هنگامی که سخن از حسین علیهالسلام میگویند، کلمات در برابر عظمت این نام، به لکنت میافتند و معنا در آستانهٔ هیبت او، سر به زمین میگذارد. حسین، تنها یك نام نیست، او قافیهٔ ازلی کلمه حق است که در ردیف ایثار مینشیند و ترانهٔ جاودانهٔ ایستادگی را در گوش تاریخ میخواند. او، خورشیدی است که در اوج تاریکی ظلمت، نه برای روشنایی مادی، بلکه برای بیداری روحهای خفته، در میانهٔ تلاطم خاك و خون، شعله کشید. کربلا، آن پهنهٔ بیکران عطش، نه تنها تلاقی تیغ و نیزه، که نقطهٔ جوش عشق بیکران بود، جایی که در آن، خون بر شمشیر پیروز شد و معنا بر ماده چیره گشت. ای سیدالشهدا، ای که در اوج تنهایی، در میانهٔ میدان، با تمام وجود، معنای بندگی را بازتعریف کردی. تو به ما آموختی که شکوه، در مادیات نیست، که در ایستادگی بر سر اصل خویش است. تو آن تكدرختی بودی که ریشههایش در قلب آسمان بود و شاخههایش، سایهسار عدالت بر سر نسلهای متمادی. هربار که خورشید از افق برمیآید، گویی بازتابی از آن نور کربایی است که هرگز خاموش نشد. و هربار که انسانی در برابر ظلم، سر را بالا میگیرد، بدان که در رگهای او، قطرهای از آن خون مقدس و نبض جاویدان حسینعليهالسلام جاری است.
عرفان.
هنگامی که سخن از حسین علیهالسلام میگویند، کلمات در برابر عظمت این نام، به لکنت میافتند و معنا در
Ali Fani1_18566068419.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
جگر یك عالم را به آتش کشیدهای، حسین.