تاحالا شده تمام وجودت فریاد بزنه من دلتنگ ِ کربلام!
من الان همون حالم.؛💔💔💔
و من حسرت میخورم ك چرا،
کبوتر نبودم در صحن اسماعیل طلا،
خادم نبودم در بین الحرمین،
گل نبودم روی مزارِ رفقا،
خاکریزه نبودم در شلمچه،
کتابفروشی نبودم در جمکران،
من زیادی دلتنگم،،
دارم تمرین میکنم از این دنیا بکنم،
دارم تمرین میکنم از آدما بکنم...
نمیدانم، این حال و احوالم از سر ِ دلتنگیست
یا از سر ِ شرم گناهانم درمقابل محرم ِ حسین،
اما میدانم شاید التیام زخم هایم دیدن حریم هایشان باشد...
Karen Homayounfar karen_homayounfar_reyhane 128.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
این چند روز نشستم فکر کردم(:
دیدم خیلی دست هام خالیه.
اگر همین الان خدا جونمو بگیره، هیچ چیز برای ارائه ندارم ك نشون بدم بهش،.
منِ رو سیاهِ درمانده، تازه آرزوی شهادتم دارم..
چه آرزوی دست نیافتنی!
پس از همین امشب، فقط به عشق دیدن کربلات، خودمو سبک میکنم(:
#بیکلام
به بها میدهند به بهانه که نیست!
شهادت زحمت داره ، شهادت درد داره درد بریده شدن از همهی تعلقات ِدنیا ؛
دل میخواد ، دلی که کنده بشه از دنیا :)
-شهید محمدحسینعزیزی
-خستگی تو صورتم بیداد میکنه..
در آینه ی کثیف ِ آشپزخونه مسجد، منو رؤیت کنید😕😂
مشغول غذا دادن تو هیئت هستیم.
جاتون خالی ۱۵۰۰ تا قیمه نثار ِ امام حسینی شد(:
اگر پیشم بودید براتون میاوردم.
"التیامِ زخمهام"
عکس قیمه هارم نمیزارم دلتون نخواد😔
(مدیونید فکر کنید هیچ عکسی نگرفتم😕)..
ماشالله هوا انقدر تو اشپزخونه گرم بود که مارم باید جا میکردن میزاشتن تو غذاها از بس که پختیم🥸
"التیامِ زخمهام"
محض ِ ریا گذاشتماااا...
میخواستم بگم مثلا خیلی اونجا کار کردم..
والا ما که نوکر امام حسینیم، من اونجا نخود سیاهِ مجلس بودم😕..
اومدیم یه اسمی درکنیم امام حسین نگاهمون بندازه بخدا🥸.