اخترک ب612
رفتیم تلگرام https://t.me/littleprinc612
تا مدت کاملا نامعلوم هم تلگرام هستم هم اینجا
تو حموم تعادلمو از دست دادم و داشتم میوفتادم ولی خودمو نگه داشتم و نزاشتم بیوفتم اما پاهام خورد به اون لبه آهنی در و خون اومد ، بجای حس درد احساس کردم کمی اروم تر شدم .
اون لحظه فکر کردم اگه کلا میوفتادم و بیشتر خون ازم میرفت چقدر حالم بهتر میشد .
هدایت شده از _
ازونجایی که برام ارزشمند بود چیزایی که فرستادین پاکش نمیکنم و به اینجا انتقالش میدم تا بمونه .
هدایت شده از اخترک ب612
اندوهم طولانی شد ، استخوان هایم شکسته شد ، بدنم پوسید و جز بارِ خطاهایم چیزی برایم نماند .