد و انسان را در سیالیت تاریخیِ خود رها می‌کند. از این جهت، تقید به حجاب شرعی، با هویتِ چنین جامعه‌ای گره خورده است و ناگزیر، بی‌حجابی، حرام شرعی و سیاسی باقی خواهند ماند. با این‌حال مسئلۀ تکثر هویتی، یکی از چالش‌های پوشش در سال‌های اخیر، مخصوصاً در ناحیۀ پوشش زنان بوده است و همین چالش، زمینۀ واکنش جامعه از خلال فراگیرشدن ِ ایدۀ تمایز هویتی (که البته به‌شدت متاثر از تهاجم فرهنگیِ غربی نیز بوده است) را فراهم ساخته است. در جامعه‌ای که پوشش زنانه، با توجه به همۀ ظرافت‌های زیبایی‌شناختی، تکثر هویتی نداشته یا در شکل حداقلیِ خودش بوده و حتی تکثر گذشتۀ اسلامی-ایرانی خود را نیز (در قالب پوشش اقوام، فرهنگ‌ها و قومیت‌های ایرانی) حفظ نکرده، مخصوصاً در شرایط تهاجم تمدنی، منجر به مواجهۀ واکنشی شدید، از خلالِ پذیرش ایدۀ تمایز هویتی شد؛ نتایجِ اجتماعیِ این مواجهۀ شدید در اغتشاشاتِ 1401 تا 1404 آشکار گردید. ▫️تحولِ گفتمانِ حجاب در جنگ رمضان جنگ رمضان که با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و تهدید کلیت ایران آغاز شد، زمینۀ حضور اقشار مختلف مردم در حمایت از اسلام و ایران را فراهم ساخت. شرایط کم‌نظیریِ که امکان تحولِ گفتمانیِ را فراهم آورده است که در آن، زنانِ بی‌حجاب، کم‌حجاب، شل‌حجاب در کنار زنان محجبۀ چادری، مانتویی یا دیگر اشکال حجاب شرعی، با یک هدف و آرمان مشترک در کنار هم قرار گرفته‌اند. این شرایط اگر از منظر، سوژۀ منفردِ بی‌حجاب، با‌حجاب مورد توجه قرار گیرد، چندان تفاوتی با شرایط زن، زندگی، آزادی ندارد و عملاً ایدۀ حرمت حجاب شرعی را نقض کرده است، اما اگر از حیث گفتمانی به مسئله بنگریم و مخصوصاً در تحلیل این گفتمان، به بنیان‌های دینی و قدسی این شرایط توجه کنیم، اتفاقی که رقم خورده آن است که اکنون و برخلاف شرایط 1401، شل‌حجابی یا کم‌حجابی یا حتی در مواردی، بی‌حجابیِ زنان در ذیلِ گفتمان حجاب تعریف می‌شوند. مطابق این تحلیل، در هر دو شرایط، جامعه در ظاهر خود با تعددی از افراد بی‌حجاب، کم‌حجاب، شل‌حجاب، محجبه و تنوعی از افراد رعایت‌کنندۀ حجاب شرعی (با پوشش‌های متنوع) روبرو است، اما دالِ اصلیِ گفتمان، رعایت حجاب شرعی است که در برابر تمایزهای هویتی و گفتمانی مقاومت می‌ورزد و آن‌را نه به‌مثابه یک سبک زندگی متمایز، بلکه به‌عنوان یک واجب شرعی و الاهی پذیرفته می‌شود و در شرایط 1404-1405، این تنوعات همگی در ذیل گفتمان مقید به جمهوری اسلامی و حجاب شرعی صورت‌بندی می‌شوند؛ در‌حالی‌که در 1401، حجاب شرعی به‌مثابه یکی از سبک‌های زندگی غربی و ایدۀ تمایز صورت‌بندی می‌شد. این فرصت بی‌نظیر دو امکان را دربارۀ مسئلۀ بی‌حجابی پیش می‌کشد: اول، امکان تحول در سبکِ زندگیِ غربی مبتنی بر ایدۀ تمایز در ذیلِ گفتمان انقلاب اسلامی و احیاء حجاب شرعی، مخصوصاً در میان اقشاری که بی‌حجابی را به‌مثابه یک مبارزۀ سیاسی انتخاب نکرده‌اند و از سر تحولات زندگیِ روزمره به این سبک از پوشش کشیده‌ شده‌اند؛ دوم، امکان توضیح تکثر هویتیِ پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در حین تقید به حجاب شرعی که می‌تواند به تنوعی از پوشش‌های زنانه با تحفظ بر رعایت حجاب شرعی شود. در این امکان، مسئلۀ حجاب نیازمند توجه به سبک زندگی اسلامی-ایرانی در دورۀ معاصر و فراهم‌آوردنِ مقتضیات رعایت این واجب شرعی با نظر به سبک زندگی است. