eitaa logo
"التیامِ زخمهام"
78 دنبال‌کننده
703 عکس
92 ویدیو
3 فایل
﷽ - التیـام‌. . مکانی برای تخلیه حرف‌ها و تراوشاتِ دل ؛ متغیّری از حال‌ و احوالِ نامعلوم . . . یه گوشه خلوت برای"درمانِ دردها"؛ . فضایی برایِ حرف هایِ خط خورده ، با چاشنیِ روزمرگی. - وقف حضرت مادر؛ . [لینکِ ناشناس اولین سنجاقِ کانال] .[آیدی← @haileyy]
مشاهده در ایتا
دانلود
دیگه واقعنی خدافظ
انقدرم نیاین پیوی فحشم بدید که داری میری.. اون سالایی که شما میرفتید ما جامونده بودیم... انشالله قسمتتون بشه🤍🙏🏻
بعد از مدت ها وصل شدن به اینترنت و تو راه بودن و خاموش شدن ِگوشی، تونستم وصل بشم ((((:
و ما رایت الا جمیلا
عاجزم.. از چی بگم.. حس میکنم کلمات از وصفِ این حس و حال عاجز میشه. اینجا لحظه لحظه بهشت و تجربه میکنم . دیگه گرما معنایی نداره.. من، اینجا، راستش، عاشق شدم . هنوز یک روز از اومدنمون گذشته . اما منِ بی جنبه عاشق شدم(((((: .. من عاشق ِاحترام عراقیا شدم (: من عاشق ِ اعتقادات راسخشون شدم . عاشق پذیراییا شدم . عاشق گرماهای اینجا(: عاشق اذانی ك بالاخره روی عراق تنظیم شد. من بلد نیستم شعر بگم، متن قشنگ بگم... اما من حتی عاشق ِ عکس های رهبر شهیدمم شدم(: .. عکس های سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس :))) از گریه هام بگم؟.. از حسرتام بگم؟!(: از مجنون بودن زوار و خادما (: از میهمان نوازی عراقیا .. من برای بیان کردن این حس و حال شیرینی ك بهم هجوم آوردن ناقصم، عاجزم، ناتوانم بخدا(((: امام حسین تو کی هستی ك همه اینجا برات جون میدن((((((:؟ مطمئنم وقتی پامو بزارم تو خاک ِایران، حتی دلم برای ماء بارد ها هم تنگ میشه، برای راهت، کوچه پس کوچه های عراق، ون ها، زیبایی خانومای ِ عراقی،،، یک جایی میرسه ك فقط میبینی روحت داره از جونت جدا میشه اما نمیتونی توصیفش کنی... من دلم و قلبم و بین راه ِعشاق جا میگذارم...
شاید باورتون نشه ، اما من مجنون شدم . دیوانه شدم ... تا به الان هرچی گفتم دوستت دارم دروغ بوده .. حالا که دارم فکر میکنم من بدون ِشما نمیتونم زندگی کنم(((: بهشت ؟ مگه خاکِ کربلا بهشت نیست ؟! من هنوز به کربلا نرسیدم ، هنوز به عمودا نرسیدم .. هنوز چای ِعراقی نخوردمااا .. من هنوز هیچکاری نکردممم(((: من هنوز مشایه نرفتم اما انقدر عاشقت شدمااا.. من اول رفتم سامراء، همونجایی ك داداشم شهید شده بود(: همونجایی ك امام هادی و امام حسن عسگری و خانواده امام زمانم اونجاان. وقتی شب رسیدیم و پذیرایی شدیم. تو اون همه زیبایی من مُردم(((: مُردم برای سرابت، برای زیبایی ِضریح نرجس خاتون و امام حسن((:.. دل گرفته ام باز شد... از جزئیات ِ دردِدل ها ك بگذریم، میرسیم به سید محمد(: عموی مولامون، صاحب الزمان(((: چقدر حس میکردم امام زمان اونجاست.. ناخودآگاه دستمو میزاشتم رو قلبم و صداش میکردم.. راستی راستی منِ عراق ندیده چطور زندگی میکردم(((:! بعد از سید محمد ، تو اتوبوس ولو شدیم و بیدارمون کردند و گفتند رسیدی کاظمین(((: بعد از پیاده روی، دوتا گنبد شفاف ِ زیبا جلو چشمام نقش بست . نمیدونم چند تا جون دارم اما اونجاهم باز مُردم. وقتی صحن هارو با بی تابی یکی پس از دیگری رد کردم، وارد شدم.. کاش وارد نمیشدم.. مداحی ِ امام رضا تو ایرپاد پلی شد و عطر امام رضا پیچید تو دماغم. پاهام شُل شد. کاظمین شد امام رضای دوم ایرانیا((((: تند تند نفس عمیق میکشیدم و میبلعیدم این حس ِخوب و تازه رو! الحق ك هم وجود ِ پدر حس میشد و هم وجود پسر(:! حیف ك دیر شده بود و نتونستم بیشتر بمونم، اما برای همگی دعا کردم.. هرچی قدم برداشتم به یاد ِ تک تک تون بودم... به یاد ممبرام، رفیقام، عزیزانی ك سفارش کردن ویژه یادشون باشم، کانالدارها، اجدادم، مادر و خانوادم، رهبرم، عزیزجونم((((((((: با حال مشوش اما همچنان دلی آروم، رفتیم و رسیدیم به خاک ِ نجف، همچنان تو استراحتگاهیم و نرفتیم ضریح نجف((((( : ببین، بوی پدری از اینجا حس میشه و من نمیتونم گریه نکنم... میتونم بگم احتمالاً بعد از زیارت نجف، نتونم درست زندگی کنم(((((:
از الان دارم برای خدافظی گریه میکنم
عزیزان، من عکس درست حسابی نگرفتم، گوشیم خاموش شده بود .. اما با گوشی دیگران تا دلتون بخواد عکس گرفتم، امیدوارم بفرستند عکسارو.