🌱خواهر و همکار گرامی، سرکار خانم حمیده عربسرخی
با نهایت احترام، دفاع درخشان پایاننامۀ کارشناسی ارشد شما با موضوع «بازنمایی زن ایرانی در بیلبوردهای میدان ولیعصر تهران از سال ۱۴۰۰ به بعد» و کسب نمرهٔ عالی را صمیمانه تبریک عرض میکنیم.
از درگاه خداوند، تداوم توفیق و ارتقای مستمر دستاوردهای پژوهشی و نیز موفقیت روزافزون شما را در مسیر پیش رو مسئلت داریم.
انشاءالله موضوع «جنسیت» و «تصویر زن» در گفتمان انقلاب اسلامی بیش از پیش در عرصههای علمی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد و نظام اسلامی را در حل چالشهای مرتبط یاری رساند.
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان سکانداران بلوغ امر سیاسی
✍دکتر شیما فتورچیان پژوهشگر ادیان و سردبیر برنامه تلویزیونی دردانه
🔸#یادداشت_اختصاصی
▫️زن، نماد باروری و نهادهای اولیه سیاسی
در جوامع ابتدایی، زن نماد باروری و ادامه حیات طبیعی و زیستی جامعه بود و از اینرو الههها غالباً زنانه و بخشی از نهادهای سیاسی بودند. در واقع قبلاز اینکه سیاست در معنای مدرن خود قرار بگیرد و چیزی بهنام دولت، قانون یا امر سیاسی ناشیاز صنعتی شدن شکل بگیرد ساختار جامعه بر الگوی کیهانی و مادرتباری استوار بود.
▫️زن، زمین مادر و نظم اجتماعی
زن و باروری نماد زمینِ مادر و نظمبخش طبیعت بودند و نظم اجتماعی هم بر طبق همین زایندگیِ زنانه در همزیستیِ جمعی و بازتولید قوانین اجتماعی، برمبنای تجربهٔ زیستهٔ مردمان شکل میگرفت.
بنابراین پیشاز سیاست بهمعنای مدرن، امر سیاسی خود، شکلی از مدیریت باروری کیهانی و نظم حیات جمعی بود و بلوغ امر سیاسی در ابتدای تمدن بشری ، بهمعنای انتقال نماد مادرسالارِ باروری به ساختارهای پدرسالار قدرت شکل گرفت.
▫️دوران پدرسالارانه و بازتولید قدرت
پساز آن دوران و بعد، در رنسانس و در دوران پدرسالارانهٔ سیاست، مردِ سیاستمدار، زایش قدرت را در قالب قانون، ارتش و قوهٔ قهریه بازسازی کرد. اکنون بهنظر میرسد در دوران پسامدرن، درحالیکه انسان در قلهٔ اومانیستیست و تمدن و تفکر غرب هم که در سایهٔ لیبرالیسم درحال پیشروندگی بود رو به افول است.
▫️بازگشت مفهوم زایش در سیاست و نقش زنان
دیگر بار، بازگشتِ تدریجیِ مفهوم زایش در سیاست را داریم و زنان نمایندگان این ظرفیت زایندگی و بازسازیاند.
از نگاه هانا آرنت، فیلسوف سیاسی و شاگرد هایدگر؛ سیاست نه سلطه بلکه زایش است و در نگاه دینپژوهی چون میرچا الیاده، هر سیاستی که پیوندش را با نمادهای زایش و باروری قطع کند به سیاست مرگ تبدیل میشود. یعنی قدرت و یا ساختاری بازتولید نمیکند و فقط در یک چرخه تکرار خود به خودی در جریان است.
▫️بلوغ امر سیاسی: بازتولید حیات جمعی
به تعبیر الیاده و آرنت امر سیاسی یعنی بازتولید پیوسته حیات جمعی. پس سیاستِ بالیده و بلوغیافته یعنی سیاستی که فهمیده است تداوم حیاتِ جمعی نه با زور، بلکه با ظرفیتِ زایش ساختار، الگوهای جدید و بازسازی چارچوبهای قبلی ممکن است.
