گنجِ عشقِ خود نهادی در دلِ ویرانِ ما
سایه دولت بر این کنجِ خراب انداختی
- حافظ .
خسته از خویشتنم، تاب ندارم دیگر
کاش میشد که خودم را بگذارم بروم
- محمد عزیزی .
"التیامِ زخمهام"
و باز هم دیدنِ عکس شما باعث شد از دلتنگی گریه هامو نتونم کنترل کنم.
پدر من، تاج سر و رهبر من شمایی آقاجون؛