امام علی (ع)
نه مرگ آنقدر تلخ است ،
و نه زندگی آنقدر شیرین . .
که انسان شرف خود را بفروشد
گفتم: نگرانتیم ،انقدر موقع اذان توی
جاده نزنکنار .» چند دقیقه دیرتر نماز بخونی چی میشه؟ افتادی دست کومولهها چی؟! خندید؛
گفت: تمام جنگِ ما بخاطر همین نمازه. تمامِ ارزش نمازم توی اول وقت خوندنشه ✨️
[شهید مهدی زین الدین]
ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم.
ای رهبر ما همگی چشم به راهت هستیم.
تو سفر کردی و آسوده شدی ازدوران
همه ماتم زده هر لحظه به یادت هستیم
"التیامِ زخمهام"
از دیشب! ۴۷ تا زوج در حرم سیدالکریم و میدون هایِ ما:)))
وایییی😍🥺
ان شاالله تورو من تو این لباس ببینم خانومیییی🥹👰🏻♀️
"التیامِ زخمهام"
وایییی😍🥺 ان شاالله تورو من تو این لباس ببینم خانومیییی🥹👰🏻♀️
همچنیننن دختر قشنگم🫂🥰
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بیشرمانه به چشمهای معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بیقرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمدهای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بیسوادی. سادهزیستی. تپقهای کلامی داری. گفتند مردمفریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی. وقتی همهشان سرگرم بازیهای سیاسی و پولپاشیهای رسانهای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفشهای گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بیوقفه. خوشحالی که دوید توی چشمهایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگیهایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگلهای مهآلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوهوار و ایستادهقامت ماند. دور خودش جمعمان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسهای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مههای ورزقان محو شده بودیم... #شهیدرئیسی