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن ایرانی فرماندهٔ هم خیابان و هم میدان الزام روایت تاریخی از آنچه در جنگ تحمیلی سوم می‌گذرد ✍منصوره اولیایی 🔁 ▫️در رمان حماسی «دن آرام» میخائیل شولوخوف، که یکی از برجسته‌ترین آثار رئالیستی درباره جنگ و انقلاب شمرده می‌شود، نمایی واقع گرایانه از زن در خشونت ساختاری جنگ ترسیم شده است. «فرانیا» – زنی که در کنار قزاق‌های روسی در نقش منشی خدمت می‌کند – به تلخ‌ترین شکل توسط فرماندهان و سربازان هم جبهه خود، مورد تجاوز گروهی قرار می‌گیرد. در این فضا، گویی «دوری از همسر» به مجوزی برای هر بی‌اخلاقی مبدل می‌شود. تاریخ نیز نشان داده که خشونت جنسی در منازعات بشری، حتی از مرزهای دین نیز عبور کرده است؛ نمونه ٔبارز آن پدیده شوم «جهاد نکاح» در گروه‌های تکفیری مانند داعش است که با پوششی دینی، به ابزاری برای سواستفاده از زنان هم‌کیش بدل گشت. ▫️در ایران – سرزمینی با تمدن و فرهنگی متعالی – روایت جنگ و زن، وادی‌ای دیگر می‌پیماید. کتاب «تاریخ هخامنشی» اثر آر. تی. اومستد، رفتار جوانمردانه کوروش بزرگ را با زنان پادشاهان مغلوب را به تصویر می‌کشد؛ رویه‌ای که در تاریخ جهان‌باستان کم‌نظیر است. اما شگفت‌انگیزتر آنکه در هشت سال دفاع مقدس ایران در برابر رژیم بعث عراق، نه‌تنها یک مورد تجاوز مردان ایرانی به زنان ثبت و شنیده نشده است؛ بلکه چه بسیار رزمندگانی که جان خود را تنها برای نجات زنی از تعرض و اسارت دشمن فدا کردند. ▫️آنها نه‌تنها این ارزش و احترام را برای زنان هم وطن خود قائل هستند بلکه موشک‌های خود را در جنگ اخیر، با نوشته‌هایی مانند «به یاد قربانیان جزیره اپستین» به سمت دشمن پرتاب می کنند. نماد بارز این تفاوتِ بنیادین میان فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگ ها در مقولهٔ زن و جنگ، «پدیده موشک صورتی» در جنگ اخیر ایران است. دخترکی از فرمانده جنگ می‌خواهد موشکی صورتی به‌سمت دشمن پرتاب شود. این درخواست نه‌تنها نادیده گرفته نمی‌شود، بلکه به‌سرعت عملی می‌گردد. این واقعه کوتاه، در تحلیل جامعه‌شناختی لایه‌های عمیقی دارد: توجه نهاد قدرت نظامی به عاملیت یک دختربچه، انتخاب رنگ صورتی به‌مثابهٔ نماد جنسیت زنانه، تولید سرمایه نمادین از دل تکنولوژی موشک و درهم‌تنیدگی خشن‌ترین سویه جنگ با ظریف‌ترین نماد زنانه. اینجا ساختار قدرت نظامی نه با حذف، که با تأکید بر عنصر زنانه، مشروعیت فرهنگی خود را بازتولید می‌کند. ▫️این حساسیت فرهنگی نسبت به زن، به میدان نبرد محدود نمی‌شود. حضور گسترده و تأثیرگذار زنان در خیابان ها بیش‌از پنجاه شب متوالی برای حفاظت از امنیت محله‌ها، سوپرمارکت‌ها و بانک‌ها در برابر مزدوران داخلی دشمن – بازتابی از همان پایه‌های عمیق تاریخی است. در بسیاری از این تجمعات، تعداد زنان از مردان فراتر بود؛ زنانی با حجاب و بی‌حجاب در زیر سایهٔ پرچم ایران از وطن پاسبانی می کردند. این‌ها گواه آن است که در فرهنگ و تاریخ ایران، زن نه ابزار، که خود ستون و پایه فرهنگ و قدرت بوده است. ▫️جایگاه بالای زن در ایران و تفاوت آن با دیگر جوامع اسلامی، بی‌گمان در نظام تشیع و نگاه فقیهان آن – به‌ویژه در رأس آن امام خمینی و رهبر شهید و معظم انقلاب؛ آیت الله سید علی خامنه‌ای ریشه دارد. در نظام شیعی که تمام ارکان و رهبران آن، در برابر زنی عظیم الشأن زانو می زنند. این دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، با الگو قراردادن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، نه‌تنها برای زن پایگاه اجتماعی والایی تعریف کردند، بلکه کنشگری همه‌جانبهٔ او را در علم، سیاست، هنر و حتی فرماندهی جنگ ممکن ساختند. امام خمینی نامه تاریخی خود را به دست سه نماینده به گورباچف می‌فرستد که یکی از آنان «مرضیه حدیدچی» زنی مبارز در تاریخ انقلاب اسلامی است. امام خمینی از اینکه زنی لایق و آزموده را به فرماندهی مردان نظامی قرار دهد، ابایی