▫️تمایز قدرت سلطهگر و قدرت زاینده
در معنایی عمیقتر بلوغ امر سیاسی زمانی رخ میدهد که سیاست بتواند میان قدرتِ سلطهگر(که در مصداق نظام سلطهگر و امپریالیست آمریکا و اسرائیل است) و قدرت زاینده تمایز قائل شود. قدرت سلطهگر ساختار سخت و مردانهٔ سیاست است و قدرت زاینده بهمثابهٔ اصل آفریننده؛ بازآفرین و جلوهٔ نرم سیاست است.
▫️کنش زاینده و خلاقیت در سیاست
بنابراین زایش در امر سیاسی ایجاد تغییرات بنیادین و ضروری در ساختار قدرت و ظهور ایدهها و نهادهای جدیدی است که میتواند به پایداری و تغییر اجتماعی کمک کند.
کنش زاینده یعنی کنشی که بهطور مستمر بازتولید میشود و میتواند در هر لحظه برای تحولات اجتماعی جدید احیا شود این نوع کنش در بطن خود امکان خلاقیت و نوآوری دارد و میتواند جریانی جدید در تاریخ ایجاد کند. این کنش زاینده و فعال، امروز با حضور زنان در جنگ تحمیلی سوم در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی جلوهگر شده است.
▫️حضور فعال زنان، نشانه بلوغ امر سیاسی
امروز حضور و کنشِ فعال زنان را در بطن امر سیاسی میبینیم گویی امر سیاسی اکنون به بلوغ رسیده است. بروز و ظهور امر سیاسی جز با زنان ممکن نیست؛ چرا که امام خمینی (رحمت الله علیه) میفرماید:
«حضور زنان در عرصه سیاسی مجاز و حتی مشروط به حفظ حدود شرعی؛ ضروری است.»
▫️تمدن نوین و محوریت زنان
بنابراین شاید بتوان ادعا کرد با توجه به اینکه تمدنِ جدید گِرد ایدئولوژی شکل میگیرد و نه تکنولوژی؛ پس بلوغ امر سیاسی و تمدنسازِ جامعه ما با تاریخ جدیدی در حال آغاز شدن و صیرورت است که زنانِ نسلساز و تحولآفرین، آن را رقم میزنند.
▫️هویت ایرانی، اسلامی و نقش زنان در تمدن عصر جدید
تاریخی که در بستر اسلام و ذیل ایدئولوژیهای دینی و اسلامی و در کانون هویت ایرانی شکل میگیرد. هویت ایرانی که سبقهٔ تاریخی دولت _تمدن را دارد و میتواند با داشتههای تاریخی و دینی خود تمدن عصر جدید را با محوریت زنان شکل دهد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️ دوران نظام اسلامی، اینطور زواید فکری و خرافات، قابل قبول نیست
من طبق گزارشها اطّلاع پیدا کردم که هنوز در گوشهوکنار این استان (خوزستان) و در بعضی جاها، عادات غلط و جاهلی نسبت به زن مسلمان وجود دارد؛ عاداتی که زن را از استقلال و شخصیت خود و از کرامتی که اسلام برایش معیّن کرده است، محروم میکند. در دوران نظام اسلامی، اینطور زواید فکری و خرافات، قابل قبول نیست. من از بانوان - که در درجه اوّل خودِ بانوان باید بخواهند که بر طبق سیره اسلامی با آنها عمل شود - و همچنین از همه برادران - چه برادران عرب، چه برادران بختیاری و لُر، یا برادران دیگر - خواهش میکنم که اگر در میان آنها عادات و روشهای غلطی از گذشته نسبت به زنان باقی است، آن را کنار بگذارند، تا خواهران هم بتوانند در میدانهای اجتماعی وارد شوند، تحصیل علم و معرفت کنند، خانوادهها را آباد کنند، فرزندان بامعرفت و باکمال و عاقل و آینده سازی را تربیت کنند، یا در هر میدان دیگری که میخواهند یا میتوانند، فعالیت نمایند. این، آن چیزی است که اسلام خواسته است و به فضل پروردگار بایستی در نظام جمهوری اسلامی تأمین شود.
