من در تمام طول اون سال، وقتی میرفتم قم به یُمن تمام ِ خاطرات شهید چیت سازیان با همسرشون در قم، میخوندم و میباریدم . . .
و همیشه رو اون تیکه از کتاب قفل میکردم.
اونجایی ك شهید شهادتشو از اشک ِ نماز شبش گرفت، اخه دوستش قبل از شهادت گفته بود راهکار ِ شهادت! اشکه((:💔
"التیامِ زخمهام"
راهکار ِ شهادت؟! اشک💔
واقعا داری میری آقا؟؟؟!!
تو رو به مادرت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فراموشمون نکن عزیزترینم. 😭
خب ما برگشتیم. .
خدایا، ممنون ك هوامو داشتی نزاشتی بنده ات سقوط کنه.
امشب تا دلم میخواست فریاد زدم. داد زدم. برا حسینت ضجه زدم. برای پیشواز تشیع ِرهبر ناله کردم. .
اشک ریختم، هق هق کردم. . 💔