"التیامِ زخمهام"
ایشون یکی از برادرای ِمخلص بامعرفتمه. ازش قول گرفتم دعوتم کنه نجف، وادی السلام((((((:💔
میتونم بابت ِ این پیامم گریه کنم!
من هنوزم دل بستم به اینکه بیام وادی السلام ببینمت داداش(( :
خیلیی با معرفتی.
خیلی...
هرچی بگم کم گفتم...
کاش فقط داداش ِخودم باشی.
نجف میبینمت داداش( :💔
مامانم میگه فاطمه یکم با بچه مهربون باش... رفتی شهید شدی اونجا، برم تلویزیون یچیز خوب ازت بگم😕
"التیامِ زخمهام"
تکیه گاه ِ زندگی من تو روزای سخت زندگی و سقوطم///*
ببین اصلا بحث وابستگی، خرس گنده شدن نداره..
تو میتونی ۳۰ سالت باشه، اما همچنان وابسته به مامانت باشی و دلت برای تک تک نفساش بره..
وابستگی ِمن به مامانممممم، اینجوریه ك الان میخوام برم کربلا بدون ِاون یه حس غریبونه ایه.
"التیامِ زخمهام"
برم بگیرم بخوابم؟؟ وا دیوونه ای؟.. پس فکر و خیال چی میشه؟
الان وقت ِچیه؟!
آفرین، مداحی گوش کردنای شبونه همراه با کتاب ِارتداد((( :
"التیامِ زخمهام"
الان وقت ِچیه؟! آفرین، مداحی گوش کردنای شبونه همراه با کتاب ِارتداد((( :
اولین روزیه بعد از آزمونام ك دارم با آرامش شبمو میگذرونم
هدایت شده از "التیامِ زخمهام"
نَذر کردم کِه اگر کربُبَلا قسمت شُد
اَربعین جای رُقَــیـه به زیارت بروم!❤️🩹