بین تلاطم ِعقل و دلم گرفتار شده ام.
طرفی عقلم میگوید: بمان، ببخش، فراموش کن، به خدا اعتماد کن. به دغدغه های ِدیگرت فکر کن، به آیندت...
به زندگی ات، به خدا، به ائمه، به امام حسین، امام رضا، به رهبر شهید(((:
خودشون هواتو دارن.
هروقت غرق ِگناه و امتحان ِالهی بودی، ضجه هاتو فقط امام زمان شنید..
هروقت خدا خدا میکردی و آیت الکرسی میخوندی، فقط خدا بود ك با اوردن اسمش تورو آروم میکرد..
هروقت به داداش ذوالفقاری توسل میکردی، خودش قلبتو برا مدتی دستش میگرفت..
اما...
چه کنم که...
طرفی دیگر دلم به زبان میاید و میگوید:
فاطمه!
تو خیلی داری تو این دنیای سر تا پا مادی مظلوم واقع میشی...
انگار که دنیا تقاص ِ همه سنگینی هاشو داره از تو میگیره..
به ستوه آمده ای.
نمیدانم خدا چه چیزی درون تو دید ك تورا شایسته این زندگی دانست..
اما متاسفم که دلت میشکنه.. متاسفم که باید به حال خودت و عزیزانت باید گریه کنی.
و باز هم سر سجاده به خدایی پناه می آوری ك سکینه القلوبه(((:
خدایا من بین دل و قلبم گرفتارم.
عقلم میگه رها کن، بگذر...
دلم میگه از خدا بخوا تقاصِ حرص و جوش و گریه هاتو از آدمایِ خدا نشناس بگیره🙏🏻..
خدایا خودت کمکم کن(:
اندراحوالات ِخانومی به مجهولی روزگار
کاشکی یروزی انقدر آدم بشم و نظر کرده،
که بگن صاحب ِاین کانال شهید شده((((:
"التیامِ زخمهام"
بمیرم برا بچه های جنوب !.. 💔
#لعنتاللهعلیالقومالظالمین
وقتی بفهمی آدما فقط بر اساس
سطح درک خودشون همه چیزو میبینن
از توضیح دادن دست میکشی.
ای که از بوی طعام ِخانه ها خوابت نبرد
مادرم نذر تورا هروقت "هم زد" گریه کرد.