بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشه ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کار رو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی، اما مگه قلب حالیشه؟
نیازمندیها:
نیازمندِ یه آدمیم که وقتی خودم بیخیالِ خودم میشم، اون بیخیالم نشه
این کلمهی ببخشید مال موقعیه که مثلا" پات اشتباهی میره رویِ کفش یه نفر ، یا مثلا" توی خیابون اشتباهی میخوری به کسی. وقتی آگاهانه قلب یکی رو میشکنی یا وقتی میدونی اگه کارایی بکنی و اون بفهمه خیلی خیلی ناراحت میشه نباید انتظار داشته باشی با ببخشید همه چیز به روال قبل برگرده.