ندارد. حضور زن در فرماندهی نیروهای نظامی و سایر عرصه‌های قدرت نگاه ابزاری و دست پایین به زن را برهم می زند. در سیره و کلام رهبر شهید انقلاب آیت الله سید علی خامنه‌ای نیز این منزلت‌بخشی تداوم می یابد؛ ایشان همواره با زنان مخالف ارزش‌های اسلامی مانند حجاب، بامحبت و لطف رفتار کردند و نقش زن را در پایداری نظام جمهوری اسلامی فراتر از نقش مردان دانسته‌اند. ▫️حاصل این نگاه متفاوت، دستیابی زنان ایران به بالاترین سطوح حضور اجتماعی و کسب افتخارات علمی و هنری است؛ چنان‌که در بسیاری از عرصه‌ها گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند. تاریخ جهان باید ثبت کند و رمان‌نویسان بنویسند از جنگی که در آن زن نه قربانی، که بر بلندای تکنولوژی خشن نظامی جای می‌گیرد و فرمان می‌دهد. گویی جنگ با پلیدترین انسان‌های روی زمین و آفرینندگان جزیره‌های اپستین، نوعی لبیک به قلب پراحساس زنان عفيف اين سرزمين است. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️ بایدهای جمهوری اسلامی در مسئلهٔ زن باید کاری کرد که زن احساس کند در برابر زورگویی همسرش می تواند با استفاده از امکانات قانونی از حق خود دفاع کند و اگر چنین امکانی فراهم شود کار بزرگی در دفاع از حقوق زن انجام شده است و بیشترین همت و دغدغه خاطر اینجانب نیز این است که این مهم تأمین شود. باید زنان و دختران وادار به تحصیلات عالیه شوند و تسهیلات لازم برای ورود دختران به مراکز عالیه علمی از طرق قانونی تأمین شود زیرا زنان تنها با تکیه بر علم و معرفت و در اختیار قرار گرفتن قانون می توانند از حق خود دفاع کنند. ۱۳۷۶/۰۴/۳۰ | 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻الکساندرونا الکسیویچِ نویسنده، دربارهٔ اینکه «جنگ چهره‌ای زنانه ندارد» اشتباه فکر می‌کند! ✍ سعیده سادات سیدی‌فرد منتشرشده در کانال سو_زن 🔁 ▫️در ابتدا باید به گونه‌ی دیگری به سراغ واژه جنگ برویم. این واژه در یک بستر پسینی معنا و شکل گرفته است. یعنی بعد از وقوع جنگ، نامش را جنگ گذاشتیم و معنایی که برایش صورت داده‌ایم از رهگذر وقایع جنگ شکل گرفته است. اما اگر چند قدم به قبل از جنگ برگردیم. و یک بستر پیشینی برای معنای این واژه ایجاد کنیم. مسأله و به دنبال آن معنا تغییر می‌کند؛ چرا جنگ؟ موضوع جنگ چیست؟ جنگ بر سر منابع(نفت و هسته‌ای)، سرزمین، یا ایدئولوژی، صورت گرفته است؟ پاسخ به این پرسش ها در یک لایه‌ی عمیق‌تر، به جنگ بر سر "زندگی" باز می‌گردد. ▫️چرا می‌جنگیم؟ چون زندگی ما به مخاطره افتاده است. همان انگیزه‌ای بنیادین بشریت. ما نوعی از زیستن را می‌خواهیم که در آن ارادهٔ انسان تصاحب نشود. اسارت با بسته‌بندی آزادی به فروش نرسد. مرگ انسان‌ها یک عدد و رقم نباشد. قدرت زندگی بالاتر از مرگ باشد. آن‌قدر بالاتر که حتی مرگ نیز نتواند زندگی را نابود کند بلکه به او جان تازه‌ای بدهد و در خدمت زندگی قرار بگیرد. پس ما می‌جنگیم با هر قدرتی که مرگ را برتر از زندگی می‌بیند. و آن قدرت نیز هر بار به علت تعریف اشتباهش از مرگ شکست میخورد. توهمی که بر اساس آن، مرگ انسان‌ها را صرفا ابزاری برای قدرت افزایی تلقی می‌کند. غافل از آن‌ که مرگ حتی در برابر نیروی بی‌پایان زندگی، ناتوان است. ▫️با این تحلیل، جنگ به‌مثابهٔ ستیزی برای پاسداری از زندگی بازتعریف میشود. در این پارادایم، رد پای انسان مونث(زن) به‌وضوح قابل مشاهده است. پیوند ناگسستنی زن و زندگی، نه‌فقط از منظر انسان بودن بلکه از حیث زنانگی اهمیت می‌یابد. چرا که زن مولد و پاسدار وجه لطیف و خلاق زندگی است. اگر زنانگی موتور محرکه تولید زندگی تلقی شود، چطور می‌تواند با جنگی که بر سر زندگیست. نسبتی نداشته باشد؟ در این عرصه زن مدعی اصلی دفاع از زندگی است. و نه‌تنها از زندگی به دفاع برمی‌خیزد که جنگ را نیز به خدمت زندگی درمی‌آورد. همانگونه که مرگ در خدمت زندگی‌ است. بنابراین جنگ چهره زنانه دارد. چون زندگی چهره‌ی زنانه دارد. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🌱خواهر و همکار گرامی، سرکار خانم حمیده عرب‌سرخی با نهایت احترام، دفاع درخشان پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد شما با موضوع «بازنمایی زن ایرانی در بیلبوردهای میدان ولیعصر تهران از سال ۱۴۰۰ به بعد» و کسب نمرهٔ عالی را صمیمانه تبریک عرض می‌کنیم. از درگاه خداوند، تداوم توفیق و ارتقای مستمر دستاوردهای پژوهشی و نیز موفقیت روزافزون شما را در مسیر پیش رو مسئلت داریم. ان‌شاءالله موضوع «جنسیت» و «تصویر زن» در گفتمان انقلاب اسلامی بیش از پیش در عرصه‌های علمی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد و نظام اسلامی را در حل چالش‌های مرتبط یاری رساند. eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان سکانداران بلوغ امر سیاسی ✍دکتر شیما فتورچیان پژوهشگر ادیان و سردبیر برنامه تلویزیونی دردانه 🔸 ▫️زن، نماد باروری و نهادهای اولیه سیاسی در جوامع ابتدایی، زن نماد باروری و ادامه حیات طبیعی و زیستی جامعه بود و از این‌رو الهه‌ها غالباً زنانه و بخشی از نهادهای سیاسی بودند. در واقع قبل‌از اینکه سیاست در معنای مدرن خود قرار بگیرد و چیزی به‌نام دولت، قانون یا امر سیاسی ناشی‌از صنعتی شدن شکل بگیرد ساختار جامعه بر الگوی کیهانی و مادرتباری استوار بود. ▫️زن، زمین مادر و نظم اجتماعی زن و باروری نماد زمینِ مادر و نظم‌بخش طبیعت بودند و نظم اجتماعی هم بر طبق همین زایندگیِ زنانه در هم‌زیستیِ جمعی و بازتولید قوانین اجتماعی، برمبنای تجربهٔ زیستهٔ مردمان شکل می‌گرفت. بنابراین پیش‌از سیاست به‌معنای مدرن، امر سیاسی خود، شکلی از مدیریت باروری کیهانی و نظم حیات جمعی بود و بلوغ امر سیاسی در ابتدای تمدن بشری ، به‌معنای انتقال نماد مادرسالارِ باروری به ساختارهای پدرسالار قدرت شکل گرفت. ▫️دوران پدرسالارانه و بازتولید قدرت پس‌از آن دوران و بعد، در رنسانس و در دوران پدرسالارانهٔ سیاست، مردِ سیاستمدار، زایش قدرت را در قالب قانون، ارتش و قوهٔ قهریه بازسازی کرد. اکنون به‌نظر می‌رسد در دوران پسامدرن، درحالی‌که انسان در قلهٔ اومانیستیست و تمدن و تفکر غرب هم که در سایهٔ لیبرالیسم درحال پیش‌روندگی بود رو به افول است. ▫️بازگشت مفهوم زایش در سیاست و نقش زنان دیگر بار، بازگشتِ تدریجیِ مفهوم زایش در سیاست را داریم و زنان نمایندگان این ظرفیت زایندگی و بازسازی‌اند. از نگاه هانا آرنت، فیلسوف سیاسی و شاگرد هایدگر؛ سیاست نه سلطه بلکه زایش است و در نگاه دین‌پژوهی چون میرچا الیاده، هر سیاستی که پیوندش را با نمادهای زایش و باروری قطع کند به سیاست مرگ تبدیل می‌شود. یعنی قدرت و یا ساختاری بازتولید نمی‌کند و فقط در یک چرخه تکرار خود به خودی در جریان است. ▫️بلوغ امر سیاسی: بازتولید حیات جمعی به تعبیر الیاده و آرنت امر سیاسی یعنی بازتولید پیوسته حیات جمعی. پس سیاستِ بالیده و بلوغ‌یافته یعنی سیاستی که فهمیده است تداوم حیاتِ جمعی نه با زور، بلکه با ظرفیتِ زایش ساختار، الگوهای جدید و بازسازی چارچوب‌های قبلی ممکن است. ▫️تمایز قدرت سلطه‌گر و قدرت زاینده در معنایی عمیق‌تر بلوغ امر سیاسی زمانی رخ می‌دهد که سیاست بتواند میان قدرتِ سلطه‌گر(که در مصداق نظام سلطه‌گر و امپریالیست آمریکا و اسرائیل است) و قدرت زاینده تمایز قائل شود. قدرت سلطه‌گر ساختار سخت و مردانهٔ سیاست است و قدرت زاینده