اخترک ب612
در همنشینی با یاس .
نشسته بودم رو جدول ، یاس هم نشسته بود کنارم ، باهم منتظر بودیم و به آسمون نگاه میکردیم
حس میکنم تو آینه تصویرم محوه ، انگار که نیست و فقط یه رد کمرنگی هست . همچیو از نزدیک آینه دادم کنار و نزدیک کردم صورتمو به آینه ولی بازم یه شبحی از من اونجا بود فقط .
اخترک ب612
حس میکنم تو آینه تصویرم محوه ، انگار که نیست و فقط یه رد کمرنگی هست . همچیو از نزدیک آینه دادم کنار
مثل یه بوم نقاشی که زیر بارون شدید رنگاش رفته و فقط چندتا رنگ بریده بریده مونده ازش