eitaa logo
"التیامِ زخمهام"
78 دنبال‌کننده
701 عکس
92 ویدیو
3 فایل
﷽ - التیـام‌. . مکانی برای تخلیه حرف‌ها و تراوشاتِ دل ؛ متغیّری از حال‌ و احوالِ نامعلوم . . . یه گوشه خلوت برای"درمانِ دردها"؛ . فضایی برایِ حرف هایِ خط خورده ، با چاشنیِ روزمرگی. - وقف حضرت مادر؛ . [لینکِ ناشناس اولین سنجاقِ کانال] .[آیدی← @haileyy]
مشاهده در ایتا
دانلود
امسال هرطور شده من و باید دعوت کنی آقاجان!
اگر میخواهی زنده بمانم از درد و غم ِ هجران باید بطلبی!..
من گنهکار ِ رو سیاه رو بطلب!.. خسته شدم از ادامه ی زندگی که کربلا توش نیست//
جسم فلك زده در کنج ِ اتاق، خلوتگاه ِ خود، شبی در نقطه مسکوت ِتهران!،.. 
درست جایی ك سجاده  پهن ِ اما انقدر این جسم کدر شده ك به سجاده پهن فقط می نگره. و تا دو ساعت دیگه مقصد ِ این جسم به جایی دیگر انتقال داده میشه. 
این فلك زده ی ناامید رو هرروز به ضرب و زوری میکشم تا بتواند نفسی تازه کند و از کدری خود دربیاید. آخه طاقتش طاق شده. اذکارش مدام درحال ِ درس های نخوانده و کار های عقب افتاده و زندگیِ تمام شده و حال هوای محرمی که هنوز بر جانش ننشسته پیچ و تاب میخوره و در سیلانِ.. 
اما.  . 
ذهنش تو ایوون ِ نجفه. 
قلبش صحن آزادی ِ مشهد پرسه میزنه. 
افکارش در پنجشنبه هایِ شهدایی جا مونده. 
محرم و اربعین های ِهرساله اش در خیال ِ کربلا میگذره ! 
سلول هایش در بند ِ جمکران و حال و هواشه. 
بند بند وجودش لابه لای ِ عرش الهی جامونده. 
اما جسم! امان از جسم ناقصی که جایی در اتاقی سقوط کرده که نایی برای ِ نفس کشیدن هم نداره...! 
توانی برای حرکت کردن نداره.. 
برای ِ این زندگی که دیگر مشوقی جز خانواده ش نداره.. 
برای ِافکار ِ نا تمام! 
زخم های التیام یافته نشده! 
درد های تسکین نشده! 
کارهای عقب افتاده! 
و خوشی های هیچوقت نیامده.
اندراحوالاتِ خانومی به مجهولی ِ روزگار.
"التیامِ زخمهام"
امسال هرطور شده من و باید دعوت کنی آقاجان!
نمیدونم، شاید اینطور بهتر شوم.. 
خودمانیم.. 
حرم عبدالعظیم بوی ِ شمارو میده.  .  
از ایشون هم کربلا مو خواستم، 
از شهدا کربلامو خواستم... 
یا حضرت رقیه، به نیت ِ خودت بازم میگم امشب، 
اللهم الرزقنا کربلا💔؛ 
اللهم الرزقنا شهادت فی سبیلک.
من بی جنبه ام... 
نمیشود، طعم  ِعشقت را مزه مزه کنم و حالا دیوانه یِ لذت رسوخ کردن ِ آن طعم دیوانه وار به جانم دیگر نشوم و توقع داری سراغشم نیایم.؟! 
نمیشود، شهدا مرا عاشق ِ خود کنند و حالا این پنجشنبه به جایی ك پیش آنها باشم باید کوله بارم را جمع کنم و سفری اجباری برم..!
"التیامِ زخمهام"
من بی جنبه ام... نمیشود، طعم ِعشقت را مزه مزه کنم و حالا دیوانه یِ لذت رسوخ کردن ِ آن طعم دیوانه و
نمیشود حالا ك قلبم را درون ِزمین های سنگلاخی ِ حرم آقاجانم امام رضا دفن کردم و حالا بی قلب زندگی کنم! 
بخدا نمیشه...؛ 
این زخم ها رو چگونه التیام دهم؟! 
خدایا به جز تو به چه کسی میتونم پناه ببرم؟
محرم ِبدون رهبری... ماه رمضون ِ بدون عزیز.. خدایا این چه تاوان ِ سختیه؟! چی درون من دیدی که انقدر زندگیمو پیچ و تاب میدی قربونت برم؟!
"التیامِ زخمهام"
نمیشود حالا ك قلبم را درون ِزمین های سنگلاخی ِ حرم آقاجانم امام رضا دفن کردم و حالا بی قلب زندگی کنم
و گویی تنها تویی که میتونی زخم هام رو التیام بدی و من و از این ناامیدی که زندگی برام رقم میزنه نجات بدی... چقدر قشنگ تا اسمت اومد اذان شد و من به سوی ِ خودت فرار میکنم(:
هدایت شده از محبین
باید خون گریه کرد به حال ولایت شناسی ما مدعیان @ir_mohebin