۱۳۷۵/۱۲/۱۸ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زن، معمارِ ولایتِ اجتماعی
✍محمدجواد قاسمیان نیک
🔁#بازتاب_اندیشهها
در هندسهٔ معرفتی اسلام، گزاره راهبردی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات/۱۰) تنها یک توصیه اخلاقی برای پیوند میان آحاد جامعه نیست، بلکه زیربنای یک «ارگانیسم اجتماعی» زنده است که در آن، هر فرد در قبال کلِ پیکره مسئولیت دارد. اما در این میان، نقش زنان در تحقق این «اخوت و ولایت اجتماعی» چگونه بازتعریف میشود؟ پاسخ را باید در «الگوی سوم زن» جستجو کرد؛ الگویی که نه زن را در پستوی خانهنشینیِ متحجرانه حبس میکند و نه او را به مثابه ابزاری در خدمت چرخدندههای سرمایهداری غربی به ابتذال میکشاند.
▫️هندسه ولایت اجتماعی و تمدنسازی
رهبر معظم انقلاب در تبیین مراحل پنجگانه تمدنسازی، پس از تشکیل دولت اسلامی، بر «جامعه اسلامی» تأکید میورزند. جامعه اسلامی همان نقطهای است که در آن آیه «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» (توبه/۷۱) عینی میشود. در این نگاه، زن نه یک موجود حاشیهای، بلکه ستون فقراتِ «مواسات» و «ولایت اجتماعی» است. ایران اسلامی پس از عبور از ۵۰ شب امتحان الهی و میدانداری در برابر فتنههای ترکیبی، اکنون به وضوح شبیه به همان جامعه آرمانی شده است؛ جامعهای که در آن مرزهای میان «خانه» و «اجتماع» به نفع «امنیت اخلاقی و معنوی» بازتعریف شده است.
▫️سهگانه رشد: فرد، خانواده و جامعه
زنِ تراز انقلاب اسلامی، مصداق بارزِ مجاهدت در سه جبهه همزمان است. او نه بهبهانه رشد فردی، خانواده را فدا میکند و نه به بهانه خانهداری، از مسئولیتهای اجتماعی و تمدنیاش شانه خالی میکند.
در ساحت فردی: او با تمسک به معنویت و دانش، به کمال انسانی میرسد.
در ساحت خانواده: او در نقش مادری و همسری، حبلالمتین عاطفه و تربیت است. بهویژه همسران نظامیان و مجاهدان، که با صبوری و مدیریتِ پشت جبهه، امکان ایستادگی در برابر استکبار جهانی و آمریکای جهانخوار را فراهم میکنند. آنها شریک در جهاد و شهادتِ همسرانشان هستند.
در ساحت جامعه: او با حضور عفیفانه و مقتدرانه، خانه را به وسعت یک جامعه گسترش داده است.
▫️تفاوت جوهری: زنِ ایرانی و زنِ غربی در تعریف «امنیت»
یکی از ظریفترین تفاوتهای تمدنی در مفهوم خانه و خیابان نهفته است. زنِ مسلمانِ ایرانی، با تکیه بر الگوی سوم، توانسته است خیابان را به خانه تبدیل کند؛ به این معنا که او فضای عمومی و اجتماعی را با عفاف و وقار خود، به محیطی امن، عفیف و سرشار از آرامش (شبیه به حریم امن خانه) تبدیل کرده است تا سهگانه رشد (فرد، خانواده، جامعه) در بستر امنیت کامل محقق شود.
در مقابل، تمدن غربی تحت لوای آزادیهای دروغین، خانه را به خیابان تبدیل کرده است. در نگاه غربی، حرمت و قداست خانه به عنوان مأمنِ اختصاصی و مظهرِ سَکَن، شکسته شده و به فضایی عمومی و بیحصار بدل گشته که هر بیگانهای بدون ملاحظه و ضابطه به آن راه مییابد. این ویرانیِ حریمِ خصوصی در غرب، منجر به فروپاشی سهگانه رشد و تبدیل زن به یک عنصر مصرفی شده است.
