-عاقبت دستانمان رو میشود باشعر ها؛
مثل چشمانی که بعد از گریه ها پف میکنند..
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ
وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ..
و کاشکی پوست قفسهی سینهی ما شیشهای بود تا حقایق پنهان قلبمان بیواسطه رویت میشد.
ز تو دارم این غمِ خوش،به جهان ازین چه خوشتر؟
تو چه دادیم که گویم که از آن بهام ندادی..