به‌مثابهٔ اصل آفریننده؛ بازآفرین و جلوهٔ نرم سیاست است. ▫️کنش زاینده و خلاقیت در سیاست بنابراین زایش در امر سیاسی ایجاد تغییرات بنیادین و ضروری در ساختار قدرت و ظهور ایده‌ها و نهادهای جدیدی است که می‌تواند به پایداری و تغییر اجتماعی کمک کند. کنش زاینده یعنی کنشی که به‌طور مستمر بازتولید می‌شود و می‌تواند در هر لحظه برای تحولات اجتماعی جدید احیا شود این نوع کنش در بطن خود امکان خلاقیت و نوآوری دارد و می‌تواند جریانی جدید در تاریخ ایجاد کند. این کنش زاینده و فعال، امروز با حضور زنان در جنگ تحمیلی سوم در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی جلوه‌گر شده است. ▫️حضور فعال زنان، نشانه بلوغ امر سیاسی امروز حضور و کنشِ فعال زنان را در بطن امر سیاسی می‌بینیم گویی امر سیاسی اکنون به بلوغ رسیده است. بروز و ظهور امر سیاسی جز با زنان ممکن نیست؛ چرا که امام خمینی (رحمت الله علیه) می‌فرماید: «حضور زنان در عرصه سیاسی مجاز و حتی مشروط به حفظ حدود شرعی؛ ضروری است.» ▫️تمدن نوین و محوریت زنان بنابراین شاید بتوان ادعا کرد با توجه به اینکه تمدنِ جدید گِرد ایدئولوژی شکل می‌گیرد و نه تکنولوژی؛ پس بلوغ امر سیاسی و تمدن‌سازِ جامعه ما با تاریخ جدیدی در حال آغاز شدن و صیرورت است که زنانِ نسل‌ساز و تحول‌آفرین، آن را رقم می‌زنند. ▫️هویت ایرانی، اسلامی و نقش زنان در تمدن عصر جدید تاریخی که در بستر اسلام و ذیل ایدئولوژی‌های دینی و اسلامی و در کانون هویت ایرانی شکل میگیرد. هویت ایرانی که سبقهٔ تاریخی دولت _تمدن را دارد و میتواند با داشته‌های تاریخی و دینی خود تمدن عصر جدید را با محوریت زنان شکل دهد. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️ دوران نظام اسلامی، این‌طور زواید فکری و خرافات، قابل‌ قبول نیست من طبق گزارش‌ها اطّلاع پیدا کردم که هنوز در گوشه‌وکنار این استان (خوزستان) و در بعضی جاها، عادات غلط و جاهلی نسبت به زن مسلمان وجود دارد؛ عاداتی که زن را از استقلال و شخصیت خود و از کرامتی که اسلام برایش معیّن کرده است، محروم میکند. در دوران نظام اسلامی، این‌طور زواید فکری و خرافات، قابل قبول نیست. من از بانوان - که در درجه اوّل خودِ بانوان باید بخواهند که بر طبق سیره اسلامی با آنها عمل شود - و همچنین از همه برادران - چه برادران عرب، چه برادران بختیاری و لُر، یا برادران دیگر - خواهش میکنم که اگر در میان آنها عادات و روشهای غلطی از گذشته نسبت به زنان باقی است، آن را کنار بگذارند، تا خواهران هم بتوانند در میدان‌های اجتماعی وارد شوند، تحصیل علم و معرفت کنند، خانواده‌ها را آباد کنند، فرزندان بامعرفت و باکمال و عاقل و آینده سازی را تربیت کنند، یا در هر میدان دیگری که میخواهند یا میتوانند، فعالیت نمایند. این، آن چیزی است که اسلام خواسته است و به فضل پروردگار بایستی در نظام جمهوری اسلامی تأمین شود. ۱۳۷۵/۱۲/۱۸ | 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن، معمارِ ولایتِ اجتماعی ✍محمدجواد قاسمیان نیک 🔁 در هندسهٔ معرفتی اسلام، گزاره راهبردی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات/۱۰) تنها یک توصیه اخلاقی برای پیوند میان آحاد جامعه نیست، بلکه زیربنای یک «ارگانیسم اجتماعی» زنده است که در آن، هر فرد در قبال کلِ پیکره مسئولیت دارد. اما در این میان، نقش زنان در تحقق این «اخوت و ولایت اجتماعی» چگونه بازتعریف می‌شود؟ پاسخ را باید در «الگوی سوم زن» جستجو کرد؛ الگویی که نه زن را در پستوی خانه‌نشینیِ متحجرانه حبس می‌کند و نه او را به مثابه ابزاری در خدمت چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری غربی به ابتذال می‌کشاند. ▫️هندسه ولایت اجتماعی و تمدن‌سازی رهبر معظم انقلاب در تبیین مراحل پنج‌گانه تمدن‌سازی، پس از تشکیل دولت اسلامی، بر «جامعه اسلامی» تأکید می‌ورزند. جامعه اسلامی همان نقطه‌ای است که در آن آیه «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» (توبه/۷۱) عینی می‌شود. در این نگاه، زن نه یک موجود حاشیه‌ای، بلکه ستون فقراتِ «مواسات» و «ولایت اجتماعی» است. ایران اسلامی پس از عبور از ۵۰ شب امتحان الهی و میدان‌داری در برابر فتنه‌های ترکیبی، اکنون به وضوح شبیه به همان جامعه آرمانی شده است؛ جامعه‌ای که در آن مرزهای میان «خانه» و «اجتماع» به نفع «امنیت اخلاقی و معنوی» بازتعریف شده است. ▫️سه‌گانه رشد: فرد، خانواده و جامعه زنِ تراز انقلاب اسلامی، مصداق بارزِ مجاهدت در سه جبهه همزمان است. او نه به‌بهانه رشد فردی، خانواده را فدا می‌کند و نه به بهانه خانه‌داری، از مسئولیت‌های اجتماعی و تمدنی‌اش شانه خالی می‌کند. در ساحت فردی: او با تمسک به معنویت و دانش، به کمال انسانی می‌رسد. در ساحت خانواده: او در نقش مادری و همسری، حبل‌المتین عاطفه و تربیت است. به‌ویژه همسران نظامیان و مجاهدان، که با صبوری و مدیریتِ پشت جبهه، امکان ایستادگی در برابر استکبار جهانی و آمریکای جهان‌خوار را فراهم می‌کنند. آن‌ها شریک در جهاد و شهادتِ همسرانشان هستند. در ساحت جامعه: او با حضور عفیفانه و مقتدرانه، خانه را به وسعت یک جامعه گسترش داده است. ▫️تفاوت جوهری: زنِ ایرانی و زنِ غربی در تعریف «امنیت» یکی از ظریف‌ترین تفاوت‌های تمدنی در مفهوم خانه و خیابان نهفته است. زنِ مسلمانِ ایرانی، با تکیه بر الگوی سوم، توانسته است خیابان را به خانه تبدیل کند؛ به این معنا که او فضای عمومی و اجتماعی را با عفاف و وقار خود، به محیطی امن، عفیف و سرشار از آرامش (شبیه به حریم امن خانه) تبدیل کرده است تا سه‌گانه رشد (فرد، خانواده، جامعه) در بستر امنیت کامل محقق شود. در مقابل، تمدن غربی تحت لوای آزادی‌های دروغین، خانه را به خیابان تبدیل کرده است. در نگاه غربی، حرمت و قداست خانه به عنوان مأمنِ اختصاصی و مظهرِ سَکَن، شکسته شده و به فضایی عمومی و بی‌حصار بدل گشته که هر بیگانه‌ای بدون ملاحظه و ضابطه به آن راه می‌یابد. این ویرانیِ حریمِ خصوصی در غرب، منجر به فروپاشی سه‌گانه رشد و تبدیل زن به یک عنصر مصرفی شده است. ▫️مجاهدت در جنگ با آمریکا و میراث شهادت شهادت زنان در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، و حضور حماسی آن‌ها در جنگ‌های نوین (سخت و نرم) با آمریکا، امتداد همان مجاهدتِ زینبی است. زنانی که در میدان‌داری اخیر، با بصیرت خود، نقشه دشمن برای دوقطبی‌سازی جامعه را نقش بر آب کردند، در واقع در حال تمدن‌سازی بودند. آن‌ها نشان دادند که ایرانِ امروز، جامعه‌ای است که در آن اخوتِ ایمانی بر تفرقه استکباری پیروز شده است. ▫️طلوع تمدن نوین با محوریت زن مجاهد نگارنده معتقد است که عبور از ۵۰ شب ایران‌داری، جامعه ایرانی را به بلوغی رسانده که در آن الگوی سوم زن دیگر یک تئوری نیست، بلکه یک واقعیتِ میدان‌دار است. زنی که هم مربیِ تمدن در دامن خود (نقش مادری) است و هم دیده‌بانِ بیدار در برابر نفوذ دشمن. این زن، با حفظِ اصالتِ همسری و مادری، در قامت یک مجاهدِ بین‌المللی در برابر آمریکای مستکبر ایستاده و با تبدیلِ فضای اجتماعی به محیطی امن و قدسی، مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی را هموار کرده است. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه زنان علیه رکود حوزه زنان چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی می‌شود؟ (۱) ✍مهدی تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه‌شناسی 🔸 حوزه زنان اگر مسامحتاً به حوزه‌ یا منظری فکری اشاره ‌می‌کند که در آن علوم انسانی و اجتماعی با حساسیت به مقولۀ جنسیت به انسان و پدیده‌های انسانی ‌نگاه می‌کند، برخلاف اهمیتی که به لحاظ موضوعی یا منظری دارد، حوزۀ فقیری است. مسائل فکری غالباً ‌در نحوی از رکود تاریخی پیچیده می‌شوند و بسیار عقب‌تر از حرکت تاریخ تغییر می‌کنند یکی از ‌پرسش‌هایی که می‌بایست سالهایی بسیار دورتر از حالا حل‌وفصل می‌گردید مناسبات هویت جنسیتی زنانه ‌در دنیای مردانه خاصه و با تأکید بر صحنۀ نظامی و آلات جنگ و قتال است. علیرغم اینکه این پدیده ‌هم در زمان رسول اکرم (ص) و هم به نحوه ویژه در دورۀ نیم‌قرنی انقلاب اسلامی ظهور و بروزات قابل ‌توجهی داشته، هنوز به منزلۀ پدیده‌ای عجیب و محیرالعقول شناسایی می‌شود که نیازمند قضاوت و ‌صورت‌بندی است. رژۀ جان‌فدای دختران و البته جنگ تحمیلی سوم با گشایش‌های مردمی و خیابانی باری ‌دیگر این گفتگوی انجام نشده را یادآوری کرد.‌ از رایج‌ترین مواجهات در برابر این پدیده، از پایگاه دفاع از هویت زنانه و تقبیح مردوارگی انجام ‌می‌گرفت. این مواجهۀ پرتکرار انتقادی به پدیدۀ رژۀ جانفدا، در دو سطح تشریح می‌شد. سطح نخست بر ‌نقش‌های طبیعی زنانه تأکید می‌کرد که اساساً منطقۀ جنگ و قلمروی جنگیدن را متضاد با وظایف زنانه ‌نشان می‌داد. به‌عبارتی حسب «طبیعت جنسیتی» زن وظایفی دارد و نباید با مداخله در جهان جنسیتی ‌دیگر، از وظایف خود غافل گردد. سطح دیگر اما درصدد یادآوری تکالیف و نقش‌های زنان نبود بلکه اتفاقاً ‌مزیت‌های زنانه را برجسته می‌ساخت. در این مواجهه تلاش می‌شد «قدرت و مزیت زنانه» ذیل مظاهر ‌مردانه مستحیل و مغفول واقع نشوند و انذار داده می‌شد که زنان نباید در دنیای مردانه به جستجوی ‌مزیت‌های هویتی بگردند. مزیت‌های زنانه در روشن‌ترین نمونۀ این نوع مواجهه در خانواده و در نقش‌های ‌همسری و مادری قابل رویت است، خواه برخی این مزیت‌ها را بیرون از خانواده ممکن بدانند و خواه برخی ‌عالی‌ترین سطح قدرت و مزیت زنانه در این موقعیت روایت کنند.‌ اشکالات قابل‌توجهی در این مواجهه‌ها وجود دارد که می‌توان مهم‌ترین آن‌ها را در ساحت «روش‌شناختی» ‌جستجو کرد. تحلیل‌های این چنین در ضمن خود از نوعی خلط معرفتی غیر‌روشمند رنج می‌برند. تحلیلگر تا ‌زمانی که تلاش می‌کند هویت‌های جنسیتی را در زن و مرد متمایز کند، نقطۀ عزیمتی ‌انسان‌شناختی/ذات‌شناختی دارد و می‌تواند بگوید ویژگی‌های متمایز زن و مرد در یک انتزاع ‌ذات‌شناسانه‌ای چنین است. در این سطح تحلیلگر و متفکر به نوعی «حقیقت» نائل شده است که برای او ‌جنبه‌ای الهیاتی، ارزشی و اخلاقی پیدا می‌کند. در شرایطی که او هنوز از یک ساحت «تحقیقی» خارج نشده ‌است تلاش می‌کند مختصاتی را که از جنسیت زنانه و مردانه مفروض گرفته تا سطح حکمت عملی بسط ‌بدهد و به توصیفات هنجاری برسد و مشخص کند «زن و مرد باید چگونه زندگی کنند؟».‌ 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه زنان علیه رکود حوزه زنان چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی می‌شود؟ (۲) ‌ ✍️مهدی تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه‌شناسی ‌ 🔸 اما در فرض اینکه تمام این مسیر از هر نظر به ‌درستی طی شده باشد، اولین و مهم‌ترین خطا در اینجا رخ ‌می‌دهد که تحلیلگر نسبت به «فهم واقع» در جامعه – آنگونه که هست – التزامی ندارد و تصور می‌کند ‌واقعیت جامعه را کاملاً در چنگ خود دارد و حالا می‌تواند از تفاوت‌های «واقعیت» و «حقیقت» بحث ‌کند. اینجا سرآغاز انتزاعی‌شدگی، ازجاکندگی تاریخی و اجتماعی است. متفکر سازه‌های نظری تحقیقی را ‌بدون التزام به چارچوب‌های نظری و روش فهم وضعیت تحقق‌یافته به شابلون‌هایی تبدیل می‌کند و به ‌وسیلۀ آن به قضاوت پدیده‌های اجتماعی مبادرت می‌ورزد. در بسیاری از این متون که حاوی خلط پنهانی ‌میان الهیات، اخلاق و ذات‌شناسی جنسیتی با جامعه‌شناسی جنسیت است، تنها یک فرض اثبات‌نشده ‌وجود دارد که از ساحت انتزاعی ذات و طبیعت انسان نیامده و آن این است که «نوعی مهندسی فرهنگی و ‌سیاست‌گزاری» موجب شده زنان در چنین رژه‌ای شرکت کنند.‌ ‌ دربرابر این صورت‌بندی‌های شبه‌اخلاقی اولین پرسش‌ها این است که «واقعیت رژۀ جانفدای دختران ‌چیست؟»، «واقعاً زنانی که بروز نظامی داشته و آلات جنگی به دست گرفته‌اند،‌ چه درکی از خود و عمل ‌خود دارد؟»، «موقعیت جنگ وجودی و بعثت مردمی، چگونه در فهم این پدیده قابل توضیح است؟»، ‌‌«زن ایرانی از گذشته تا امروز فارغ از بحث‌های نظری و اخلاقی، روی زمین مشغول چه پروژۀ تاریخی بوده ‌است؟». پرسش‌هایی از این قبیل میانجی مغفول قضاوت ارزشی چنین تحلیل‌هایی هستند و برای پاسخ به ‌آن علاوه‌بر نوعی «درک فلسفی، نفس‌الامری جنسیت» به انواعی از «نظریات جامعه‌شناختی ‌جنسیت‌نگر» نیاز دارد. نظریاتی که نه‌تنها اثباتاً در سطور چنین تحلیل‌هایی ظهور ندارد، بلکه روشن است ‌ثبوتاً هم در ذهن تحلیل‌گر چنین دستگاهی برای تحلیل واقعیت وجود نداشته است که درنتیجۀ آن، ‌بسته‌های اخلاقی مبتنی بر ذات، بدون فهم و لحاظ پیچیدگی‌های انسان در اراده‌ورزی اجتماعی بر ‌سوژه‌های انسان تحمیل می‌شوند. مثلاً باید پرسید «آیا سلاح به‌دست گرفتن زنان تحت هر شرایطی، در هر ‌زنی و در هر زمانی نشانۀ مردواردگی است؟»، «آیا هر زنی که سلاح به‌دست می‌گیرد، در حالی مدفون کردن ‌قدرت‌های زنانه و فروگزار نمودن نقش‌های زنانه است؟» و یا در پرسش‌های اساسی‌تر «آیا ‌سلاح‌به‌دست‌گرفتن زن مسلمان ایرانی در شرایط جنگ و بعثت با سلاح‌به‌دست‌گرفتن زن‌های نیروی ارتش ‌اسرائیل و آمریکا تفاوت وجودی و ماهیتی ندارد؟».‌ اگر این قطعات فروریخته در تحلیل‌ها در جای خود قرار بگیرد مشخص خواهد شد کدام تحلیل‌های اساساً ‌نسبتی با واقعیت اکنونی زن ایرانی دارد و کدام نه. سپس روشن خواهد شد زن ایرانی در حال فتح کدام ‌قله‌هاست، حتی اگر به حسب ظاهر بخشی از این مسیر «مردانه به نظر برسد.»‌ 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻اقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی زنان چگونه باید فضای انتقام‌خواهی رهبری را مدیریت کنند؟ ✍حمیده عرب‌سرخی 🔹 یکی از ابعاد استمرار «خون‌خواهی» و «انتقام خون رهبر شهیدمان»، صحبت‌کردن در بستر «روضه» و «عزاداری» است؛ عزاداری‌ای که ما باید در آن، «بلوغی زنانه» را داشته باشیم. ➕دانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژه‌نامه جنگ تحمیلی سوم در مجله اقلیما 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا» مصاف صورت‌بندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟ ✍ مهدی تکلو 🔹 صورت‌بندی زینبی، صورت‌بندی عبور از منطق‌های ظاهری است که غالباً چون کفایت نمی‌کنند موجب اختلاف می‌شوند. صورت‌بندی زینبی فهم سنت‌های خداوندی در مصاف وجودی با باطل است که چگونه این مقاومت می‌تواند بسط دهنده سطح جدیدی از زیبایی، مهر و جذبۀ خداوندی را رقم بزند. این صورت‌بندی کاری زنانه است. باید جنس زن را در این موقعیت فهم کرد و از او چنین مأموریتی را مطالبه نمود. ➕دانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژه‌نامه جنگ تحمیلی سوم در مجله اقلیما 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag