هدایت شده از مالادا | مائده زارعی
آقا، من هنوزنم وقتی میخوام یه چیزی راجع به شما بگم، ناخودآگاه میگم «دور از جون» چجوری امشب براتون نماز لیلة الدفن بخونم؟
کاش تو همون تشییع که انقدر میگفتند
ممکنه زیر دست و پا له بشید ، له میشدیم ،
حقیقتا من تاب و توان هندل کردن این حجم
از غم رو ندارم ..
کسی رو انتخاب کن که بهت بگه :
ناراحتی ؟ نگران نباش من کنارتم
نه کسی که بگه :
تو ام که همیشه ناراحتی…
نوشته بود
این مدت چیز هایی را از سر گذرانده ام
که میتوانم سال ها بدون اینکه هیچ اتفاقی
بیافتد غمگین بمانم .
ای خدایِ پر زورِ من!
این آدم هایی که پناه اند در هر پیش آمد رو
از هر بلایی بخاطر قلبِ ضعیفِ من حفظ کن ..
قربانت
ممنان