خدایا من قرار نبود معمولی زندگی کنم و بمیرما ،
کاری کن مرگ و زندگیم عین یه قهرمان باشه .
احساس کردم خالی و تاریک و آرومه و باید برم به اعماق آسمون .
احساس کردی کجای آسمونی ؟ وسط کدوم کهکشان بین چه فضای تاریک و بی انتها ،
پس راه فرار از کجاست ؟ من واقعا تو زمین گیر کردم .
هدایت شده از آشغالایِ رنگی !-
رنج نباید تو را غمگین کند. این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند!
رنج قرار است تو را هشیارتر کند.
به اینکه زندگیات نیاز به تغییر دارد چون انسانها زمانی هشیارتر میشوند که زخمی شوند.
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تحمل نکن، رنجت را درک کن!
این فرصتی است برای بیداری وقتی آگاه شوی بیچارگی تمام میشود.
وقتی یکی زیاد تو ذهنتونه و نمیتونید فراموشش کنید ، براش دعای خوب کنید .
اینکه تو ذهنتونه یه دلیلی داره .
آسمون و ستاره ها موقع خواب از پنجره بالا سرم پیداست و بهم دیگه نگاه میکنیم ، این یعنی زندگی هنوز خوبه .