▫️مجاهدت در جنگ با آمریکا و میراث شهادت
شهادت زنان در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، و حضور حماسی آنها در جنگهای نوین (سخت و نرم) با آمریکا، امتداد همان مجاهدتِ زینبی است. زنانی که در میدانداری اخیر، با بصیرت خود، نقشه دشمن برای دوقطبیسازی جامعه را نقش بر آب کردند، در واقع در حال تمدنسازی بودند. آنها نشان دادند که ایرانِ امروز، جامعهای است که در آن اخوتِ ایمانی بر تفرقه استکباری پیروز شده است.
▫️طلوع تمدن نوین با محوریت زن مجاهد
نگارنده معتقد است که عبور از ۵۰ شب ایرانداری، جامعه ایرانی را به بلوغی رسانده که در آن الگوی سوم زن دیگر یک تئوری نیست، بلکه یک واقعیتِ میداندار است. زنی که هم مربیِ تمدن در دامن خود (نقش مادری) است و هم دیدهبانِ بیدار در برابر نفوذ دشمن. این زن، با حفظِ اصالتِ همسری و مادری، در قامت یک مجاهدِ بینالمللی در برابر آمریکای مستکبر ایستاده و با تبدیلِ فضای اجتماعی به محیطی امن و قدسی، مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی را هموار کرده است.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه زنان علیه رکود حوزه زنان
چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی میشود؟ (۱)
✍مهدی تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعهشناسی
🔸#یادداشت_اختصاصی
حوزه زنان اگر مسامحتاً به حوزه یا منظری فکری اشاره میکند که در آن علوم انسانی و اجتماعی با حساسیت به مقولۀ جنسیت به انسان و پدیدههای انسانی نگاه میکند، برخلاف اهمیتی که به لحاظ موضوعی یا منظری دارد، حوزۀ فقیری است. مسائل فکری غالباً در نحوی از رکود تاریخی پیچیده میشوند و بسیار عقبتر از حرکت تاریخ تغییر میکنند
یکی از پرسشهایی که میبایست سالهایی بسیار دورتر از حالا حلوفصل میگردید مناسبات هویت جنسیتی زنانه در دنیای مردانه خاصه و با تأکید بر صحنۀ نظامی و آلات جنگ و قتال است. علیرغم اینکه این پدیده هم در زمان رسول اکرم (ص) و هم به نحوه ویژه در دورۀ نیمقرنی انقلاب اسلامی ظهور و بروزات قابل توجهی داشته، هنوز به منزلۀ پدیدهای عجیب و محیرالعقول شناسایی میشود که نیازمند قضاوت و صورتبندی است. رژۀ جانفدای دختران و البته جنگ تحمیلی سوم با گشایشهای مردمی و خیابانی باری دیگر این گفتگوی انجام نشده را یادآوری کرد.
از رایجترین مواجهات در برابر این پدیده، از پایگاه دفاع از هویت زنانه و تقبیح مردوارگی انجام میگرفت. این مواجهۀ پرتکرار انتقادی به پدیدۀ رژۀ جانفدا، در دو سطح تشریح میشد. سطح نخست بر نقشهای طبیعی زنانه تأکید میکرد که اساساً منطقۀ جنگ و قلمروی جنگیدن را متضاد با وظایف زنانه نشان میداد. بهعبارتی حسب «طبیعت جنسیتی» زن وظایفی دارد و نباید با مداخله در جهان جنسیتی دیگر، از وظایف خود غافل گردد.
سطح دیگر اما درصدد یادآوری تکالیف و نقشهای زنان نبود بلکه اتفاقاً مزیتهای زنانه را برجسته میساخت. در این مواجهه تلاش میشد «قدرت و مزیت زنانه» ذیل مظاهر مردانه مستحیل و مغفول واقع نشوند و انذار داده میشد که زنان نباید در دنیای مردانه به جستجوی مزیتهای هویتی بگردند. مزیتهای زنانه در روشنترین نمونۀ این نوع مواجهه در خانواده و در نقشهای همسری و مادری قابل رویت است، خواه برخی این مزیتها را بیرون از خانواده ممکن بدانند و خواه برخی عالیترین سطح قدرت و مزیت زنانه در این موقعیت روایت کنند.
