"التیامِ زخمهام"
بیا که رنج فِراقت بُرید امان مرا... .
رفته بودی که بیایی چقدر طول کشید
آقا ، مگر اینکه تو بیایی و حیاتم بدهی..
خدا کاشف کلمه ی "دقیقا "رو
رحمت کنه که اگه نبود نمیدونستم
چطوری باید با بقیه ارتباط برقرار کنم.
میدونی، گاهی وقتا به معرفت خدا که فکر میکنم،
یاد اون فیلمنامههایی میافتم که آخرش
یهو همه چی حل میشه. ما فقط اون تیکه
سخت و پر از گرهش رو میبینیم، ولی
خدا از اول تا آخر فیلم رو نوشته 👌🏽
"التیامِ زخمهام"
ناهار قرمه سبزی درست کردم، بابابزرگم و دعوت کردم خونمون🥹🎀
بندخدا تنها بود تو خونه..
مامانبزرگمم دیگ پیشش نیست،
حس کردم اگ بیاد خونه ما بهتر میشه حالش(: