172953211.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
من با این موزیک مُردَم((!
یه روز مولانا از شمس میپرسه که
«این اندوه عمیق بلاخره کِی تموم میشه؟»
شمس هم میگه که «اندوه تمام نمیشود، تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود..»
#بیکلام
و بالاخره...
روز ۵/۵ شد آخرین روزی که تهرانم .
باورم نمیشه، منو بعد از سالها طلبیدی امام حسین جانم(((: ..
نمیدونم.... هنوزم تا نرم و عطر هوای کربلا رو استشمام نکنم ، باور نمیکنم که رفتنیَم .
اما، مگه جای ِمن بی لیاقت میتونه اونجا باشه؟!
آخه من؟.. من ِ گناهکار؟! یعنی منم میبینی؟ ..
امروز بعد از اینکه بچه ها حس و حالِ کربلاتو برام وصف کردن، راه ِ مشایه ، کاظمین ، نجف، ...
دلم برات دوباره رفت .. بیشتر از قبل عاشق مسیر و راهِت شدم.
من لیاقت ندارم تو این راه باشم ..
اما همینکه من و دیدی و نزاشتی اربعین تهران بمونم ..
نمیدونم چجور ازت تشکر کنم امام حسین ّبچگیم ( ( (:
من برای ِ دیدن دُر نجف بابا علیم ذوق دارم، خب..
+به یاد تک تک تون قدم هامو برمیدارم🤍
اندراحوالات ِخانومی به شیرینیِ روزگار
چند ساله مثل دختر بچه های ِیتیم، دربدر تو روضه هات کربلا خواستم.
از خانوم رقیه، امام رضا، حضرت معصومه، روز عرفه، شب ِقدر، شبِ لیله الرغائب، هیئت خونگی، خلوتگاه های گریون شبانم، گلزار شهدا، شهید ذوالفقاری و ...
شد... بالاخره شد(((( :
منم مثل ِبقیه دارم کوله بارمو میبندم و آماده سفر میشم.
حسِ جامونده هارَم خوب میفهمم.
من ۱۳ ساله جامونده بودم((( :
"التیامِ زخمهام"
ایشون یکی از برادرای ِمخلص بامعرفتمه. ازش قول گرفتم دعوتم کنه نجف، وادی السلام((((((:💔
میتونم بابت ِ این پیامم گریه کنم!
من هنوزم دل بستم به اینکه بیام وادی السلام ببینمت داداش(( :
خیلیی با معرفتی.
خیلی...
هرچی بگم کم گفتم...
کاش فقط داداش ِخودم باشی.
نجف میبینمت داداش( :💔
کیف ِکولیم و خیلی سنگین کردم🥲.
بابام میگه خودت میدونی.. گریت دراومد اونجا من کیفتو نگه نمیدارم .
بابام کیفمو دیده گفته اینااا چیه برداشتی؟؟
خب اخه پدر من، مگه من تاحالا اربعین رفتم که بدونم چی بردارم..
میگه کرم ضد جوش چیه؟😕😂