اشکالات قابلتوجهی در این مواجههها وجود دارد که میتوان مهمترین آنها را در ساحت «روششناختی» جستجو کرد. تحلیلهای این چنین در ضمن خود از نوعی خلط معرفتی غیرروشمند رنج میبرند. تحلیلگر تا زمانی که تلاش میکند هویتهای جنسیتی را در زن و مرد متمایز کند، نقطۀ عزیمتی انسانشناختی/ذاتشناختی دارد و میتواند بگوید ویژگیهای متمایز زن و مرد در یک انتزاع ذاتشناسانهای چنین است. در این سطح تحلیلگر و متفکر به نوعی «حقیقت» نائل شده است که برای او جنبهای الهیاتی، ارزشی و اخلاقی پیدا میکند. در شرایطی که او هنوز از یک ساحت «تحقیقی» خارج نشده است تلاش میکند مختصاتی را که از جنسیت زنانه و مردانه مفروض گرفته تا سطح حکمت عملی بسط بدهد و به توصیفات هنجاری برسد و مشخص کند «زن و مرد باید چگونه زندگی کنند؟».
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه زنان علیه رکود حوزه زنان
چگونه اخلاق انتزاعی مانع از فهم واقعیت زن ایرانی میشود؟ (۲)
✍️مهدی تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعهشناسی
🔸#یادداشت_اختصاصی
اما در فرض اینکه تمام این مسیر از هر نظر به درستی طی شده باشد، اولین و مهمترین خطا در اینجا رخ میدهد که تحلیلگر نسبت به «فهم واقع» در جامعه – آنگونه که هست – التزامی ندارد و تصور میکند واقعیت جامعه را کاملاً در چنگ خود دارد و حالا میتواند از تفاوتهای «واقعیت» و «حقیقت» بحث کند. اینجا سرآغاز انتزاعیشدگی، ازجاکندگی تاریخی و اجتماعی است.
متفکر سازههای نظری تحقیقی را بدون التزام به چارچوبهای نظری و روش فهم وضعیت تحققیافته به شابلونهایی تبدیل میکند و به وسیلۀ آن به قضاوت پدیدههای اجتماعی مبادرت میورزد. در بسیاری از این متون که حاوی خلط پنهانی میان الهیات، اخلاق و ذاتشناسی جنسیتی با جامعهشناسی جنسیت است، تنها یک فرض اثباتنشده وجود دارد که از ساحت انتزاعی ذات و طبیعت انسان نیامده و آن این است که «نوعی مهندسی فرهنگی و سیاستگزاری» موجب شده زنان در چنین رژهای شرکت کنند.
دربرابر این صورتبندیهای شبهاخلاقی اولین پرسشها این است که «واقعیت رژۀ جانفدای دختران چیست؟»، «واقعاً زنانی که بروز نظامی داشته و آلات جنگی به دست گرفتهاند، چه درکی از خود و عمل خود دارد؟»، «موقعیت جنگ وجودی و بعثت مردمی، چگونه در فهم این پدیده قابل توضیح است؟»، «زن ایرانی از گذشته تا امروز فارغ از بحثهای نظری و اخلاقی، روی زمین مشغول چه پروژۀ تاریخی بوده است؟».
پرسشهایی از این قبیل میانجی مغفول قضاوت ارزشی چنین تحلیلهایی هستند و برای پاسخ به آن علاوهبر نوعی «درک فلسفی، نفسالامری جنسیت» به انواعی از «نظریات جامعهشناختی جنسیتنگر» نیاز دارد.
نظریاتی که نهتنها اثباتاً در سطور چنین تحلیلهایی ظهور ندارد، بلکه روشن است ثبوتاً هم در ذهن تحلیلگر چنین دستگاهی برای تحلیل واقعیت وجود نداشته است که درنتیجۀ آن، بستههای اخلاقی مبتنی بر ذات، بدون فهم و لحاظ پیچیدگیهای انسان در ارادهورزی اجتماعی بر سوژههای انسان تحمیل میشوند. مثلاً باید پرسید «آیا سلاح بهدست گرفتن زنان تحت هر شرایطی، در هر زنی و در هر زمانی نشانۀ مردواردگی است؟»، «آیا هر زنی که سلاح بهدست میگیرد، در حالی مدفون کردن قدرتهای زنانه و فروگزار نمودن نقشهای زنانه است؟» و یا در پرسشهای اساسیتر «آیا سلاحبهدستگرفتن زن مسلمان ایرانی در شرایط جنگ و بعثت با سلاحبهدستگرفتن زنهای نیروی ارتش اسرائیل و آمریکا تفاوت وجودی و ماهیتی ندارد؟».
اگر این قطعات فروریخته در تحلیلها در جای خود قرار بگیرد مشخص خواهد شد کدام تحلیلهای اساساً نسبتی با واقعیت اکنونی زن ایرانی دارد و کدام نه. سپس روشن خواهد شد زن ایرانی در حال فتح کدام قلههاست، حتی اگر به حسب ظاهر بخشی از این مسیر «مردانه به نظر برسد.»
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻اقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی
زنان چگونه باید فضای انتقامخواهی رهبری را مدیریت کنند؟
✍حمیده عربسرخی
🔹#گزیده_ویژهنامه
یکی از ابعاد استمرار «خونخواهی» و «انتقام خون رهبر شهیدمان»، صحبتکردن در بستر «روضه» و «عزاداری» است؛ عزاداریای که ما باید در آن، «بلوغی زنانه» را داشته باشیم.
➕دانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژهنامه جنگ تحمیلی سوم در مجله اقلیما
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»
مصاف صورتبندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟
✍ مهدی تکلو
🔹#گزیده_ویژهنامه
صورتبندی زینبی، صورتبندی عبور از منطقهای ظاهری است که غالباً چون کفایت نمیکنند موجب اختلاف میشوند. صورتبندی زینبی فهم سنتهای خداوندی در مصاف وجودی با باطل است که چگونه این مقاومت میتواند بسط دهنده سطح جدیدی از زیبایی، مهر و جذبۀ خداوندی را رقم بزند. این صورتبندی کاری زنانه است. باید جنس زن را در این موقعیت فهم کرد و از او چنین مأموریتی را مطالبه نمود.
➕دانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژهنامه جنگ تحمیلی سوم در مجله اقلیما
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️ این کار خیلی با عظمت است!
این مسئلهی بانوان و دختران ورزشکار ما که با
حجاب در میدان میروند، خیلی چیز مهمی است. من نمیدانم کسانی که درصدد ارزیابی حوادث کشورند، یک ارزیابی درستی از این قضیه دارند یا نه. این، فوقالعاده است. در کشوری از کشورهای اروپا، یک زنی (مروه شربینی) را به جرم باحجاب بودن، جرأت میکنند چاقو میزنند و او را میکُشند؛ آن هم در دادگاه و جلوی چشم قاضی! اینجوری است. خجالت نمیکشند؛ در دانشگاه، در ورزشگاه، در پارک، در خیابان، به حکم قانون - قانونی که جعل کردهاند - متعرّض زن محجبه میشوند. آن وقت در این فضا، توی این کشورها، یک زن محجبه در موضع قهرمان بر روی سکوی قهرمانی میایستد و همه را وادار میکند به این که او را تکریم و تجلیل کنند. این چیز کمی است؟ این چیز کوچکی است؟ این کار خیلی باعظمت است.
۱۳۹۱/۱۲/۲۱ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻بعثت زن محجبه انقلابی در مقدّرات اساسی، پیشران حل بیحجابی
✍ حجتالاسلام محسن قنبریان در کانال شخصی
🔁#بازتاب_اندیشهها
۱. امام جایگزین بیحجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود. حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
۲. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی» (مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود.
اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
۳. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
۴. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است!
کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت!
اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
۵. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده، در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق!
بیشتر به نوعی «پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
۶. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل!
با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻پایان استعارهٔ زنِ قربانی!
✍دکتر مجتبی رستمیکیا
🔸#یادداشت_اختصاصی
▫️زبان، جنسیت و میدان نبرد
جنگها صرفاً در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. یکی از مهمترین میدانهای نبرد امروز، میدان معنا است. در این میدان، زنان با بازتعریف استعارههای جنسیتی، روایت غالب از «قربانی بودن زن در جنگ» را به «عاملیت استراتژیک زن» تبدیل کردهاند. تجمعات خیابانی ۵۰ شب اخیر در ایران، صحنهای بیسابقه از این تحول معنایی بود.
استعاره «مادر-فرمانده»: از حضیض فقدان به اوج عاملیت
در فرهنگ سنتی جنگ، زن اغلب در استعاره «مادر سوگوار» یا «همسر منتظر» چارچوببندی میشد. اما آنچه در خیابانهای ایران در پنجاهمین روز فقدان رهبر شهید رخ داد، گسست از این استعاره کهنه بود. زنان با حضور در صفهای مقدم رژه «جانفدایی»، خود را نه به عنوان «سوگوارانی منفعل»، بلکه به عنوان «مادران-فرمانده» بازتعریف کردند. این استعاره جدید، تلفیقی از عاطفه مادرانه و عزم رزمنده است.
▫️استعاره «صورتیسازی قدرت»: معکوس کردن رمزگان تهدید
در فرهنگ نظامی متعارف، رنگ صورتی نمادی از «ضعف»، «لطافت» و «غیررزمی» است. اما آنچه زنان در تجمعات اخیر انجام دادند، واژگونی این دلالت معنایی بود:
تفنگ صورتی نه به معنای «اسباببازی» یا «کمتهدیدکننده» بلکه بهمعنای مؤنثسازی مقاومت و نمایش این حقیقت که «قدرت جنسیتی برساختهای بیش نیست»
موشک و ماشین صورتی: بازنمایی این ایده که حضور زنانه در جنگ، نه حاشیهای، بلکه ساختارشکن است. صورتی شدن سلاح، استعارهای است از «در اختیار گرفتن نمادهای قدرت توسط سوژهای که قرار بود فقط قربانی باشد»
این «صورتیسازی» را میتوان مقاومت نشانهشناختی نامید بازپسگیری نمادهایی که علیه زنان ساخته شده بودند.
▫️سهگانه خیابان، میدان و دیپلماسی: استعاره «پل زنانه»
تحلیلهای سنتی، عرصه جنگ را به سه حوزه مجزا تقسیم میکنند: خیابان (اعتراض و پشتیبانی مردمی)، میدان (نبرد نظامی) و دیپلماسی (مذاکرات سیاسی). اما زنان در ۵۰ روز مقاومت ایران، استعاره «پل زنانه» را برساختند: آنها در خیابانها حضور فیزیکی داشتند، در میدان نبرد با طراحی عملیاتهای «جانفدایی» نقش مستقیم ایفا کردند، و در عرصه دیپلماسی، «شهیدان دختر» را به نمادی از «خط قرمزهای ملی» تبدیل ساختند.
این سهگانه، در تحلیل نهایی، یک پیوستار معنایی است: زن نه در یک عرصه که همزمان در سه عرصه، روایت جنگ را بازمینویسد.
▫️لباس فرم زنان: استعاره «بدن-سنگر»
یکی از برجستهترین نشانهها در تجمعات، پوشش زنان بود. نه لباس جنسیتیِ «غیرنظامی» و نه لباس نظامیِ خشن، بلکه «لباس فرم زنان». این لباس، استعارهای است از «بدنسنگر»: بدنی که هم مؤنث است، هم مقاوم؛ هم در معرض تهدید، هم خود تهدیدکننده برای دشمن. این لباس، مرز میان «حیات خصوصی» و «عرصه عمومی نبرد» را محو میکند.
▫️پایان اسطوره «زن قربانی»
آنچه در ۵۰ روز مقاومت ایران و تجمعات رخ داد، یک تحول استعاری بنیادین بود: زن از قاب «قربانی منتظر نجات» خارج شد و وارد قاب «سوژهای استراتژیک» گردید. سهگانه خیابان، میدان و دیپلماسی دیگر عرصههایی مجزا برای «مردان جنگی» نیست؛ زنان با استعارههای صورتی، لباس فرم و جانفدایی، خط مقدم معنا را فتح کردهاند. شاید مهمترین پیام این یادداشت این باشد: در جنگی که معنای آن در خیابانها ساخته میشود، دیگر نمیتوان «بدون زنان» درباره جنگ حرف زد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag